استاد عشق بازی قسمت ۶ از ۵۰۱۵ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵
قسمت 6
دارم شروع میکنم
هاین
باشه...لطفا
بزارش داخل
هیییی
هاین داخلت واقعا...
ل-لطفا این جور
چیزا رو نگو...
از این طرف بانو
هومم...
مطمعنی همینه؟
بله خانم
پس مردم به ندرت میان
اینجا پس اینجا جای
فوق العاده ایه
این خیلی از روستا
دوره
پیدا کردنش حتما
سخت بوده
بب-ببخشید هاین
فکرشو نمیکردم
یهویی کسی بیاد...
هاااا!!!
اون شحص!
اونو میشناسی؟
اره!معلومه که
میشناسم
اون همسر خانواده
گوجینسا قدرتمند ترین
خانواده در منطقس
اون به عنوان فردی تندخو
و انعطاف پذیر شناخته میشه...
اگه اینجا مارو داخل چنین
شرایطی ببینه حتما مجازات میشیم
بر خار مادرش لعنت...
مگه قرار نبود اینجا از
نظر جنسی کاملا ازاد باشه
اما خطرناک ترین چیز
درحال حاظر اینه که...
سونگجاعه...؟!
اگر اینکارو بکنی
تو دردسر بدی میفتیم...!
من-من متاسفم
دارم سعی میکنم مقاومت کنم
همیشه چنین
ادم ریسکی بودم؟
فکر کنم یه نکنه عجیب
و جدید کشف کردم
سونگجاعه داره
اروم اروم میام توم!!
دارم دلیل خودمو
از دست میدم...
لعنت بهش!
دیگه نمیتونم تحمل کنم!!
اههه
هوم؟!
کی اونجاست؟
ها...بگا رفتیم...
همین الان از اونجا
بیا بیرون!!
چ-چکار باید بکنیم
سونگجاعه...
هیان همینجا وایسا
سعی میکنم
کارو جمع کنم
یعنی این نشونه ای
از فروپاشی کشوره...
یه گوزن ابی بدون
لباس تو روز روشن قدم میزنه
هوففف
گوزن ابی زندگیم
رو نجات داد
تو حتما خیلی ترسیدی
نه؟ هیان
اره میتونستم کوتاه شدن
عمرم رو حس کنم...
همین الان قبل
اینکه اونا مارو پیدا کنن...
داری چکار میکنی؟!
عجله کن و جرم بده!!
داری همینجوری
منو ولم میکنی؟
خانم--بانو پس
قوانین رو میزارم کنار
کاری که میگید رو میکنم
چی چی کص؟
ریدم
پاچیدم...
هووو...
این منطقه واقعا
سکس خیزه
این بهترین کاریه
که میتونی بکنی؟!
یکم بیشتر انرژی
بزار!
هاین به نظر میرسه
این کار همیشه اون زنس
اون مردم شبیه
خدمتکارشه...
خب الان میتونیم بریم
تا اونا سرشون گرمه بیا-
هوم؟!
هاین...؟
چکار میکنی...؟
منو ببخش سونگجاعه...
اینبار نمیتونم
تحمل کنم
هاین الان وقت
نداریم که-
واقعا...؟
پس چرا این قد
علم کرده؟
این همیشه-
اییی...!!
ها-هاین...
باید تمومش کنم؟
چرا...؟
نه....
این نیست...
دیگه برام مهم نیست
اگه گیر بیفتیم!!
سونگجاعه...!!
اگر انقدر فرو کنی داخلم
نمتونم ساکت بمونم!
بزار کمکت کنم×
بزارم زمین
و بیرونش نیار...
اینطوری؟
هاین
بله...
دارم دوباره
میام....
باشه...
لطفا همشو بده بهم!!
هااا....
اهااا.....
سونگجاعه!
هاین...
انگار قلبم داره کنده میشه
منم همینطور!!
قبلا اصلا چنین حسی
نداشتم!!
هاا!
سونگجاعه...!
اگه خیلی صدات
بلند باشه
ممکنه واقعا گیر بیوفتیم
م-میدونم اما...؟
نم-نمیتونم!
من دیگه...
این حدمه...!
سونگجاعه...؟
هااا...
هااااا...
انقدر اینو دوسش داری؟
اره بهترینه
این تایمر برای
ورزش بعد از ظهره
اوه شتتتت!!
یادم رفت الارمم
روشنه!!
سونگجاعه
اون الان صدای چی بود؟
و-وایسا!
این گوشی حرومی!!
هوفف...
بلاخره خاموش شد
لعنت بهش
منو ببخش هاین
اینو بهش میگن
الارم...
ریدم...
منو ببخش سونگجاعه...
پیدامون کردن...
پایان

قسمت 6 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 7

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی استاد عشق بازی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت