برای فروش قسمت ۶۳ از ۶۴۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹
#63
برای فروش
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
خب حالا هرکدوم
یه سمت دراز بکشین
چی حتی من؟
باشه ارباب...
همونطور که فکر
میکردم، علتش اینه که
کارلا بیشتر از همه با من
بوده؟
کصش داره آبمو
میاره
هااع...
تو...
یکم بیشتر...!
بیشتر رو الایشا
تمرکز کنم؟
بذار ببینم
این دقیقا نقطه جی
الایشاست...
بیا
بعدش ایریس...
ایریس؟
چیشده ارباب؟
چرا انقدر ترسیدی؟
فقط انگشتامه دیگه
فهمیدی...؟
انگشتات خیلی
خاصن.
اگه دستتو بگیرم تحلیل
میرم، وقتی گوشامو لمس
میکنی رحم ام میلرزه.
خیلی حساس
نیست...؟
اگه اونجا رو فشار
بدی...
ارباااب!
توو...عااحح
نههه...
هاااه...
هااعع!
وایسااا!
مدت زیادی از
اومدنم نگذشته...!
بازم حساسم!
اره ولی من بس نمیکنم!
با یه تقه آبم میاد!
توو...!
این پوزیشن...!
الایشا...!
آبم اومددد!
حالا بریم سراغ ایریس؟
من خوبم!
همین الانم برات سخت
نیست با دونفر؟!
ها؟ چی میگی؟
من اوکی ام
وای...
روس الایشا
انجامش بدیم...؟
پایان

قسمت 63 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت آخر(64)

این قسمت را دوست داشتی؟

۴ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی برای فروش
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت