زن قاتل قسمت ۸۹ از ۱۱۳۱۳۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹ صفحه‌ی ۱۱۰ صفحه‌ی ۱۱۱ صفحه‌ی ۱۱۲ صفحه‌ی ۱۱۳ صفحه‌ی ۱۱۴ صفحه‌ی ۱۱۵ صفحه‌ی ۱۱۶ صفحه‌ی ۱۱۷ صفحه‌ی ۱۱۸ صفحه‌ی ۱۱۹ صفحه‌ی ۱۲۰ صفحه‌ی ۱۲۱ صفحه‌ی ۱۲۲ صفحه‌ی ۱۲۳ صفحه‌ی ۱۲۴ صفحه‌ی ۱۲۵ صفحه‌ی ۱۲۶ صفحه‌ی ۱۲۷ صفحه‌ی ۱۲۸ صفحه‌ی ۱۲۹ صفحه‌ی ۱۳۰ صفحه‌ی ۱۳۱ صفحه‌ی ۱۳۲ صفحه‌ی ۱۳۳ صفحه‌ی ۱۳۴ صفحه‌ی ۱۳۵ صفحه‌ی ۱۳۶ صفحه‌ی ۱۳۷ صفحه‌ی ۱۳۸ صفحه‌ی ۱۳۹
زن قاتل
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
Geraltಠ⁠ᴥ⁠ಠ
این چیزی که گفتی
حقیقت داره؟!
چویون از اعتراف ناگهانی
نامگیل پشماش ریخته بود
منو ببخش...!
من هیچ بهونه ای
برای اینکارم ندارم
چویون قبلا هرگز به نامگیل
شک نداشت و حالا که
همچین چیزی رو ازش شنیده
نمیتونه باورش کنه
اوپا...
ولی این باعث
شد حس عجیبی
بگیره...
چون تا همین یه لحظه
پیش احساس گناه میکرد
اینکه نامگیل با یه زن دیگه
خوابیده بود باعث شد چویون
به شکل عجیبی احساس آرامش
بکنه
مرسی
مرسی؟؟
خوشحالی بهت خیانت
کردم؟
نه منظورم اینه که
ممنونم...
که بهم
حقیقت رو
گفتی
پس...
منو میبخشی...؟
ببخشمت...؟
آره
منو میبخشی؟
همه اشتباه
میکنن
من نمیتونم
بگم که...
وایسا...
ولی...
چرا باهاش خوابیدی؟
ها؟
چرا باهاش
خوابیدم؟
هممم
داره اذیتم
میکنه...
من به اندازه کافی
برات خوب نبودم؟؟
بگو بهم!!
نه اینطور که میگی
نیست...!
پس...
یئونگ اول سعی کرد
تو رو اغوا کنه؟
وای نه!
باز دوباره قیافش این
شکلی شد...
بهم بگو!
اون فریبت داد
تو هم باهاش خوابیدی؟
لباساشو
کند؟؟
خب شاید...
یکم وسوسم
کرد...
وسوست کرد؟
پس لباساشو
در اورده و
کصشو واست
میمالیده و ممه هاشو
تکون میداده؟؟
بعدشم انقد حشری
شدی که باهاش خوابیدی؟
چت شده؟
بهش حسودی میکنی؟
حسودی؟
وای اوپا
الان به نظرت من
دارم حسودی میکنم؟
نمیدونم چی
بگم!!
من که گفتم ببخشید
درسته؟!
دارم از اینکه اینو
بهش گفتم پشیمون
میشم...
بهم حقیقتو
بگو!
تا چه حد
پیش رفتین؟
و گرنه میزنم در
گوشت!!
تا چه‌حد؟!
منظورت چیه؟!
اون یئونگ جنده
کیرتم خورد؟؟
ها بگو؟!
نشنیدی چی
گفتم؟!
کیرتو ساک زد
یا نه؟!
اوه!
باید بگم...؟
ما سکس داشتیم
و خب...
سوالو
نپیچون!!
کیرتو خورد یا نه؟!
جواب بده!!
اره...
خورد
آبتم قورت
داد؟
اوه!
نمیخواستم اینجاشو
بگم...
حتی آبتم
خورده؟!
دیوونه شدی
اوپا؟؟
تو واقعا
بهت خوش گذشته!
خب! وقتی
آبتو خورد حال
داد بهت؟!
وقتی زبونت وا نمیشه
معلومه آبت خیلی
اومده!
ادامه بده
حرف بزن!!
چی میخوای از من
بشنوی؟
ها؟
هه
اوپا تو خیلی
بامزه ای!
به این زودی
حشری شدی؟
خب...
ممه هات همینجور
جلو چشام داره
تکون میخوره...
طبیعتا کیرم باید
راست میشد...
تو داشتی به وقتی
که اون جنده کیرتو میخورد
فکر میکردی اره؟
و لحظه ای که
همه آبتو قورت
داده مگه نه؟
آه...
کافیه!!
این زنا چرا
اینجورین همشون؟
از من چی
میخواد؟
سلام؟
سلام؟!
کسی داخل
هست؟
فکر کنم یکی
جلودره!
این موقع شب
کی اومده...؟
سلاام؟؟
کسی خونه
هست؟
شاید خونه
نیستن رییس!
من چیزی
نمیشنوم!
بیا از دیوار بریم
بالا...
شما دوتا همونجا
وایسین!
هیچ کاری
نمیخواد بکنین!
من فقط
گفتم...
مطمئنا خیلی
حساسی رییس!
هاهاها!!
کیه؟؟
میتونم کمکتون
کنم؟
این همون مردست که
با چویون زندگی میکنه...؟
اوه
عذر میخوام
که مزاحمتون
شدم!
من دنبال یه نفر
میگردم!
شما...
کیه اوپا؟!
این صدای
چویونه!!
کسی اونجاست؟
میشناسیش؟
کی این موقع
شب در مردمو میزنه
آخه؟
نام چویون!!!
خب خب
بذار این پرنسس زیبایی
رو ببینیمش!
دلم میخواد ببینم
چه شکلیه...
اوه!
پشمام...!!
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geraltರ⁠_⁠ರ
پایان

قسمت 88 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 89

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی زن قاتل
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت