زن قاتل قسمت ۷۷ از ۱۱۳۱۴۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹ صفحه‌ی ۱۱۰ صفحه‌ی ۱۱۱ صفحه‌ی ۱۱۲ صفحه‌ی ۱۱۳ صفحه‌ی ۱۱۴ صفحه‌ی ۱۱۵ صفحه‌ی ۱۱۶ صفحه‌ی ۱۱۷ صفحه‌ی ۱۱۸ صفحه‌ی ۱۱۹ صفحه‌ی ۱۲۰ صفحه‌ی ۱۲۱ صفحه‌ی ۱۲۲ صفحه‌ی ۱۲۳ صفحه‌ی ۱۲۴ صفحه‌ی ۱۲۵ صفحه‌ی ۱۲۶ صفحه‌ی ۱۲۷ صفحه‌ی ۱۲۸ صفحه‌ی ۱۲۹ صفحه‌ی ۱۳۰ صفحه‌ی ۱۳۱ صفحه‌ی ۱۳۲ صفحه‌ی ۱۳۳ صفحه‌ی ۱۳۴ صفحه‌ی ۱۳۵ صفحه‌ی ۱۳۶ صفحه‌ی ۱۳۷ صفحه‌ی ۱۳۸ صفحه‌ی ۱۳۹ صفحه‌ی ۱۴۰ صفحه‌ی ۱۴۱
زن قاتل
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
Geralt^⁠_⁠^
جانگسو؟
اون اینجا چیکار
میکنه...؟
خانوم چویون
بیا یه لحظه!
زودباش!!
اوه
دیوونس؟؟
اگه نامگیل ببینش
چی؟
خانوم چویون!
زده به سرت
جانگسو؟؟
اینجا چیکار
میکنی؟ اگه کسی
ببینت چی؟
اومدم تو رو
ببینم!
خیلی دلم برات
تنگ شده بود!
خوشحالم دوباره
میبینمت!
اوه فقط
برو لطفا!!
نامگیل نمیدونه
دیروز چه اتفاقی
افتاده!
چرا لبخند میزنی الان؟؟
من دارم از استرس میمیرم!
دیشب نتونستم بخوابم!
هه هه
وقتی عصبی میشی
خیلی نازی!
یه لحظه بیا بیرون
یه چیزی بهت بگم!
چی میخوای
بگی؟
نه برو!
نامگیل الان
خونس!!
عههه فقط
یه لحظس!!
بدو!
اگه نیای داد
میزنم!
دیوونه شدی
جانگسو؟؟!
کسی اونجاست؟!
با کی داری حرف میزنی؟
وای!!
چیزی نیست...
صدای مردم
بیرونه!
واقعا؟ پس تو
اونجا چکار میکنی؟
نمیخوای غذا
بخوری؟
اوه چرا
هاها...
اوه نزدیک
بود!
چند لحظه میرم
بیرون اوپا!
کجا میری؟
تو هنوز هیچی
نخوردی!
فقط میخوام برم
سوپر مارکت!
یه چیزی یادم رفت
بخرم!
من خیلی گرسنم نیست
تو غذاتو بخور!
وقتی برگشتم
خودم سفره رو جمع
میکنم!!
اون که چیزی نخورد...
چی میخواد از
سوپری بگیره؟
هیس...
خانوم چویون...
هیسسس!
ساکت!!
میدونی چقد منو
ترسوندی جانگسو؟!!
خیلییی!
اوه خیلی دلم
بذات تنگ شده بود!
وای؟!
چیکاار میکنی؟!
اگه کسی ببینه چی؟!
آه چه بوی
خوبی!
لطفا بس کن!!
جانگسو...
کجا میری؟
من باید برگردم!
بهش گفتم
میریم فروشگاه!
نگران نباش
زود برمیگردیم!!
محکم بچسب!
وااای!!
وای چقد درخت
کاج!!
خیلی قشنگه!
هووم چه
بویی!
خیلی وقت بود نیومدم
بیرون چقد حس تازگی
داره!
هاها!
چون همش نشستی تو
خونت! یکم هوای بخوری
بد نیست!
به هر حال
ما اینجا چیکار
میکنیم؟
نمیخواستی
چیزی بهم بگی؟
اوه!
جانگسو...
من خیلی دلم
برات تنگ شده
بود خانوم
چویون!
دیشب واسه
من به اندازه
یه سال گذشت!
یعنی چی؟
چجوری یه روز مثل
یه سال گذشت؟
تو دلت برام
تنگ نشده بود
خاتوم چویون؟
بهم بگو!
میدونم فقط یه شب بود
ولی‌تو دلت برام تنگ نشد؟
آره خب یکم
شد...
دیدی!
تو هم مثل
منی!!
هاها!! میدونستم
دوسم داری!
جانگسو!
تو انقد منو
دوست داری؟
معلومه!
من اونقد دوست
دارم که نمیدونم
چی بگم!!
انقد زیاد...
دوست دارم
خانوم چویون!
میدونی که دارم
راستشو میگم؟
جانگسو...
اوه جانگسو...
وای!!
این چیهه؟!!
هه هه ببینش!
حتی نگاه کردن
بهت منو اینطوری
میکنه!!
از شلوارم
افتاد بیرون!
چرا هر وقت منو
میبینی کیرتو نشونم میدی
جانگسو؟
نکنه منحرفی؟
چه ربطی
داره؟
ما عاشق همیم!
آهه...
چرا اینجوری میکنی؟
چرا؟
چون میخوام همینجا
بکنمت!
دیوونه شدی؟
ما تازه یه روزه
باهمیم!
این تنها چیزیه که بهش
فکر میکنی وقتی منو
میبینی؟
آره!
وقتی میبینمت فقط دلم
میخواد بکنمت!
عااح...
سکس بین دو نفر
که عاشق همدیگن...
مشکلش چیه؟
ما دیروز انجامش
دادیم...
برا همین باید امروزم
انجامش بدیم!
ما معشوق همیم!!
اوه!!
عااحح!!
عاااح!!
خیلی بدی...
تو از قصد منو اوردی
اینجا...
بهم دروغ میخواستی
باهام حرف بزنی آره؟
چقد خوبه!
عاحح...
همه حای تنت
خوشمزس خانوم
چویون!!
چرا انقدر
طول کشید؟
گفت میره
فروشگاه...
جانگسو...
چیکار میکنی...؟
چرا کامل لخت
شدی؟
اگه کسی
ببینه چی؟
بذار ببینن!
هیچ مشکلی برای
سکس معشوقه ها وجود
نداره!
و کسیم اینجا
نمیاد!
منتظر
چی هستی؟
لباستو در بیار
خانوم چویون!
من آمادم!
منم...؟
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geralt^⁠_⁠^
پایان

قسمت 76 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 77

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی زن قاتل
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت