دختران تئاتری قسمت ۱۲۵ از ۱۲۵۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
قسمت 125
بیا
واایی، چای
عسلیه!
عالی نیست؟
خیلی
چطوره؟
...
چی؟
منظورم تمرین بود
باحاله؟
پوففف
فکر می‌کنی چطور بودم؟
اوپس
گند زدم
اوه
چی! چرا؟!
چطوری گند زدی؟
...
گند زدم چون افتضاح بودم
.......
ووآاع!
کی همچین
حرفی زده؟
....
وقتی خودمم فکر می‌کنم بدم
به نظرت بقیه منو چجوری می‌بینن؟
آه
همه بهترین تلاششونو میکنن
حس میکنم...
دارم عقب می‌مونم
.....
تو هم داری تلاشتو میکنی
وقتی فقط دارم دور خودم می‌چرخم
این همه تلاش کردن دیگه چه فایده‌ای داره؟
حتی آبجی یونهی و بقیه‌ی سونباها هم
خیلی بهتر از من دارن پیش میرن
هی، خب این اولین تجربه‌ی بازیگریته
سونباها تجربه دارن. تازه، بازیگری
رشته‌ی اصلی یونهیه
ولی من نباید حداقل بتونم
پا به پاش پیش برم؟
طرز فکرت خوبه...
ولی به اندازه‌ی کافی خوب نیستم
اون موقع با سویون چطوری تونستی؟
تازه وقتی خودم وارد این کار شدم
فهمیدم شما دوتا چقدر خفن بودین
سویون کلاً یه سر و گردن از بقیه بالاتره
اوایل... موقعی که فقط از روی
متن می‌خوندم هی تپق میزدم
همش میرفتم پیش معاون و غر میزدم
کمکم کن! نجاتم بده!
از معاون یا استاد کمک خواستی؟
هااه
خجالت میکشم
گفتنش به من خجالت نداره!؟
آخه اینجوری انگار دارم پیش همون
آدمایی که به من اعتماد کردن
از کارم غر می‌زنم، نه؟!
هاهاها
به نظر میاد دیگه
به آخر خط رسیدی
کمک خواستن خیلی خجالت‌آوره، نمی‌تونم
اگه می‌دونستم این‌قدر بااستعدادن
اصلاً پز نمیدادم
شاید بهتره کلاً بی‌خیالش بشم
دیگه از این شرمنده‌تر نمیشم...
فکر نمی‌کردم این‌قدر به دردنخور باش
هی، پاشو. این چه وضعیه آخه؟
آخرش کاری می‌کنی منو دستگیر کنن!
دیوونه ای؟
بوهوهوهو
واقعاً این‌قدر برام سخته؟
نکنه معاون رئیس‌جمهوره؟!
بوهوهو
من به‌دردنخورم
منم مثل تو بودم
یعنی کلاً بی‌خیالش بشم؟
سانباها چطوری از پسش برمیان؟
حس می‌کنم تو تنها کسی هستی که
پشت همه رو خالی می‌کنی و بقیه
رو هم با خودت پایین می‌کشی، مگه نه؟
تو هم دقیقاً مثل منی
شاید همه همین‌طورن
تو هم اون‌جوری بودی؟
همه همینطورن
حتی یونهی هم قبل از اینکه
بره سر آزمون، دوتا از نوشیدنی‌هامو خورد
میگفت استرس داره
چیزی که منو از تو متفاوت میکنه
اینه که هیچ‌وقت تسلیم نشدم!
داری مسخره‌م می‌کنی؟
گایول، فیلمنامه رو حفظ کردی؟
انقدر خوندمش تقریباً همشو حفظم
خوش اومد؟
یا باهاش حال نکردی؟
یه جورایی خوش گذشت
تا وقتی که بازی خودتو ببینی
آشغال!
هاهاها، ببخشید...
ولی خوشحالم که خودت ازش لذت می‌بری
منظورت چیه؟
من که توش خوب نیستم
اگه تسلیم بشی که اصلاً باحال نیست
آره، معلومه
پس بیشتر تلاش کن!
مگه تو کیم گایول نیستی؟
نمیتونی از پسش بربیای؟
گایول احمق!
می‌دونی که سانباها خودشون
میفهمن یه مرگیت هست
به‌جاش که همش ساکت بمونی ازشون کمک بخواه
این‌جوری واسه خودشونم راحت‌تره
همم
برو به پروفسور و سانباها بگو
باشه، گایول؟
باشه، باشه!
میرم!
فقط دیگه اینقدر به من نچسب!
خب بریم دیگه! کلی کار دارم
که باید انجام بدم
پس واسه چی غر میزدی؟
آخ! یکی به دادم برسه!
ولم کن دیگه، احمق! بذار برم!
گایول! گایول!
؟؟
یواشکی دیدمت که
داشتی نقش بازی میکردی
فکر کنم تو خیلی
بهتر از منی
احمقی دیگه
اون موقع چقدر داغون بودی
که همچین فکری می‌کردی؟
آره! همینه!
چی؟ داری اعتراف
می‌کنی احمقی؟
نه اصلاً!
وقتی بهم گفتی
احمق، یه جورایی جذاب به
نظر میومدی
باید شخصیتت
رو بر اساس اون حالت
چهره تفسیر کنی
چه حالتی؟
نمی‌دونم...من دیگه
میرم! موفق باشی!
هوم... چطوری بودم؟
احمق...
اینطوری؟
من احمقم
اینطوری؟
وااای ...خیلی عصبی‌ام
آه
بدجوری
استرس دارم
نمیتونم
نفس بکشم
آروم باش
دختر...هنوز تازه‌کارم، باید
کمی بخشنده‌تر باشم
هااه
اوه
آه!
گایول!
آاه...عممم
من اوممم...
می‌خواستم درباره‌ش
حرف بزنم
گایول، خوب
تمرین کردی؟!
گایول، آبجی
اینجاست؟
عالیه...می‌دونستم
چشم‌های خوبی دارم
؟؟؟
این دیگه چه
وضعیه با همشون؟
استاد!! چرا حواست
به گایول نیست!!
خودت بعد
از اینکه پیشنهادش دادی، اونو به‌عنوان
شخصیت اصلی انتخاب کردی
کلی وقت داریم…بهم
اعتماد کن
*نگرانه*
اگه وقت کم
بیاریم خیلی
سخت میشه
منم دارم تمام
تلاشمو می‌کنم
خیلی بی‌انصافیه!!
یونوو، چرا هیچ کاری نمیکنی؟
مگه میشه همین‌جوری
دایون رو نادیده بگیری؟
توجه کنید
گوش
کنید! همه تمرکزتون
رو بذارید روی کمک
کردن به گایول
احتمالاً گایول تا الان
از نظر ذهنی حسابی خسته
و فرسوده شده!
این دیگه
چشه؟
اگه درست انجامش
ندین، ممکنه بره!
نگرانش نیستین؟
نگران اجرا
نیستین؟
من نیستم
آه
چرا
نیستی؟
چون می‌دونم از
پسش برمیای!
ووآاع
چی...چی؟ سونبا،
کجا داری میری؟
هی! چرا داری میری؟
عجب روون و بی‌دردسر بود 😂
عهم
به هرحال...
بچه‌ها، شنیدین چی
گفت؟ من میرم دنبال گایول بگردم،
همین‌جا منتظرم بمونین
باشه
باشه
همه یه جورایی... صمیمی
و گرم برخورد می‌کنن
گایول
تو
بینظیری!
من اینجام
دیگه انگار شده
یه مانگای شوجو
گایول...به نظرت چی کمه؟
دانش‌آموز گایول اول
از همه یه کم اعتمادبه‌نفس
لازم داره
باید پا‌هات رو
لیس بزنم؟
گایول
گایول
آررره
الان وقتش نیست به
خواسته های خودم فکر کنم
نمیخوام اجرای
نمایشمون خراب کنم
من...استاد...دخترا
ما اینجاییم! چرا؟
سوالی داری؟
هر مشکلی
هست بگو
همشو بپرس
خب...الان نمیتونم
خوب اجرا کنم
ولی...میخوام بهتر بشم
پس...
می‌بینی... می‌تونی
کمک کنی؟
تمام تلاشمو میکنم
برات دردسر درست نکنم
....
....
....
معلومه عزیزم
کارت خوب
بود گایول! بهت افتخار
میکنم!
گایول، آبجی
تمام تلاششو می‌کنه تا
کمکت کنه
همون موقع....
گایول فرار کرد...
کسی تشنشه؟
چرا اینجا دنبال
گایول می‌گردی؟
چی؟ من؟
پایان

قسمت 125 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۷ روز دیگر

۶ آبان ۱۳:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دختران تئاتری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت