قسمت 33
ابجی کارلا...
غیر ممکنه...
هایییی... آهههه
اوه...
برای فروش
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
ارباب ارباب، این خيلي
منحرفه!!
نگران نباش کارلا..
اون فقط یه الف حشری معمولیه..
نیستم! من فقط الفم!
الف حشری نیستم!
پس فقط یه منحرفی
الیشا؟!
من...
منننن!!
من فقط یه زن
سطحی ام یه حس
پیروزی بهم دست داد کارلا تو اون
وضعیت مبتذل دیدم!
چرا باید احساس پیروزی کنی آخه؟!
ارضا شدی آره..
میخوام تورو
جوری اذیت کنم،
تو که با دیدن منو کارلا اینجوری
حشری شدی واقعا منحرفی..
این....
تو واقعا منحرف ترین بین ما
سه تا نیستی؟!
بیا اینجا الیشا...
تو میخوای...
دیگه منو نمالی؟!
نیاز هست بمالم وقتی اینقدر خیسی؟!
اممم
فکر کنم دیگه میتونی بکنی داخل..
هاییی...
اوم...
این پوزیشن منو
خجالت میکنه...
تو هم خجالت میکشی
یاندل ؟
یکم؟!
من کارلا رو خیلی بیشتر
بغل میکنم اینا،
ولی با تو فرصت نشده تا حالا..
من با انرژی اش هماهنگ شدم و
کردم داخلش ولی یکم اینجوری خیطه..
بهتره همینجور با سر پایین پیش بریم
تا یکم اوضاع بهتر بشه..
لطفا رو منم حساب کنید ارباب..
خیلی تنهام، میدونی؟
کاری باهاتون ندارم فقط بزارید
من این گوشه باشم..
دلیلی نیست که بگی..
آهههه
داری کجارو نگاه میکنی؟!
تو داری با من شکسته میکنی الان!!
میدونم که الیشا یجور حس
رقابت با کارلا داره،
ولی واقعا حسودم هست؟!
چطوره ؟!
هنوز چشات دنبال کص اونه؟!
معلوم نیست هنوز
الیشا... من قراره..
تووووو
زود باش!!!
بریز داخلم!!
یاندل...
یکم درموردش فکر کردم..
درمورد ؟!
اگه همنیجوری روزا اینجوری ادامه پیدا کنه،
باردار میشم ازت...
با اینکه بچت
یه رگه اش الف میشه
بازم اونارو دوست میداری؟!
مگه همیشه از ضد بارداری استفاده نمیکنیم ما؟!