استاد عشق بازی قسمت ۱۴ از ۵۰۱۲ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲
قسمت 14
اههه-
اهههه
-MMH
MMPH
MMH
MMPH
نظرت چیه
زن...؟!
اره خوبه
حس خوبی داره...
اهه...
هعی...!!
شوهرم...؟
واسه چی انقدر خشن
رفتار میکنی-
چیزی نگو زن!
باشه...
لعنت بهش...!!
سرراست همیشه
با ماست
لرد سونگجاعه!
اههه
اههه
اههه
اههه
واییی
لرد سونگجاعه!!
نظرت چیه؟
دوسش داری؟
بهتریه!
درباره من نظرت
چیه ارباب من
فکر نمیکنم دیگه
راضی بشم مگر اینکه
تو باشی...
باید کارمو ول کنم...؟
داری هرچیزی میگی
ههه
چرا داری برعکس
یه زن روسپی باکلاس
حرف میزنی؟
اما چکار میتونم بکنم
وقتی این انقدر خوبه...؟!
حتما کلی از اشراف
زاده های عالی رتبه
دنبالتن
اینو نگو
اصلا میدونی چقدر
سخته با اون پیرمردا
کنار بیای؟
تظاهر میکنم که
لذت میبرم چون
کارم همینه
لرد سونگجاعه
تنها کسیه که منو
اینطوری میگاد
کم کم دارم احساس
پشیمونی میکنم...
اما حداقل سوتفاهمش
درباره منو اویا از اون
پشت واسش از بین میره
باید تمومش کنیم...؟
پس دیگه الان میام!
بریز داخلم لرد سونگجاعه!!
میبینمت لرد سونگجاعه
پس حالا...
باید با اون یارو پشت
پرده حرف بزنم؟
اونجایی نه؟
دیگه بیا بیرون تموم شد
خب تو حتما همه
چیز رو دیدی ولی اونطوری
که فکر میکنی نیست
سوتفاده ازکسی
با نقطه ضعف هاش
اصلا با شخصیت من
جور نیست
و حتما متوجه شدی
اویا و من...
حق با تو بود
وا-وایسا...
چرا گریه میکنی...؟
فاک...انتظار این
یکی رو نداشتم...
هوفف باید دلداریش
بدم تقصیر من بود که
انقدر خوب بودم
نگاه کن
داداش
هااه؟
چیه؟
حالا که دقت
میکنم تو تاپناک
داری ها...؟
خب مگه چیه؟!
چطور میتونه یه
مرد متاهل به چنین
جایی بیاد؟!!
منظورت چیه که
چی؟تو متاهلی!
وای بعد جرعت داری
مثل یه قهرمان تراژدیک
رفتار کنی...
زنت میدونه
از اینکارا میکنی؟
چی باعث شده فکر
کنی لیاقت فخر
فروشی رو داری؟
تو چی میفهمی وقتی
حتی تاپناک هم نداری؟
اویا!
تنها پناهی بود که
تونستم پیدا کنم!!
شاید...
زندگی متاهلیت خوب
پیش نمیره؟
حق باهام بود...
تا حالا پایین کوه
با صدای بلند فریاد زدی؟
ببخشید؟
صدا برمیگرده سمتت؟
چی میشه اگه
اونجا فریاد بزنی؟!
اره خب...
شاید؟
حتی یه صدا هم
پژواک داره!
همسر هم همینکارم
نکرد
میدونی چقدر شرم اور
بود؟!!
هومم...حالا بلاخره
فهمیدم
این مرد داره تو رابطش
با همسرش از نظر جنسی
احساس سرخوردگی میکنه
اونم سعی کرده کمبود
های همسرش رو توی
اویا پیدا کنه...
شرایطش رقت انگیزه
باید کمکش کنم؟
اگر درمورد چطور
رفتار کردن با یه
زن تو رختخوابه
فکر کنم بتونم
کمکش کنم
هی داداشی
میتونی یکم درباره
زنت برام بگی؟
چی...؟!
امشب
بهت یاد میدم چطور
زنت رو کامل دور
انگشتات بپیچی
پایان

قسمت 14 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 15

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی استاد عشق بازی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت