قسمت 63
درسته من واقعا
عاشقتم!!
برا همین خواستم
بیای اینجا !
نمیدونمچجوری احساساتمو
بهت توضیح بدم...
میتونم همین الان لباسمو
در بیارم باهات سکس
کنم!
تا باورم کنی!
این زن...!!
زن قاتل
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
Geralt^_^
بسه!!
من فکر میکردم تو ادم
خوبی هستی خانوم یئونگ
ولی همه تصوراتموخراب
کردی!!
چجوری میخوای تو چشم
برادر من نگاه کنی؟
آه!
اوه!
آقای نامگیل!
چیشده؟
چرا یهو سرم
گیج رفت...
چرا انقد بدنم ضعیف
و خستس...
آه...
چم شده...؟
خدای من!
حالت خوبه؟
به نظر خیلی
خسته ای!
بیا اینجا دراز
بکش!
من نمیتونم اینکارو
کنم...
من خیلی خوابم
میاد...
خسته...
آه خانم یئونگ...
با من چکار کردی؟
چی به خورد من دادی؟
به هیچی
فکر نکن!
الان بهتره یکم
استراحت کنی!
استراحت...
منو ببخش
این کاریت نمیکنه
بهت قرص خواب دادم
فقط!
ولی چه خوشت بیاد یا
نه باید با من بخوابی
آقای نامگیل!
منم از اینکار
خوشم نمیاد...
ولی کاریه که باید
انجام بشه!
منو ببخش!
من عاشق نامگیلم!
این حقیقته!
من نمیتونم احساساتمو
پنهان کنم!
خانوم چویون...
لطفا راجع بهش
فکر کنم یه بار دیگه...
منو ببخش
آقای جانگسو!
هر چقدر بهش فکر
کنم نظرم عوض نمیشه!
راستشو بگم حتی
نگاه کردن به کیرت
منو حشری میکنه!
ولی همش به نامگیل
فکر میکنم...
من اینجوری دوست
ندارم...
ولی بدنم میخواد که
با هر مردی بخوابه!
چه جوون چه
پیر
ولی دیگه اینکارو
نمیکنم
من خیلی دلم
میخواد با تو
سکس کنم...
ولی نمیتونم!
میتونی منو درکم
کنی...
درسته آقای
جانگسو؟
خانوم چویون
ها؟!
کیرت خوابید!
کوچولو شد!
خیلی زود کوچیک
شد!
این خیانته
خانوم چویون!
ها؟
الان من تو رو بیشتر
از قبل دوست دارم!
آقای جانگسو...
من میرم!
من دوست دارم
خانوم چویون...
دوست دارم از کلمه
عشق استفاده کنم
ولی نمیخوام
چون برام
درد آوره!
من میرم
آقای جانگسو
حالت خوبه دیگه؟
آه...
به نظر خیلی ناامیده
چکار باید کنم؟
من خوبم
نگران نباش
ها؟
هی جانگسو!
داری میری؟
اوه اون خانوم
زیبا هم پیشته!
بعدا میبینمت!
غریبگی نکن!
دیدن اینکه آقای
جانگسو چطوری
رفت...
حس بدی
بهم دست میده
من دوست دارم
خانوم چویون...
آقای جانگسو....
اسمت چویونه؟
منو یادته؟
آخرین بار بهم سلام
دادیو خودتو معرفی
کردی بهم!
اوه سلاام!
معلومه که یادمه!
حالتون خوبه؟
دیدنش اون توی روز
روشن زیباترش میکنه!
انگار که اصلا
انسان نیست!!
هاها!
چه مودب!
بیا باهامون
بنوش!
اوه باشه!
من همین الان
داشتم میخورم
منو ببخشید
ولی باید رد
کنم درخواستتونو!
اینطوری
نکن
بی ادبیه که
حرف بزرگترتو رد
کنی!
تازه ما همسایه
دیوار به دیواریم!
درسته؟
اوه اون خانوم
زیبا هم پیشته!!
خارشو گایبدم!!
حس بدی نسبت به
اون دوتا دارم...!!
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geralt^_^