زن قاتل قسمت ۵۳ از ۱۱۳۱۵۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹ صفحه‌ی ۱۱۰ صفحه‌ی ۱۱۱ صفحه‌ی ۱۱۲ صفحه‌ی ۱۱۳ صفحه‌ی ۱۱۴ صفحه‌ی ۱۱۵ صفحه‌ی ۱۱۶ صفحه‌ی ۱۱۷ صفحه‌ی ۱۱۸ صفحه‌ی ۱۱۹ صفحه‌ی ۱۲۰ صفحه‌ی ۱۲۱ صفحه‌ی ۱۲۲ صفحه‌ی ۱۲۳ صفحه‌ی ۱۲۴ صفحه‌ی ۱۲۵ صفحه‌ی ۱۲۶ صفحه‌ی ۱۲۷ صفحه‌ی ۱۲۸ صفحه‌ی ۱۲۹ صفحه‌ی ۱۳۰ صفحه‌ی ۱۳۱ صفحه‌ی ۱۳۲ صفحه‌ی ۱۳۳ صفحه‌ی ۱۳۴ صفحه‌ی ۱۳۵ صفحه‌ی ۱۳۶ صفحه‌ی ۱۳۷ صفحه‌ی ۱۳۸ صفحه‌ی ۱۳۹ صفحه‌ی ۱۴۰ صفحه‌ی ۱۴۱ صفحه‌ی ۱۴۲ صفحه‌ی ۱۴۳ صفحه‌ی ۱۴۴ صفحه‌ی ۱۴۵ صفحه‌ی ۱۴۶ صفحه‌ی ۱۴۷ صفحه‌ی ۱۴۸ صفحه‌ی ۱۴۹ صفحه‌ی ۱۵۰ صفحه‌ی ۱۵۱ صفحه‌ی ۱۵۲ صفحه‌ی ۱۵۳ صفحه‌ی ۱۵۴ صفحه‌ی ۱۵۵ صفحه‌ی ۱۵۶ صفحه‌ی ۱۵۷ صفحه‌ی ۱۵۸ صفحه‌ی ۱۵۹
زن قاتل
ترجمه ی اختصاصی سایت سرراست
GERALT
قسمت52
بگیرش!
این چیه؟
این یئونگ پول شیفتمو
داد
آره
دادم!
فقط بگیرش
یه مدته حقوقت خیلی پایین مونده
و تو امرو بازم
کلی کار کردی!
من خیلی حس بدی داشتم
وقتی میومدی پیش ما که
بهمون کمک کنی
ها...!
این که چکه!
این چقدر پوله؟
یک...ده...صد...
ده میلیون وان؟!
این واقعا ده میله؟
چی داری میگی؟
جدی میگی؟
دوست دارم بیشتر بهت بدم
ولی بدحال میشم که کلی از پول
برادر زنم بهت بدم
در مقابل کمک هات
مبلغ کمیه
ولی خواهشا بگیرش
به عنوان نیت خیر من
داداش...
عزیزم
دیوونه شدی؟
من که بهش پول دادم!
داداش عشقی...
از این به بعد
هم سعی میکنم بهتر باشم!!
هرموقع خواستی زنگ بزنی من
میام
درحال ریدنم باشم
با سرعت خودمو میرسونم!!!
میفهمم حس الانتو
حالا برو خونه!
خیلی امروز کار کردی
حالا وقتشه یکم استراحت کنی!
نه بابا
مطمئنم تو از من هم خسته تری
این یئونگ!
تا صبح اینجام
پس نگران چیزی نباش!
مطمئنی؟
گفتم نگران نباش
این اذیت کننده س
خیلی درمورد پولش بی فکری میکنه...
جونگسو
میتونه
خیلی احساسی باشه!
راستی
حوله های اتاق برادر شوهرمو
مرتب کردی؟
اوه
داشتم میرفتم الان
انجام بدم!
حوله ها همینجاست
میبینی؟
بده
بدشون به من!
من میبرمشون
چخبره؟
از وقتی برادر شوهرش اومده خیلی
شارژ شده
داشت کل روز میخندید و یه دفعه قطع شد...
مریض شده؟
اه...
وای...
آه!!!
اوووف...
حس میکنم توی
بهشتم!!!
بودن توی کسش
مثل این میمونه که
ته لذتو یافتم
سکس
اینقدر محشر بوده؟
کووو!
آقایی!!
این خیلی خوبه
میتونم همین الان خوشحال
بمیرم!!!
آهههه!!!!
آههههه
کوووو!!
پارم کن!
آقایی
بیا بریم
بیرون!
و بیا همه ی پوزیشن
هارو تست
کنیم
رو تخت درموردش حرف زدیم!
اوکی
انجامشون میدم...
فقط یکم
بیشتر...
کو!
کیرم داره آب میشه!
کست خیلی محشره!
بهترینه
خیلی هم خوشمزه س
آقایی خیلی با فشار
میکنیم!
داری کسم رو اذیت
میکنی!
با این قدرت
الاناس که پاره ش کنی!
فقط یکم دیگه
این لذت داره
دیوونه م میکنه!!!
آقایی واقعا
داره درد میکنه
بس کن
خیلی درد میکنه
ساکت باش!!!
اینقدر غر نزن
آ...
آقا...
فقط یکم دیگه...
خیلی دارم حال میکنم
فقط بزار
بکنمش!
آقام تغییر کرده؟
به نظر نمیرسه اون...
ببخشید...
ببخشید که سرت
داد زدم!
فک کنم...
خیلی هیجان زده شدم...
معذرت خواهی کرد؟
معنیش اینه هنوز
تغییر نکرده!
آره
اون هر روز تغییر نمیکنه
شاید الکی نگرانم!
بیشتر!!
آه....
یکم دیگه...!
آقایی آه!
حسش میکنم...
حس میکنم داره میاد!!!
مطمئنم زمانشه!
آه---
آقا!!!!
نمگیل!
هی نمیگیل-
منم
جونگسو
خواب که نیستی؟
خانم چویئونگ؟
وای
اقای جونگسو!
هی اقا
فک کنم اقای جونگسو داره
در میزنه!
چی...
برادر زنم؟
خداروشکر
وقتشته که اقا رو اروم کنم!!!
میمر درو باز کنم
اقا!
آوووف!!!
اومدم اقا جونگسو!
اه...
برادر زنم چی میخواد؟
لعنتی!
این همه تایم...
ها؟
ما حوله نداریم!
سری قبلی که
اومدیم همین جا بودن
نمگیل...
خوابیدی؟
نمگیل؟
یعنی چی؟
جدی خوابی؟
سلام اقای جونگسو!
داشتیم قبل خواب دوش
میگرفتیم...
چی شده؟
چیز خاصی نشده
براتون حوله اوردم...
اومدم بهتون تحویل
بدم!
چقدر عرق کرده!
مگه از حموم در نیومده؟
اوه الان دیدم که حوله
ای نداریم!
خیلی ممنونم!
ها؟
اوه...
یادم رفت
لخت بودم...
خانم
چویئونگ!
ادامه دارد...
پایان

قسمت 52 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 53

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی زن قاتل
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت