برای فروش قسمت ۱۱ از ۶۴۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹
قسمت 11
از این فرصت استفاده میکنم تا
جوابت رو بدم.
کارلا ،تو!!
ارباب، صبر کن!!
این پوزیشن یکم!!
تا ابد برده من خواهی بود!
برای فروش
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
هیچ‌ برنامه ای ندارم تورو به کسی دیگه
بدم، مهم نیست چقدر پول بدن..
اصلا ترکت نمیکنم!
ارباب...
آخخخخخ!!
ارباب!!
رحمم داره بالا پایین میشه!!
خودت این بحث رو وطرح کردی..
دیگه برای پشیمون شدن دیره!!
آییییی ارباب!!
لطفا یکم آروم تر!)
هاییییی
خودت شروع کردی ماهم
ته تهش میریم فهمیدی؟!
من انتظار نداشتم همچیو چیزی
پیش بیاد..
اشتباه کردم...
اومممم!!
لطفا بسه...
منو ببخش...
آههههه
هاییییی!!
هووو..
ارباب... آهههه
ارباب...
چیه ؟!
چیزی که الان گفتی..
واقعیت داره؟!
فکر کردی دروغ میگم؟!
هههه....
ممنونم ازت ارباب..
از الان به بعد..
لطفا..
از کارلا همینجوری استفاده کن!!
هااا؟!
این چیه دیگه؟!
چرا اينقدر سفت شد!!
نگرانی نباش کارلا!
عایق صدا اینجا خداست..
پس اگه جیغم بکشی چیزی نمیشه..
ارباب.. ؟!
بیا تا وقتی آفتاب بزنه همینکارو
کنیم!
آههههه
بعد از اون، ما یه شب خوب رو
باهم گذروندیم..
من در طول روز هر کارلا جادو میگرفتم،
و شب اذیتش میکردم..
ما اینکارو تا
جشن ورودی جدید ها تکرار کردیم..
صبح جشن ورودی جدید ها..
مممم؟؟
آهههه،من داره؟!
حالتون جا اومد، ارباب؟!
آره، کارت خوب بود کارلا..
اه صحیح..
احتمالا اینو
می‌دونی...
ولی اگه یکی رو دیدیم که قبلا
میشناختی، نباید مثل قبل
باهاشون رفتار کنی، اوکی؟
اره حواسم هست..
و...
واقعا می‌تونی اینجوری بیای ؟
بدون مغموم اوکی هستی؟!
آره بابا...
الیشا خیلی درگیر من شده..
کارهای مسخره جنتی نمیده،
باید درست حسابی بهش نشون بدم..
باشه بریم پس...
من رفتم داخل کلاس a??!
یاندل
هورااااا!!
نبریم میگم ارباب!!
اوه!
تو هم حتما قبول شدی..
یاندل بودی ؟
تو واقعا یه شخص غیر
اشراف هستی؟)
نمیخواستم قبلا اینو فاش کنم
ولی آره. و
خب پس من اشتباه کردم..
برای همین میزارمش کنار..
قبل اون درمورد درخواست من..
یه چهره ترسم گرفته اینگار از من
می‌ترسه،
(تازه اینگار دستش هم درد میگیره!)
دور چشم هاش هم
سیاهه اینگار کل شب بیدار بوده؟!
(شب و روز ش عوض شده بخاطر کون هایی که
نصف شب میده؟!)
تازه گردن هم بدجور کبوده!!
هرکی ببینه میگه که این یه بردس
که کل شب توسط اربابش
گاییده شده!!
با این وضعیت مطمئنم که
دیگه نابود شده..
من...
میدونستی که من نمیخواستم اینقدرم
بهش سخت بگیری دیگه ؟؟
پایان

قسمت 11 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 12

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی برای فروش
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت