دختران تئاتری قسمت ۳۹ از ۱۲۴۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷
قسمت 39
خوب شده، نه؟
خب آره
ولی باید گرون باشه
درسته؟
من دعوتت کردم
فکر کردی چیز بد
به خوردت میدم؟
ولی اینجوری
بار روی دوشم
سنگین تر میشه
خیلی حرف میزنی
فقط از غذات
لذت ببر
اگه اینطوری میگی
پس باشه
خیلی خوشمزه‌ست
بیا راجبه یه چیز
جالب حرف بزنیم
غذاش عالیه
کسشر نگو
دیگه
راجبه چی
حرف بزنیم؟
هرچی
واو... واقعاً میخوای
جلوی من از یه دختر
دیگه تعریف کنی!؟
اوهوم، معاون
خیلی درساش خوبه
حتی بورسیه‌ی کامل داره
فاک
پس میخوای
بعد از غذا
سکس کنیم؟
چطوره فلیم ببینیم؟
هممم
یا بریم خرید؟
چطوره بریم
کافه؟
هی
قرمز شد
میخوای با من
بری دیت؟
ها؟
چرا قرمز شد؟
نه، فقط گفتی یه
چیزی بگم منم همینجوری پروندم
باشه
باهات میام دیت
دختران تئاتری
میخوای برات
بخرمش؟
واو،دوست دارم
اون رو امتحان کنم
گوشیم هم باید
عوض کنم
میخوای
برات بخرمش؟
این تخفیف خورده؟
پس چرا اینقدر گرونه؟
برات بخرمش؟
چرا همش همین
جمله رو میگی؟
چرا همش بهم
میگی نه؟ میخوای
بکشمت؟
چیه؟
نمیخوای؟
چرا عصبانی شدی؟
اینهمه عصبانیت
از کجا نشات میگیره؟
من عصبانی نیستم
هممم
چیکار میکنی؟
خیلی ناز شدی
نونا، تو خیلی
کم از این لباسا میپوشی
میخواستم بدونم
بهت میاد یا نه
ولی انگار
همه چی بهت میاد
اتفاقاً خیلی
اینجوری استایل
میکنم
نمیتونم بفهمم یه
منحرف چه فتیشایی داره
چیه؟ نکنه با این
استایلا تحریک میشی؟
چرا چرت
و پرت میگی؟
فقط کافیه بگی
هرچی بخوای
برات میپوشم
اینقدر
مزخرف نگو
بیا بریم برات
لباس بخریم
میتونی دوتا
هم بخزی
برات یه
تیشرت میخرم
انتخاب کن
بعداً خودم
میخرم
چرا همش گیر
دادی برام وسایل
بخری؟
خیلی رومخی
خجالت میکشی
من برات خرید کنم؟
چرا همش
پیشنهادم رو رد میکنی؟
نه ، فقط...
گفتم برات میخرمش
مرسی
لطفاً بازم بیاین
خوشحال شد؟
نونا
همم؟
خیلی ممنون
حتماً میپوشمش
همین کافیه که
کل تابستون رو
سپری کنم
تابستون کوتاهه
میدونی که
یکی کافیه؟
میخوای بازم بردار
حالا جوگیر نشو
انگار واقعاً
خوشحال شد؟
تشنه‌ته؟ بیا
برات نوشیدنی بخرم
من میرم
حتماً پاها خسته شده نونا
تو بشین و
استراحت کن
من زود برمیگردم
باشه
باید زود براش
یه چیز خوشمزه‌ بخرم
تا سر حال تر شه
قبلاً هیچوقت با
پسری نبودم که اینقدر
کیوت باشه
خیلی نانازه
خیلی زود نیست!؟
اگه رد کنه چی؟
ببرمش هتل!؟
انگار دارم
دیوونه میشم
چرا امروز اینقدر
خجالتی شدم؟
ببخشید
چیزی شده؟
از دور دیدمت
میشه شماره‌ت
رو داشته باشم؟
تو خیلی خوشگلی
شماره‌ی من؟
شوخیش
گرفته؟
آره
حتماً بهت شماره میدم
این اعتماد بنفس
رو از کجا آوردی؟
وایسا یکم اذیتش کنم
آه...
خب.
بزرگه؟
ها؟
شوکه شد
چیزم رو
میگی؟
آره
نونا، قهوه‌ت
حاضره
مال این بزرگه
واسه همین چسبیدم بهش
نمیتونم به مرد دیگه‌ای نگاه کنم
ببخشید
چرا یهویی داره
راجبه کیرم
حرف میزنه؟
لطفاً برو
باشه
فاک، مگه
چقدر بزرگه!؟
به کیرم
نگاه کرد؟
اینم قهوه‌ت
مرسی
اون پسره ازت
شماره میخواست!؟
آره
چطور جرات می‌کنه
ازم شماره یخواد
آره، خب خیلی سکسیه
مشخصه هرجا بره
ازش شماره میخوان
فیلم‌چطوره؟
نمیتونم دیگه
راه برم
جدی؟
اونجا کولر دارن
و راحت تریم
چطوره بریم هتل؟
ولی هوا گرمه
و منم خسته شدم
بعدش کجا بریم؟
باشه
پایان

قسمت 39 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 40

این قسمت را دوست داشتی؟

۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دختران تئاتری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت