زن قاتل
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
Geralt^_^
زنی که مردمو
میکشه؟
داری راجب یه قاتل
حرف میزنی؟
دنبال کی هستی؟
نمیدونم اون زن قاتله
یا نه
از اونجایی که
مدرک خاصی ندارم!
به هر حال!
یه چیزو مطمئنم
این قتل به عنوان
یه مرگ طبیعی پنهان
شده بود
البته که کسی حرفمو
باور نمیکنه
من باور میکنم!
ها؟
من هر چی که
میگی رو باور میکنم!
خیلی چیزا توی دنیا
هست که باورش سخته
مگه نه؟
برا همین میتونم
درکت کنم!
ممنونم!
تو اولین کسی
هستی که حرفمو
باور کرد!
همین برام یه کمک
بزرگه!
کمک بزرگ...
باور میکنم...
چون قبلا اتفاقی
برام اقتاد که...
همه چیزو برام
تغیر داد...
همش تقصیر من
بود!
من اشتباه فکر
میکردم و بهش اعتماد
نداشتم...
مال خیلی وقت
پیشه...
اون موقع فکر میکردم
داره اذیتم میکنه...
دو سال قبل...
باید امشب واسه جانگسو
سوپ سویا درست
کنم
باید سیب زمینی
بخرم
ولی...
جانگسو دیروز
ارضا نشد...
من دوماهه باهاش زندگی
میکنم ولی هنوز ندیدم
ارضا شه...
ولی با تشکر از جانگسو
من فهمیدم ارگاسم
چیه...
مشکل از منه؟
یا اینکه بدنامون برا
هم ساخته نشده؟
مشکل چیه...؟
شاید باید بریم
بیمارستان؟
ها؟ کفشای
جانگسو!
خونست؟
فکر کردم گفت
دیرتر میاد!
جانگسو خونه ای؟
ها؟
آههه...
فاککک!!
جانگسو...
چیکار میکنی؟
وای!
میونگی...؟!
جانگسو...
داری جق میزنی؟
چرا...؟
میونگی این...
من یه بیماری
دارم...
نمیدونم چطور بهت
بگم...
هاها...
چطور توضیح بدم...؟
چی داری میگی؟!!
من به اندازه
کافی خوب نیستم
برات؟؟
برا همین هیچوقت
آبت نمیاد وقتی با من
میخوابی؟
نه نه اینطورنیست!!
بذار توضیح
بدم!
این به خاطر تو...
ولش کن!!
نمیخواد بهم دروغ
بگی!
میونگیی!!
میونگی بهم گوش
بده!!
گفتم این به خاطر
تو نیست!!
میونگی!!
همم چه جالب
برا همین ازهم
جدا شدین؟
بهم توهین شده
بود
دیدن اینکه جانگسو
وقتی با من بود میخواست
با جق خودشو خالی
کنه...
ولی...
بعدا فهمیدم همشو
اشتباه برداشت کردم
همش تقصیر من
بود که حرف جانگسو
رو باور نکردم!
اکه اون موقع...
به حرفش گوش میدادم...
باورش میکردم...
همه چی تغیر
میکرد..
حیح...
من خیلی احمقم
این حرفا رو دارم
به مردی میزنم که
تا حالا ندیدمش...
حس میکنم
خیلی احمقم!
هاها!
همیشه اینکه رازاتو به
غریبه ها بگی خیلی بهتره!
نمیدوستی اینو؟
چیشده؟!
تو کاراگاهی درسته؟
گفتی دنبال یه قاتل
میگردی...
اگه کاراگاه
نیستی چرا باید
دنبال اون زن
باشی؟
همم...
من قبلا کاراگاه
بودم..
اما الان از کارم
اومدم بیرون!
قبلا؟ پس اخیرا
توی کارت بودی؟
واو من تا حالا
یه کاراگاه از نزدیک
ندیده بودم!
تو دقیقا شبیه کاراگاها
توی فیلمایی !
ولی!
کنجکاو شدم!
چرا دنبال اون قاتلی
اگه دیگه کاراگاه نیستی؟
بذار حدس
بزنم
به این خاطره
که تو عاشق اون
زنی درسته؟
برات مهم نیست اون
زن قاتله یا نه!
این یعنی عشق...!!
درست میگم؟
همم...
چه تئوری
جذابی
اسم اون زن
چیه؟
شاید بتونم بهت
کمک کنم!
این جزیره از چیزی
که به نظر میاد
بزرگتره!
ولی من همینجا بزرگ شدم
همه اهالی اینجا رو
میشناسم
چویون!
فامیلشه...
اسمش نام ئه!
نام چویون...
اسمشه!
ها...؟!
23 سالشه!
کسی با این مشخصات
میشناسی؟
عااااح!!
آه...
خانوم چویون استراحت
کنیم یکم؟
حس میکنم
داره آبم میاد...
نههه واینستا!!
ادامه بده!!!
عااااح
زودباش!!!
آه!!
کیرم داره ذوب
میشه!!!
دیگه نمیتونم
نگهش دارم!!
عاااحح!
عاشقشم!!!
میتونم با خوشحالی
بمیرم جانگسو!!
عاااححح!!
ها؟این چیه...
آب داغه...؟
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geralt^_^