استاد عشق بازی قسمت ۴۶ از ۵۰۱۷۱ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹ صفحه‌ی ۱۱۰ صفحه‌ی ۱۱۱ صفحه‌ی ۱۱۲ صفحه‌ی ۱۱۳ صفحه‌ی ۱۱۴ صفحه‌ی ۱۱۵ صفحه‌ی ۱۱۶ صفحه‌ی ۱۱۷ صفحه‌ی ۱۱۸ صفحه‌ی ۱۱۹ صفحه‌ی ۱۲۰ صفحه‌ی ۱۲۱ صفحه‌ی ۱۲۲ صفحه‌ی ۱۲۳ صفحه‌ی ۱۲۴ صفحه‌ی ۱۲۵ صفحه‌ی ۱۲۶ صفحه‌ی ۱۲۷ صفحه‌ی ۱۲۸ صفحه‌ی ۱۲۹ صفحه‌ی ۱۳۰ صفحه‌ی ۱۳۱ صفحه‌ی ۱۳۲ صفحه‌ی ۱۳۳ صفحه‌ی ۱۳۴ صفحه‌ی ۱۳۵ صفحه‌ی ۱۳۶ صفحه‌ی ۱۳۷ صفحه‌ی ۱۳۸ صفحه‌ی ۱۳۹ صفحه‌ی ۱۴۰ صفحه‌ی ۱۴۱ صفحه‌ی ۱۴۲ صفحه‌ی ۱۴۳ صفحه‌ی ۱۴۴ صفحه‌ی ۱۴۵ صفحه‌ی ۱۴۶ صفحه‌ی ۱۴۷ صفحه‌ی ۱۴۸ صفحه‌ی ۱۴۹ صفحه‌ی ۱۵۰ صفحه‌ی ۱۵۱ صفحه‌ی ۱۵۲ صفحه‌ی ۱۵۳ صفحه‌ی ۱۵۴ صفحه‌ی ۱۵۵ صفحه‌ی ۱۵۶ صفحه‌ی ۱۵۷ صفحه‌ی ۱۵۸ صفحه‌ی ۱۵۹ صفحه‌ی ۱۶۰ صفحه‌ی ۱۶۱ صفحه‌ی ۱۶۲ صفحه‌ی ۱۶۳ صفحه‌ی ۱۶۴ صفحه‌ی ۱۶۵ صفحه‌ی ۱۶۶ صفحه‌ی ۱۶۷ صفحه‌ی ۱۶۸ صفحه‌ی ۱۶۹ صفحه‌ی ۱۷۰ صفحه‌ی ۱۷۱
قسمت 46
ه-هاین...؟
امم...
باید همین
الان برم...
ببخشید سونگجاعه
اما فقط چند روزه
که برگشتی
و باز داری میگی
باید یه سفر طولانی
بری...
ایندفعه انقدر
طول نمیکشه
میتونی برام
صبر کنی درسته؟
اره...
خانم
منم دیگه دارم میرم
اینو سرراهم به
هونگاک کورتسان
تحویل میدم(جنده خونه)
باشه باشه
مواظب خودت
باش
هاین
برمیگردم
باشه...
بیرون مواظب خودت
باش
سرراست
همیشه با شماست
این یه فرمان سلطنتیه!!!
وزیر چپ پارک
گیلیانگ این فرمان سلطنتی
رو گوش کنید
باید چکار کنیم
جناب؟
اعلیحضرت دستور دادن
اتحامات نخست وزیر سابق
دوباره برسی بشه
پس واسه همین
اومدن اینجا
میخوان منو ببرن
به اداره تحقیقات
نخست وزیر چپ
گیلیانگ پارک
اعلیحضرت جدیدا خیلی
تقیر کردن اینطور نیست؟
اون حتی از خیلی
از مقامات دوری کرده
از اداره
اخراج و
زندانی شد
اون کاملا ملکه رو
مجذوب خودش کرده هرچند
هنوز رابطشون اونقدر به کمال نرسیده
پادشاه...
اههه!
عالیجناب!
همه این تغییرات
زمانی شروع شد که...
اون مرد سونگجاعه کانگ
پاشو گذاشت داخل دربار
سلطنتی درسته؟
درسته لرد
شنیدم حتی به دیدار نخست
وزیر سابقم تو تبعیدگاه
هم رفته...
تا یه فرمان سلطنتی
رو ابلاغ کنه
معتقدم که یه نوع معامله
با پادشاه کرده...
ههه...
پس این حرکتیه که
اعلیحضرت میخواد انجام بده...؟
که خواستار اقدامه..
منتظر فرمان شما
هستم لرد!
از همین حالا وظیفت
اینه که سونگجاعه کانگ رو
تعقیب کنی
همچنین...
وقتی میخواد حکم سلطنتی
رو به نخست وزیر سابق
ابلاغ کنه...
از شر جفتشون
خلاص شو
هرطور شما بخواید
نخست وزیر چپ
پارک!!!
به فرمان سلطنتی عمل
کن و بیا بیرون...!
اومدم
امادم فرمان سلطنتی
رو بشنوم...
افسر
جنده خونه
هونگاک
ووا میتونم اینو
همینجا بزارم
درسته؟
وای ممنونم
داری میری یه
جای دور؟
اه اره...
باید یه جایی باشم
هومم...!پس عالیه!
چی؟
اوه میدونی چیه
قبل سفرت باید یکم
خستگیت رو از بین ببری
نه اوکیه
راه طولانی دارم
پس باید برم...
عه اینطوری نباش
دیگه
خدمات ویژه امادس
پس قبل رفتن لذت ببر
شت...
طراحیه اینجا
رو ببین
ووا تو بیزنسش واقعا
عالیه
هااا...
حموم اب گرم با نوشیدنی
های خنک...
حس خیلی خوبیه
کی فکرشو میکرد
از این تجملات لذت ببرم؟
هاااا... این چایی
طعمش عالیه
اقای سونگجاعه
هومم؟!
شنیدیم دارید یه سفر
طولانی میرید...
پس اومدیم بهتون
سرویس بدیم!
ووا!ولیانگ و سوهی
نه نه همه چی اوکیه
مجبور نیستید
نمیومدم اینجا تا کاری
کنم فقط میخواستم کمی
ریلکس کنم
اوه واقعا؟
اما...
اما انگاری دیو سپید
بلند شده از خواب...
هاا...چی؟
واسه چی انقدر سفت شده؟
از همیشه سفت
تر شده...
نگو که...!
پس اون داروی تقویت
کننده قوای جنسی
که ریختم برای سونگجاعه...
برای زنا هم کار
میکنه...!
اهه...
اههه....
نه
نیاید اینکارو
کنم...
نگران نباش اقا!
خانم ووا گفت...
خدماتمون اصلا خستتون
نمیکنه
چون گفت یه گیاه
خیلی گرون داخل چاییت
ریخته
جای تعجب نداره
انقدر حشریم...!
!!!...ARGE
پس منم ازش لذت
میبرم!!!
اههه
اهه
اههه
اهههه
ا-اقا!!!
کیرتون...خیلی عمیق
رفته داخل کصم...!
جناب...!
نحوه حرکت زبونتون
داره دیوونم میکنه...!
هنوز ارضا نشدی!
سرویسمون
هنوز تموم نشده!!!
بیا اینجا سوهی
هاه؟کارت با من
تموم شد؟
نگران نباش با تو هم
انجامش میدم وولیانگ!!
طوری که از انگشتات
استفاده میکنی فوق العادس...!
اقا...!
ف...فکر کنم
داره ابم میاد!!!
هی...!بدون من
از هم لب نگیرید!!!
اههه
اهههه
اههه
اهههه
خیلی خب!دیگه
وقت رفتنه!
اوه مای گاد...
کارت تموم شد؟
تماشای دخترام درحال
انجام این کار...
یه جا موندن رو
داره برام سخت میکنه...
پس میزاری منم
اضافه بشم؟
ووا...
پایان

قسمت 46 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 47

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی استاد عشق بازی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت