استاد عشق بازی قسمت ۲۷ از ۵۰۲۰۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹ صفحه‌ی ۱۱۰ صفحه‌ی ۱۱۱ صفحه‌ی ۱۱۲ صفحه‌ی ۱۱۳ صفحه‌ی ۱۱۴ صفحه‌ی ۱۱۵ صفحه‌ی ۱۱۶ صفحه‌ی ۱۱۷ صفحه‌ی ۱۱۸ صفحه‌ی ۱۱۹ صفحه‌ی ۱۲۰ صفحه‌ی ۱۲۱ صفحه‌ی ۱۲۲ صفحه‌ی ۱۲۳ صفحه‌ی ۱۲۴ صفحه‌ی ۱۲۵ صفحه‌ی ۱۲۶ صفحه‌ی ۱۲۷ صفحه‌ی ۱۲۸ صفحه‌ی ۱۲۹ صفحه‌ی ۱۳۰ صفحه‌ی ۱۳۱ صفحه‌ی ۱۳۲ صفحه‌ی ۱۳۳ صفحه‌ی ۱۳۴ صفحه‌ی ۱۳۵ صفحه‌ی ۱۳۶ صفحه‌ی ۱۳۷ صفحه‌ی ۱۳۸ صفحه‌ی ۱۳۹ صفحه‌ی ۱۴۰ صفحه‌ی ۱۴۱ صفحه‌ی ۱۴۲ صفحه‌ی ۱۴۳ صفحه‌ی ۱۴۴ صفحه‌ی ۱۴۵ صفحه‌ی ۱۴۶ صفحه‌ی ۱۴۷ صفحه‌ی ۱۴۸ صفحه‌ی ۱۴۹ صفحه‌ی ۱۵۰ صفحه‌ی ۱۵۱ صفحه‌ی ۱۵۲ صفحه‌ی ۱۵۳ صفحه‌ی ۱۵۴ صفحه‌ی ۱۵۵ صفحه‌ی ۱۵۶ صفحه‌ی ۱۵۷ صفحه‌ی ۱۵۸ صفحه‌ی ۱۵۹ صفحه‌ی ۱۶۰ صفحه‌ی ۱۶۱ صفحه‌ی ۱۶۲ صفحه‌ی ۱۶۳ صفحه‌ی ۱۶۴ صفحه‌ی ۱۶۵ صفحه‌ی ۱۶۶ صفحه‌ی ۱۶۷ صفحه‌ی ۱۶۸ صفحه‌ی ۱۶۹ صفحه‌ی ۱۷۰ صفحه‌ی ۱۷۱ صفحه‌ی ۱۷۲ صفحه‌ی ۱۷۳ صفحه‌ی ۱۷۴ صفحه‌ی ۱۷۵ صفحه‌ی ۱۷۶ صفحه‌ی ۱۷۷ صفحه‌ی ۱۷۸ صفحه‌ی ۱۷۹ صفحه‌ی ۱۸۰ صفحه‌ی ۱۸۱ صفحه‌ی ۱۸۲ صفحه‌ی ۱۸۳ صفحه‌ی ۱۸۴ صفحه‌ی ۱۸۵ صفحه‌ی ۱۸۶ صفحه‌ی ۱۸۷ صفحه‌ی ۱۸۸ صفحه‌ی ۱۸۹ صفحه‌ی ۱۹۰ صفحه‌ی ۱۹۱ صفحه‌ی ۱۹۲ صفحه‌ی ۱۹۳ صفحه‌ی ۱۹۴ صفحه‌ی ۱۹۵ صفحه‌ی ۱۹۶ صفحه‌ی ۱۹۷ صفحه‌ی ۱۹۸ صفحه‌ی ۱۹۹ صفحه‌ی ۲۰۰ صفحه‌ی ۲۰۱ صفحه‌ی ۲۰۲ صفحه‌ی ۲۰۳
قسمت 27
جنده خونه هونگکاک
ج-جناب سونگجاعه!!
فکر کنم دوباره
دارم ارضا میشم
ادامه بده نباید
جلوی خودتو بگیری
ریختن
هوفف انگاری
بلاخره کارشون تموم شد...
هومم؟!
خیس شدم...؟!
نباید بزارم سونگجاعه
اینو بفهمه...
سرراست
همیشه با شماست
واییی...تو بهترین
طراح تو دنیایی.
و-واقعا؟
البته!اگر زودتر اینطوری
میکشیدی...
مردم صف میکشیدن
واسه خریدن داستانات
دعوا میکردن
و-واقعا؟
پدر...
جیهو...
باید بری؟
ببخشید
ولی همین الانش هم حقیقت
رو میدونم...
پس نمیتونم فقط بشینم
و هیچ کاری نکنم
جیهو لی
من میرم تا تو بتونی
اسمت رو از اون تهمت پاک
کنی
تو دختر منی و متقاعد
کردنت غیر ممکنه
اما اگه باید
بری پس اینو بپوش
پ-پدر
این...
تو هنرمند طراح
بزرگی هستی
متاسفم که به
اندازه کافی از استعدادت
حمایت نکردم
هرکاری میکنی مطمعن
باش که از استعدات
استفاده میکنی
پدر لطفا سالم
بمون
پس میتونم همینطوری
منتشرش کنم درسته؟
اینطوری...؟
اره...مگه نگفتی
من بهترینم؟
اهه...اما...
اما این مرد داخل
تصاویر منم اگه همینطوری
منتشرش کنه...
هاین اخر سر این
کتاب رو میبینه!
حتما از اینکه تو سطح کشور
معروف شدی خوشحالی
امم...
خانم هایل...
فکر نکنم بتونم
بزار اینطوری منتشرش کنی
چرا نه؟
خب میدونم که داخل
سکس خوبم اما...
من از لاف زدن درمودش
خوشم نمیاد یا...
همه ازش مطلع بشن
پس...
امیدوارم قبل انتشار یکم
تغییرات داخلش انجام بدی...
اما تو قول دادی کمکم کنی...
اره بهت کمک میکنم
ولی حقوق انسانی خودمم دارم
نمیخوام با پورن استار
شدن کمکت کنم که
پور استار؟
پورن...
به هرحال...
از اونجایی که چنین
احساسی داری...
حیف شد اما نمیتونم
از این طراحی ها استفاده کنم..
چرا نمیتونی ازشون
استفاده کنی...؟
فقط کافیه اسمو و
چهره رو عوض کنی
و فقط یکمی داستان
رو...
این کارو نمیکنم!!!
چ-چرا نه...؟
حتی اگه بمیرم!
هیچ وقت با این
قلم دروغ نمیگم!
چرا یهویی روانی شد
چه چیز بدی گفتم مگه؟
وایسا
نمیگم که بهت
دروغ بگی...
تو بهم بگی چیزایی
که اتفاق افتاده رو عوض کنم
اگه دروغ نیست...
پس چیه؟!
به این میگن نویسندگی خلاق!!!
نوسندگی خلاق؟!
من نمیگم که با طراحی هات
به مردم دروغ بگی
میگم یکم بامزش کنی
برای خواننده ها و چیزی
که میخوان رو بهشون بدی
تا الان چطوری داستان
هاتو مینوشتی؟!
با مردمی که داخل
بار میشستن صحبت
میکردم و...
اها پس گوش وایمیستادی
نباید اینطوری بگیش!
میبینی ؟پس مهم اینه
چطور بیانش کنی
ا-اره فکر کنم...
حالا که دربارش
فکر میکنم چیزی
که تو واقعا نیاز داری...
برای اینکه مفاهیم
رو برات روشن کنم.
باید بریم یه جای ساکت
و حرف یبزنیم؟
چهار ساعت بعد
میتونم کلید اتاق
307 رو بگیرم؟
اقا! امروز دیر اومدید
باورم نمیشه سونگجاعه
برای چهار ساعت بکوب
حرف زد
فکر کردم داره
از گوشام خون میاد...
اما اشتباه نمیگفت
اول باید یه
دوش بگیرم...
گوش کن خانم هایل
اموزشی که امروز بهش
نیاز داری...
تخیلاته!
تخیل...؟
اره!
به نظر میرسه
مهارت بالایی تو طراحی
نویسندگی داری...
چیزی که میشنوی
و میبینی
پس برو یه جای
اروم و چشمات رو ببند
بعد تو ذهنم تصورش
کن
تو ذهنم تصورش کنم...
چون اولین بارمه
فایده ای نداره...
باید درباره اتفاقی
که تو جنده خونه
هونگاک اتفاق افتاد
فکر کنم؟
اسمت چیه خانم؟
اتاق وی ای پی
ه-هایل
همم...
هایل
چرا مثل مردا لباس
پوشیدی؟
چرا چنین بدن خوشگلی
رو قایم میکنی؟
د-دلیل خودم رو دارم...
هوممم...دلیل خودت
دوست دارم بدونم چین
میشه اول اینو در بیاریم؟
.وای... ممه هات...
اینا از کدوهایی
که تو پشت بوم میکارن
هم بزرگترن
بزار ببینم چه
مزه ای میدن
هاا...!
اما اگه بمکیشون...!
مکیدن
مکیدن
ری اکشن خوبی بود
بزار ببینم واکنشت
نسبت به این چیه
حس عالی ای داره؟
خیلی حس خوبی
داره!
پس یادت میاد
دیشب چی شد درسته؟
خانم هایل
ا-اقای سونگجه؟!
پایان

قسمت 27 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 28

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی استاد عشق بازی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت