برای فروش قسمت ۳۸ از ۶۴۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
قسمت 38
روز دوئل
پروفسور ؟
اگه دانشجو مورد علاقم
دوئل داشته باشه منم باید قضاوت کنم..
ولی دنبال این نباش
طرف داری کنم ازت دیگه باشه؟
اوکیه!
من نیاز به اون چیزا ندارم..
اوه اوه!
خیلی اعتماد بخ نفس توت
موج میزنه آره؟
منم همینو میخوام،
موفق باشی!
هاا؟
فکر کردی
چنتا حرومی کصخل مثل
تو میارم؟
دشمن تو یه جادوگره!
اون آقای فرانک هستش،
خيلي بالاتر از سطح توئه!
اون با فرانک تیم شد تا آمادگی ای که من
در برابر
شوالیه ها دارم رو از بیم ببره؟
و فرانک باهاش تیم شد
منو بکشه؟
جالبه... هاها..
خب این که بخ نفع منه یه تیر
و دو نشون میزنم!
همیشه میخواستم اون دانشجو که اینهمه شایعه
پشتش هست رو ببینم..
ولی شرمنده اینجوری همو دیدیم..
این اولین ملاقات مون نیست؟
تو چرا فکر میکنی
من شایعه پخش کردم؟
حالا چون فکر کردی نمره هات خوبه،
منو برات اسونم؟!
داستان بو داره..
بوی کثیف مرتد ها..
مرتد ها؟
اینگار قوه تخیل خوبی داری..
نگاش کن خیلی نا امید شده
گیر افتاده!
خب همگی آماده!
و جنگ شروع میشه!
برای فروش
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
شمشیر نامرئی!
برنده باد!
قدرت یه خدای شیطانی رو
داره!
اینگار میخواد تظاهر کنه
اتفاقی منو کشته،
اوخ؟!
خب،این من نیستم که امروز
میمیره!
تو یک شعله آتش وری،
یه خشم خوابیده!
تازه، تو عامل پخش شد کدورت هم هستی!!
ترکیب عناصر!
بسوز!!
اوخخخ)!
به دستور
درست کاران!
کسی از کشی‌ های سازمان
درست کاران اینجا هست؟
من هستم داداش!
چرا تو دنبال دختر سازمان
درست کاران هستی؟
کشیش هلنا...
اگه اون تویی باید به خوبی بدونی که
این چجوری آیتمی هستش؟
البته، البته که میتونم!
اون یادگار مقدس
سازمان نه نیست؟
که توسط دندان سازنده این سازمان
درست شده؟!
دقیقا مثل
خلقت الهی که توسط
اون درست شده،
اینم همونه!
ر
این شمشیر میتونه قشنگ قدرت خودش رو
جلوی مرتد ها بروز بده؟
اینجوری
آییییی!!
فهمیدید چي میخوام بگم بگم؟
مرتد ها؟
مرت د
من میخوام
فرانک میلر رو به عنوان
مرتد معرفی کنم!
تازه، به عنوان برد این..
میخوام فلوپ هم در موردش
تحقیق بشه!
کیییی؟!
من چیزی نمیدونم..
نمیدونم!!
صبر کن، صبر کن..
چرا سعی میکنی اصلا؟
بیا با پروفسور قشنگه یکم صحبت کن!
بیا بیا
واو،ارباب!
دیدی، خانم فای؟
اگه کسی اذیتت کرد سریع بهم بگو!
هاا؟!
بهشون یه درس مشتی میدم!
باشه...
هرگز فراموش نمیکنم..
که تو باهام بودی..
هممم
شاید اون یاندل باشه..
پایان

قسمت 38 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 39

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی برای فروش
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت