دختران تئاتری قسمت ۵۹ از ۱۲۴۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹
قسمت 59
خیلی هم عالیه
من وقتی با
دوستام غذا میخورم
بیشتر بهم میچسبه
واسه همین خوبه
که با همسایه‌ت دوست باشی
جدی؟
باید بیشتر
با هم غذا بخوریم
غذا آدما رو
به همدیگه نزدیک تر میکنه
فکر کنم
درسته
نظرت؟
چطوره یه گروه
غذاهای خوشمزه درست کنیم
آره، بدک نیست
راستش
خیالم راحت شد
بنظر خوبه
باشه
از این روز به بعد
بیشتر با هم غذا میخوردن
راستی ، اینکه گفتی
ما بهت خندیدیم و
کتکت زدیم مزخرف بود، نه؟
یکم اغراق کردم
ولی واقعیت داشت
همون شب دایون
یه عکس دریافت کرد
تقدیم به تو
اوه خدا
پس حقیقت داشت؟
خدایا من رو بکش
عکس مردی که غرق
در شادی بود
بخش آخر
خیلی سخته
آره
درسته
روز بعد
بخاطر اینکه خیلی
حرکات اروتیک داره
انرژی زیادی میخواد
درسته
باید با سانبا حرف بزنم
ببینم میتونم یکم تغییرش بدم
موافقت میکنه؟
یکم تغییر
مشکلی ایجاد
نمیکنه
این قسمتش
رو حذف کنین
*یهویی اومد*
*ترسید*
فاک، تو
کی اومدی؟
تو کی
اومدی اینجا؟
اون قسمت
رو حذف کنین
مزخرف نگو
میگم اون قسمت
رو حذف کن!
*روشنش کرد*
آااخ
هاهاها
دیالوگا به ناری
مربوط میشه
به خودش بگو
من نمیتونم
تغییرش بدم
آااخ
درضمن اون بخش
نمایش حداکثر احساسات
دو شخص به همدیگه‌ست
نمیشه همینجوری حذفش کرد
انگار دایون خیلی
دوست داره این بخش
رو ببینه، میدونه که
خیلی منحرفه
هاهاها
واای
تو واقعاً...
زود باش
برگرد سر کارت
چرا کلاه ایمنی پوشیده؟
دوست دارم بزنم بهش کنم
من میرم به ناری
یه درس حسابی بدم
موافقین؟
فقط تماشا کنین
باهاش چیکار میکنم
دختران تئاتری
این بخش آخر داستانه
و نقطه‌ی اوجشه، تغییر
دادنش کار سختیه
بیاین یکم بیشتر
تمرین کنیم اگه نشد
یه کاریش میکنیم
باشه
وظیفه‌ی اصلی ما
عادت کردن به شرایطه
موافقم
هی
شما بچه‌ها
مشکلی دارین؟
میدونستم
همچین اتفاقی
میفته
یونهی!
خیلی ترسناکه!
با این لباس خیلی
سکسی تر شدی
شکلات میخوای؟
خوبی سانبا؟
آره
اینجا سرد نیست
کولر رو خاموش کنین
خب؟‌چه خبر؟
داشتیم راجبه صحنه‌ی
اروتیک صحبت میکردیم
گفتیم یکم متنش
رو تغییر بدیم
حالا امتحانش
کنید
چی رو؟
باید قبل از تجدید نظر
ببینمش!
آخرین صحنه رو
یونهی یو
بیا اینجا تماشا کنیم
شروع میکنیم
لازم نیست
استرس داشته باشین
فقط همین چند نفریم
باشه
هااه
اوهوم، اوهوم
هوا خیلی گرم شده
نوشیدنی خنک برام بیارین
مردم از تشنگی
تو...
سویون
آرومتر
روانی
خیلی
گشنمه؟
غذای چینی
سفارش بدیم؟
هوس نودل
سرخ شده کردم
دیگه میتونیم
بریم خونه؟
حالا که منتظر
ناهاریم بیاین
نمایش رو تماشا کنیم
دارین تمرین
میکنین؟
*وارد شدن*
*سر و صدا*
واو... نقش
اصلیامونن
سلام دایون
واو... سویون
و جاوو خیلی به
همدیگه میان
عجب زن و
مرد خوشگلی
لعنتی، زودتر
شروع کنین
جاوو هم
خیلی خوشتیپه
سویون بازیگریش
حرف نداره
واو...
خیلی نازن
فکر کنین
ما تماشاگریم
کی شروع میشه؟
این چیه؟
چرا اینقدر
شلوغ شد؟
ناری سانبا
تو هم اومدی
بازی رو تماشا کنی؟
یونهی، اون
کلاه چیه؟
منم گشنمه
لعنتی، خیلی وقت
بود نمایش ندیده بودم
مرغ سوخاری؟
گوشت کبابی؟
خیله خب
شروع میکنیم
اینهمه آدم...چرا...
باشه
احتمالاً خیلی خوبه
که توی همچین شرایطی
قرار بگیرن
همه ساکت
چی شده؟
مگه نگفتن
شروع شده؟
شروع کن جاوو
باشه
آفرین
فوق‌العاده ست
همینکه سویون
رو بغل کردم
بوسش کن
همه وحشی شدن
باید واقعی
بنظر برسه
درود بر
تو جاوو
هاهاهاها
این همه سر و صدا
باعث شد تمام دیالوگام
رو فراموش کنم
خیلی استرس
دارم
قرار بود اجرا رو شروع کنیم
ولی با اینهمه سر و صدا نمیشد
کمرش رو
گرفت!
اوه اوه
عالیه
یوهو
هی
خوش میگذره؟
من دارم حال میکنم؟
چرا فقط...
انگار میمونای توی باغ وحش بودیم
داشتیم از اون همه استرس میمردیم
فاک، خفه شین
نمیتونن تمرکز کنن
غرش
دایون
گمشین بیرون
لیاقت ندارین
اینجا بمونین
دارن میرن
بریم باو
گمشین!
این فقط یه
تمرینه، دارین
بهشون استرس میدین!
مهم نیست
میرین کار کنین
یا غذا بخورین
فقط برین بیرون!
اوووف
سلام
من دارم میرم
من رفتم
سانبا
باشه
بای بای
سلام جاوو
تو مهارتت بازیگریت
عالیه
کلیک
واو، مرسی
تق
تق
ها؟ تو هنوز
اینجایی سانبا؟
یکم کار داشتم
اولین باره میبینم
تا دیروقت کار میکنی
پس باید بیشتر
نگام کنی، من اغلب وقتا
میمونم و تا دیروقت کار میکنم
فهمیدم
بهش
خیره شده
راستش رو میگم
چرا بهم
زل زدی؟
میدونم
فقط خیلی وقته
ندیده بودمت گفتم
تماشات کنم
ها...!؟
خیلی زبون بازی
چی میگی؟
خوشحال شد
هاهاها
جدی؟
به جز امروز
قبلاً تمرین‌مون رو دیده بودی؟
نظرت چیه؟
هممم
بد نیست
اگه استرس
نگیرین کارتون خوبه
عالی شد
تو همچین حرفی بزنی
یعنی کارمون عالیه!
میخنده
راستش...
فکر میکردم...
اجرای تو و سویون
هیچ حسی پیدا نمیکنم
موقع تماشای...
ولی امروز که شما
رو با هم دیدم...
حسودیم شد
نباید میذاشتم
تو نقش اصلی شی
پایان

قسمت 59 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 60

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دختران تئاتری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت