قسمت 29
عاااح!!
چرا داره فقط
میزنتش؟!
شوهر خواهرم اینجور
آدمی بود یعنی؟
اون سادیسم
داره...؟
زن قاتل
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
ترجمه از
Geralt^^
دردم میاد
آقا!
چرا داری اینجوری
در کونی میزنی بهم؟
عااای!!
ناله نکن!
و دیگه باهام وسط سکس حرف
نزن! و گرنه بهت نشون میدم
درد واقعی چیه!
خدای من!
چشمای آقا...!
عوض شدن!!
انگار اون کنترل خودشو
از دست داده مثل دیروز!!
چیکار باید کنم؟!
وقتی اینجوری میکنه
خیلی ترسناک میشه...
چرا وقتی همه باهام
سکس میکنن اینجوری
تغیر میکنن؟
همه مردا موقع
سکس اینجوری عوض میشن؟
تو زیباترین کصیو
داری که دیدم!
یا این فقط راجب
مرداییه که من باهاشون
میخوابم؟!
من توی زندگیم کصای زیادی
دیدم ولی مال تو از همشون
خوشمزه تره!!
ببین چقد ناز و تپله...!
کونتو بیار بالا!
ها؟
گفتم کونتو بیار
بالا!
میخوام بهتر
ببینمش!
میفهمی چی میگم؟!
خیلی حس بدی
دارم!!
چرا باید آقای خوب
من اینجوری بشه
یهو؟!
ممکنه کسی یهو اینجوری
تغییر کنه؟!
نمیدونم چرا اینجوری
میکنه ولی دلم میخواد
کاری که میگه رو انجام بدم!!
من میدونم آقا مرد خوبیه!
امیدوارم به حالت قبل
برگرده!
اینطوری...؟
عااح!!
فاک!
چی...؟ کیرم افتاد
بیرون!!
منو ببخش دوباره
میذارمش تو!
وایسا!
همونجا وایسا!
اوه اون واقعا تحریکم
میکنه!!
میتونم ببینم که توی نور
خورشید داره میدرخشه!!
هر بخش کوچیکی از کصت
میتونه منو داغم کنه!!
عاااح!
عاح!!
عاح آقا!
خیلی خوبه!
چی داری میگی؟!
حتی وقتی کیرمو چند
لحظه پیش کرده بودم
توی کصت...
کصت انقد تنگ شد
کیرمو تو خودش میفشرد!!
و هنوز داره انگشتمو حتی
فشار میده!!
عاااح!!
با تنگی و انعطاف پذیری
کص تو...
عاااح!!
شرط میبندم حتی کوچیکترین
کیرا هم لذت میبرن!!
فوقالعادس!!
هیچ مردی چاره ای جز
جذب شدن به تو نداره!!
فک کنم راست میگی
آقا!
یه بار با پسری سکس
کردم که کیر خیلی کوچیکی
داشت!
اولش بعد دیدن کیرش
خیلی ناامید شدم...
ولی وقتی آبشو توم
خالی کرد مجبور شدم
نفسمو حبس کنم یه لحظه
چون حس میکردم خیلی پر شدم!!
البته که اونم خیلی خوشحال
بود که من خیلی تنگه کصم!!
به همین خاطر فکر میکردم
کصم خیلی کوچیکه!
^.^
هه هه خب راستش انقد
کیرای مختلفو تجربه کردم تا
مطمئن شدم اینطور نیست!
ولی من هنوزم کیرتورو از
اون کوچیکه خیلی بیشتر
دوست دارم!
فرقشون زیاد نیست
ولی مال تو خیلی برام
بهتره!!
وااای!!
چرا؟!!
چرادوباره منو
زدی؟!
بهت هشدار دادم!
دیگه نمیخوام کیر
مرد دیگه بره
توت!!
کصت فقط مال
منه!!
گرفتی؟!
حیح!!
حسودی میکنی
آقا؟
حسودی؟
درسته منو حسودم!!
هرچی دوست داری
بهش بگو!
عاااح آقاا!!
میخوای دوباره شروع
کنیم؟!
عااح !! اون خیلی
خشن شده!!
عاااح!!
چطوره؟! با کیرم
حال میکنی؟!!
بهم بگو چقد داره
بهت حال میده!!
عاشقشم!! کیرت
بهترینه!!!
عاااح!! انگار تو
بهشتم!!
نمیتونم عصبانیش کنم!!
باید هر چی میخوادو
انجام بدم الان!!
هاها!! انقد دوسش داری؟
افتخار میکنم اینو میشنوم!
پس محکم ترش
میکنم!!
عااااااح!!
وای آقا!!
کصم داره پاره میشه!!
مثل سگ داری
منو میکنی آقا!!!
عاااح آقاااا!!!
عاشقشمممم!!!
کیرتوش! دیگه نمیخوام
چیزی ببینم!
میدونم اون شوهرخواهرم
بود ولی...
ها؟
چیه آقا...؟
منو دید؟!!
واقعا دلم نمیخواد
اینجوری باهاش برخورد
کنم...
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geralt ^_^