قسمت35
عهه...خانم هایل؟
چرا یکم اروم نشیم
و صحبت نکنیم؟
میتونم جهنم رو
داخل چشمات ببینم...
این دلیل بیشتری
نیست که تو مسئولشی؟
این دیگه چه
منطق کصشعری بود؟
تو زن با وقاری
بودی!
اول یکم اروم شو
باید چکار کنم...؟
تو حالت عادی از چنین
درخواستی استقبال هم میکردم
اما اینجا خونه هاینه
اصلا حس خوبی ندارم
علاوه بر اون...
این رایحه قوی...
از بدنش داره
دیوونم میکنه
داره دیوونم میکنه
کیرمم شق شده...
اما واقعا نمیتونم
اینجا انجامش بدم
الان نمیتونم شاید
بعدا بتونیم...
هاا....
اوه واقعا؟
پس چرا اون انقدر بلند شده؟
اهههه!!!
داری چکار میکنی؟
ت-تو نمیتونی
اینجا اینکارو کنی!
فقط یه بار امتحانش
میکنم ببینم جواب میده
یا نه!
اهه!
بیخیال!
ب...بهت گفتم اینجا
نمیتونیم انجامش بدیم!
سرراست
همیشه با شماست
عصر بخیر
هاین...
بیا داخل
یه تماس فوری
از خونه داشتم.
میشه فقط همه جا
رو تمیز کنی و بری
خونه من بازم بهت پولتو میدم
بله دکتر
پس دفعه بعدی میبینمتون
به سلامت برسید
هههه....
باید سریع برگردم
سونگجاعه رو سوپرایز کنم
خوش اومدی هاین!!
خیلی تنها بودم
اره اره...
واسه همینه که
زود برگشتم
این جایزته که
صبر کردی
هاین...اومم...
اووو...
سونگجاعه...
هااا...
احتمالا الان تو
خونه تنهاست
نه!
نه...تو نمیتونی...!
بسه...!
نه تو نمیتونی..!!!
لعنت بهش...
انگاری انجامش دادم
اما...
هاین فردا صبح
برمیگرده پس فکر کنم
همه چی خوب پیش بره
هیهیهیهی...
بهش گفتم فردا صبج
برمیگردم
حتما خیلی سوپرایز
میشه وقتی منو ببینه
میخوام سوپرایزش
کنم!
هومم؟!
اهه...!
اههه!
!HAAH
حالا اروم شدی؟
اینطوری نگام نکن
همونطوری که گفتم
این تقصیر توعه که من
این شکلی شدم
بازم این منطق
سسشعر؟
بیا سریع تمومش
کنیم
اگه میدونستم قرار انقدر
تنهایی بکشی زودتر میومدم
یا....
باید دیرتر میومدم؟
چطور تونستی این
کارو باهام بکنی سونگجاعه؟
واست کافی
نبودم؟
یعنی غیرممکنه که
فقط به من راضی باشی؟
ن-نه مسئله
اون نیست...
انقدر ازم ناراضی
بودی که ایندفعه داشتی
با یه مرد انجامش میدادی؟!
باسن اون مرد
انقدر برات وسوسه
انگیز بود؟!
چرا فقط بهم
نگفتی؟
چی؟
مشکل تو اینه؟
میتونستم منم
بهت کون بدم!!!
چطور تونستی این
کارو با یه مرد دیگه
انجام بدی...؟!
ن-نه هاین...
فکر کنم یه سوتفاهم پیش اومده
این...
حوصله گوش دادن به
بهونه هات رو ندارم!!!
وایساا!
این مرد نیست!
این ممه های
هشتاد و پنج رو ببین!
ها؟این واقعا
ممه س...
علاوه بر اون!
من مدام بهش گفتم که
نمیخاوم این کارو بکنم
و انجامش بدم!
اما اون خلاف میل
من لباسام رو در اورد و...
میشه اول اینارو
ول کنی؟!
مثل یه زالو گرفت
کیر طلاییم رو خورد
ولشون کن!!
اون قلم...
منو ببخشید خانم...
من همه چی رو توضیح میدم
وایسا
قبلش...
تو کی هستی و چرا
اون قلم باهاته؟
این قلم رو میشناسی؟
اره اون مورد علاقه
پدرم بود...
وایسا تو...
جیوو؟