قسمت 63
وگرنه ارتباط تماشاگرا
با خودمون رو از دست میدیم!
نه، این صحنه
ضروریه
درضمن من خیلی
ناراحتم که وقت
همه رو دارم میگیرم
هرچند شاید
جاوو نخواد
من رو ببوسه
به اینش فکر
نکرده بودم
ببخشید،فکر کنین
همچین چیزی نگفتم
عه؟
چرا یهویی
نظرش عوض شد!؟
هاه
چی شده!؟
نه، من عاشق بوسیدنم!
مشکلی نداره، بیا همدیگه
رو ببوسیم، بالاخره فقط بازیگریه
بیا همدیگه رو
ببوسیم سویون
جدی؟ خیلی ممنون!
هیچوقت انتظار نداشتم
یه دختر بابت اینکه میخوام
ببوسمش ازم تشکر کنه
عاشق بوسیدنی؟
کتک میخواین؟
چی دارین میگین؟
فاک
تو هم خوشت
میاد سانبا
مگه چیه؟
هووآااع
تو به زور
من رو بوسیدی
تمرین تمرین
تمرین و تمرین
عوخ
روز اجرا
نزدیک شده
عممم
*میلرزه*
هاااه!
هاااه
هاااه
ببخشید
یه لحظه صبر کنین
عجب دستای
قدرتمندی داری
خیله خب
یکم استراحت کنین
ببخشید، با اینکه خودم
گفتم واقعاً همدیگه رو ببوسیم...
بازم نمیتونم
بذار یکم به خودم بیام
تا بتونیم انجامش بدیم
مشکلی نیست
عجله نکن
یه دلیلی داره که معاون شده
من نمیتونم مثل
سانبا اونقدر راحت
ببوسمت
همم؟
چطوری میتونم
مثل تو شم سانبا؟
هان
شاید اگه از اول
شروع کنین راحت تر بشه
چرا از من
میپرسی؟
اوه!
از اول که نمیشه!
چطوره اول دستای همدیگرو بگیریم
بهتره اول بریم
غذا بخوریم
دختران تئاتری
سنگ، کاغذ، قیچی!
کاغذ!
کاغذ!
اون دیگه چطور
قیچیایه!؟
معاون، اون
قیچیه؟
وااو
قیچیه دیگه
پس من میرم غذا رو بیارم
بیرون ساختمونه، آره؟
آره، فکر کنم
رییس تا اینجا بیارتش
بهش بگو معاون گفت غذا رو بیاری
چرا نیاوردی؟ عا؟
فکر کردی کی هستی؟
ما از اون فروشگاه
زیاد خرید میکنیم
هوامون رو دارن
باشه
هاه
من باید چیکار
کنم معاون!؟
حالت خوب نیست؟
یعنی چی؟
قراره هفتهی دیگه
بریم روی استیج
خیلی استرس دارم
گفتم چی میخواد بگه
معاون، تو قبلاً
نقش اصلی رو
بازی کردی؟
منم خیلی
استرس داشتم
آره
سال پیش
دوست دارم
ببینمش
فیلمش رو داری؟
امکان نداره
نشونت بدم
هاهاها
یعنی از
پسش برمیام؟
آااع!
چرا نیشگون میگیری؟
دردم گرفت!
مطمئنم
موفق میشی
همه دارن سخت تمرین میکنن
پس قطعاً خوب میشه
من دیدم چقدر
تلاش کردی
مهم نیست نتونی
مثل تمرینات اجرا کنی
بقیه هوات رو دارن
با اینکه بقیه بچهها
بنظر میاد خیلی سخت نمیگیرن
ولی واقعاً تلاش کردن
تو میترکونی
نگران نباش
نترس
واو...
اشکم رو درآوردی
کی اینقدر معاون
خوبی شدی؟
من همیشه مهربون و
خوب بودم، تو نفهمیدی
هاهاها
حالا فهمیدم
واو... بوی کباب
همه جا رو پر کرده
سویون برگشته
مگه سگی
اینقدر خوب
بو میکشی؟
چه خوشحاله
هاهاها، سویون، جام جهانی رو بردی؟
خیلی نازی
هاهاها
بذار اینا رو
من تمیز میکنم
بالاخره یادم اومد
چی میخواستم بگم
آه
توی دیالوگ سویون یه
جمله هست که میگه
این یه تصادفه، نه؟
همینه
آره، درسته
این یه تصادفه؟
یعنی من منتظرت بودم؟
میتونی بگی
این یه تصادفه؟
ولی من منتظرت بودم
به جای جملهی...
اینجوری تاثیرگذارتره
اوه
ووآاع
هان، چی شده؟
اوه
هر لحظه بیشتر
سوپرایزم میکنی
معاون
عالیه
وااای
آره
فوقالعاده ست
منم به همین
فکر کرده بودم
صدای معاون خیلی
خوبه،میتونه ای اس ام آر
کار کنه
میخوام ضبطش کنم
حتماً خیلی ها
از صدات تعریف
کردن، نه سانبا؟
ععع...هع
مرسی
بهم زیاد میگن
زودباش برگرد
سر تمرین
تمومش کن
زودباش اینجا رو
تمیز کن و تمرین کن
باید با هم یه
پیج بزنیم، شنیدم
این روزا کسایی که
ای اس ام آر انجام میدن
خیلی موفقن
آه!
من میرم مسواک بزنم
زود برمیگردم
همم؟
منم باید
مسواک بزنم
یعنی چی؟
چرا یهویی همه بهداشت
فردی براشون مهم شد؟
دقیقاً زمانیکه حرف از تمرین
شد یادتون افتاد باید مسواک بزنین؟
چرا اینجا
تنهام میذارین؟
تو هم باید
مسواک بزنی
چون قراره همدیگه
رو ببوسیم
ولی اینجا
مسواک ندارم!
من مسواک ندارم
اگه الان همدیگه رو ببوسیم
دهنم بوی سوسیس سرخکرده میده
معاون، وقتی مسواک
زدی بدش منم بزنم
باشه؟
بیخیال، یه مسواک
بهم بدین!
مغزت درست
کار نمیکنه!
من دهانشویه دارم
برو دهنت رو
با این بشور و بعدش آدامس
نعنایی بجو!
عوخ
هرچند...
با اینکه قبل از صحنه
دندونامون رو مسواک زدیم
انجامش میدم
بذار قبلش
آب بخورم
آمادهام
یه لحظه
منم باید
آب بخورم
وایسا
یه لحظه
خوبین بچهها؟
بازم نتونستیم همدیگه رو ببوسیم!
ببخشید
ببخشید
دوساعت بعد
خیلی استرس دارم
بیخشید، اونقدرا
وقت نداریم
فردا بازم
تمرین میکنین
ولی مشکلی نیست
میتونین بازم تمرین کنین
منم نگاه میکنم
وقتی رفتی خونه
هایلایت بوسههای
عاشقانه رو ببینین
آره، فردا باید
خودمون رو ثابت کنیم
نمیتونی دهنت
رو ببندی!
چرا فقط
من رو میزنی؟
من خودم گفتم همدیگه
رو واقعی ببوسیم
نمیتونم جا بزنم
من میخوام یکم
دیگه بمونم
جاوو، میشه یکم
بیشتر بمونی و تمرین کنیم؟
ببخشید که اینقدر
وقتت رو گرفتیم سانبا
قول میدم تمومش کنم
من که کلاً بیکارم
بیا تمرین کنیم
ما خیلی وقتت رو گرفتیم
میتونیم بدون تو تمرین کنیم
لطفاً فردا بیا و نگاه کن ببین
پیشرفت کردیم یا نه؟
بازم ببخشید سانبا
حتماً خیلی سرت شلوغه
نه، مشکلی نیست
آه
صبرکن
من باعث
میشدم احساس
فشار کنن
باشه، پس
من میرم
خیلی خیلی ممنون
خسته نباشی معاون
مراقب خودت باش
بترکونین بچهها
همینطور
باشه!
باشه
بیخیال
آه
این چه حسیه؟
خیلی شبیه وقتیه که...
یه نفر به زور خودش
رو توی یه جمع جا میده
و وقتی اونا بهت میگن
برو حس بدی بهت دست میده
میخوای بگی نه
میخوام پیشتون بمونم ولی نمیشه
گیرت انداختیم
دایون پارک
چی شده؟
شما دوتا از کجا
پیداتون شد؟
دوتا کوچولوهای من
دیگه بزرگ شدن و میخوان
تنهایی تمرین کنن
اونا جاوو
و سویونن؟
بیا...
هی، هی
دارن میرن تمرین کنن
من میتونم دعوتتون
کنم خونهی خودم
خیلی حس بچه بودن میکنم
ولی همچین حسی
پیش میاد دیگه؟
من همیشه زیادی فکر میکنم
قبلاً شکلات
نعنایی خوردی؟
همون حسیه که
دفعهی قبل داشتم؟
آره، خیلی خوبه
یعنی پیش من راحتی، نه؟
وقتی اون پیشمه
حس راحتی دارم؟
نه
فکر نکنم
فکر نکنم تنها
دلیلش این باشه
*روشن شدن*
گایول چی؟ دلم براش تنگ شده!
گایول، سالمون
با هم میچسبن
من دلم سالمون میخواد