استاد عشق بازی قسمت ۳۲ از ۵۰۲۱۵ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹ صفحه‌ی ۱۱۰ صفحه‌ی ۱۱۱ صفحه‌ی ۱۱۲ صفحه‌ی ۱۱۳ صفحه‌ی ۱۱۴ صفحه‌ی ۱۱۵ صفحه‌ی ۱۱۶ صفحه‌ی ۱۱۷ صفحه‌ی ۱۱۸ صفحه‌ی ۱۱۹ صفحه‌ی ۱۲۰ صفحه‌ی ۱۲۱ صفحه‌ی ۱۲۲ صفحه‌ی ۱۲۳ صفحه‌ی ۱۲۴ صفحه‌ی ۱۲۵ صفحه‌ی ۱۲۶ صفحه‌ی ۱۲۷ صفحه‌ی ۱۲۸ صفحه‌ی ۱۲۹ صفحه‌ی ۱۳۰ صفحه‌ی ۱۳۱ صفحه‌ی ۱۳۲ صفحه‌ی ۱۳۳ صفحه‌ی ۱۳۴ صفحه‌ی ۱۳۵ صفحه‌ی ۱۳۶ صفحه‌ی ۱۳۷ صفحه‌ی ۱۳۸ صفحه‌ی ۱۳۹ صفحه‌ی ۱۴۰ صفحه‌ی ۱۴۱ صفحه‌ی ۱۴۲ صفحه‌ی ۱۴۳ صفحه‌ی ۱۴۴ صفحه‌ی ۱۴۵ صفحه‌ی ۱۴۶ صفحه‌ی ۱۴۷ صفحه‌ی ۱۴۸ صفحه‌ی ۱۴۹ صفحه‌ی ۱۵۰ صفحه‌ی ۱۵۱ صفحه‌ی ۱۵۲ صفحه‌ی ۱۵۳ صفحه‌ی ۱۵۴ صفحه‌ی ۱۵۵ صفحه‌ی ۱۵۶ صفحه‌ی ۱۵۷ صفحه‌ی ۱۵۸ صفحه‌ی ۱۵۹ صفحه‌ی ۱۶۰ صفحه‌ی ۱۶۱ صفحه‌ی ۱۶۲ صفحه‌ی ۱۶۳ صفحه‌ی ۱۶۴ صفحه‌ی ۱۶۵ صفحه‌ی ۱۶۶ صفحه‌ی ۱۶۷ صفحه‌ی ۱۶۸ صفحه‌ی ۱۶۹ صفحه‌ی ۱۷۰ صفحه‌ی ۱۷۱ صفحه‌ی ۱۷۲ صفحه‌ی ۱۷۳ صفحه‌ی ۱۷۴ صفحه‌ی ۱۷۵ صفحه‌ی ۱۷۶ صفحه‌ی ۱۷۷ صفحه‌ی ۱۷۸ صفحه‌ی ۱۷۹ صفحه‌ی ۱۸۰ صفحه‌ی ۱۸۱ صفحه‌ی ۱۸۲ صفحه‌ی ۱۸۳ صفحه‌ی ۱۸۴ صفحه‌ی ۱۸۵ صفحه‌ی ۱۸۶ صفحه‌ی ۱۸۷ صفحه‌ی ۱۸۸ صفحه‌ی ۱۸۹ صفحه‌ی ۱۹۰ صفحه‌ی ۱۹۱ صفحه‌ی ۱۹۲ صفحه‌ی ۱۹۳ صفحه‌ی ۱۹۴ صفحه‌ی ۱۹۵ صفحه‌ی ۱۹۶ صفحه‌ی ۱۹۷ صفحه‌ی ۱۹۸ صفحه‌ی ۱۹۹ صفحه‌ی ۲۰۰ صفحه‌ی ۲۰۱ صفحه‌ی ۲۰۲ صفحه‌ی ۲۰۳ صفحه‌ی ۲۰۴ صفحه‌ی ۲۰۵ صفحه‌ی ۲۰۶ صفحه‌ی ۲۰۷ صفحه‌ی ۲۰۸ صفحه‌ی ۲۰۹ صفحه‌ی ۲۱۰ صفحه‌ی ۲۱۱ صفحه‌ی ۲۱۲ صفحه‌ی ۲۱۳ صفحه‌ی ۲۱۴ صفحه‌ی ۲۱۵
قسمت 32
این...
خونه نمایش؟
مثل تئاتره
نه...؟
اینم پنکیک شراب برنج
با گوشت گاو شما
اگه چیز دیگه ای
خواستید میتونید
به پیش خدمت بگید
ممنونم
یه تئاتر نسبتا خوبه
هوممم...؟
دارن تمرین میکنن؟
پس...
درباره ی چی میخواستی
صحبت کنی؟
سونگجاعه
ازت میخوام برام
یه داستان بنویسی
داستان؟
مثل همون مستهجنا؟
از کارم تعریف کردن
اما...
تو قصه گوی
خیلی بهتری از من هستی
پس...میتونی
این کارو برام بکنی؟
صد در صد!
بهت قول دادم
بهت کمک کنم
پس به بهترین شکل
انجامش میدم!
و...اینطوری شد
که به اینجا رسیدم...
برای نوشتن یه
داستانی که فروش بره...
باید بیشتر درباره این
بازار و نیاز خریداراش بدونم
این پنکیکه هم
طعمش خوبه ها...
ببینم امروز قراره
چکارا بکنن...
هومم...
رویداد های جاری
طنز...
چرا اینارو اضافه کردن
فقط باید اخرین اجرا رو ببینم
اومم...موضوع رو دوست
دارم
اموزش زن خیانتکارم
قراره زنه خیانت کنه؟
اوه!فکر کنم داره
شروع میشه
خوش امدید اقایون
اساتید و والا مقام ها!
خواهران اوکجا و اوکسون
از محبوب ترین احراکنندگان
ما هستن مراسم افتتاحیه رو
شروع میکنن!
اون لباسا خیلی عادین
اینطوری میخوان مخاطب رو
جذب کنن؟
فقط نگاه میکنم مطمعنم
بلاخره یه چیز خوب بهم
نشون میدن
سرراست
همیشه با شماست
و این پایان اوکجا و اهنگ
دور دنیا اوکسون است
دست زدن
هوففف...بلاخره تموم
شد...
یه چیزایی درباره
سلطنت و پادشاهی و
وزرا...
تعجب میکنم این دنیا
هم با دنیایی که من ازش اومدم
فرقی نمیکنه
اونا حتی اینجا نرخ زاد
و ولد کمی هم دارن
دقیقا مثل دنیای خودم
چطور حتی این
دنیا هم بهتر نشده...؟
لطفا یه مقدار سکه
برای خواهران اوکتا و اوکسان
بریزید!
وایی ممنونم
اقایون
عجله کنید و
بهشون تعظیم کنید
نمیخواید
پولتونو بدم؟
وایی...
چطور میتونه اون
یارو درخواست دونیت کنه...
حتی اینم همونه
اینم بگیر
اوکی حالا دیگه فکر
کنم کل ایونت های این دنیا
رو رفتم وقت برنامه اصلیه
حتی عنوانش هم اموزش
همسر خیانتکارمه
خیلی خب
بعدی چیزیه که همه ی
شماها منتظرش بودید!
اما بشید تا
اموزش همسر خیانتکارم
رو ببینید
خیلی خب بیا ببینیم
زن جنده ها تو این
دنیا چه شکلی ان
این اخرین اجراعه
مطمعنم که ناامیدمون
نمیکنن
بیاید یه عالمه
دونیت کنیم
سی دقیقه تا اجرای
نهایی
عزیزم!
عسلم!
و به این صورت زن
در اغوش مرد اشک توبه ریخت...
ممنونم که این نمایش
هم تماشا کردید
اینم از اجرای ما
باروایت من راوی
تانسونگ لی!
و بازیگران خواهران
اوکتا و اوکسان هستند
ممنونم اقایون که اومدید
خداحافظ!
داری باهام شوخی میکنی؟
اینو میگی نمایش؟
فکر کردی انقدر پول
دادم بیام چنین کصشعری ببینم؟
چ-چی...؟
مشکل نمایش چیه؟
اینجا مگه یه منطقی از
لحاظ جنسی نیست؟
نباید حداقل...
چند تا ممه و
کون بهمون نشون میدادی؟
واقعا فکر کردی اینا
برای شق کردن کیر
من کافیه؟!
میخوای بهت یاد
بدم چطور کیرمو شق کن؟
میخوای به زنت
خودم اموزش بدم؟!
این مرده میخواد
داستان گو رو به چالش
بکشه؟
به نظر باحال میاد
امنیت!
بندازیدش بیرون!!!
هی عوضی ها
چه چیز اشتباهی گفتم؟
هی اقای لیی
یالا حرف مرد رو
بشنوید
اون هیچ چیز
اشتباهیی نگفت!
اره اون گفت بهمون
یاد میده درباره اموزش
همسر!
بهش یه شانس
بده!
میخوای چکار کنی
تماشاچی ها دارن
دادو بیداد میکنن!
اهه....خیلی خب پس
با اون مرد همراه شو
نگهبانا برگردید سر
جاتون
هی برید بینم
بهتون که گفت
سیکتیر...
خیلی خب اقایون...
پس بیاید ببینم اون مرد
با موهای ژولیده چی میدون
از اموزش همسر!
اره بیاید ببینیم!
نشونمون بده!
نشونمون بده!
باشه پس...
خیلی خب!
میخوای بدونید چطور
همسر خیانتکار خودتون
رو تربیت کنید؟!
پس خوب گوش کنید!
اون زن رو اونجا ببین!
اون جرات کرده بعد
ازدواج تو بغل یه مرد دیگه
درازبکشه
اون باید تنبیه بشه!!!
این بهترین نمایشی
بود که امسال دیدم
منم همینطور
اون مرده که یهو
پرید وسط یه بازیگر فوق العادس!
دیدی چطور با
دستش کار میکرد؟
و چطور انقدر حرفه ای
از زبونش استفاده میکرد؟
و نحوه حرکت
دادن کمرش!
همه چی خیلی
واقعی بود!
کل پولمو خرج
کردم ولی واقعا ارزشش رو داشت!
اره...
هیچوقت چنین بارش
سکه ای رو ندیدی
دیدی؟
هوفف...
منم باید وقتی رفتم
خونه زنم رو تربیت کنم
عالیه
منم اینکارو تو جنده خونه
انجام میدم
فکر میکنی دوباره
اون مردو میبینیم؟
واییی!
هی حالا...
نیازی به استفاده از
خشونت نیست
نیازی به خشونت
نیست؟ حتی این دورو اطرف
هم پیدات نشه!
نمیدونم از کجا اومدی
ولی اگه یه بار دیگه ببینمت
کشتمت!
خیلی بدجنسی...
امروز به لطف
من یه عالمه پول به
جیب نزدی؟
کصشعر گفتن
بسه!!
قرار بود چند وقت
دیگه هم برای تحقیق
بیام اینجا...
یه جورایی چون
مست بودم زیاده روی
کردم اما...
چرا وقتی چنین روش
خوبی بهش یاد دادم
انقدر عصبانیه؟
اره باهات موافقم!
هومم؟
داستان سرایی و بازیگری
که امروز نشون دادی ...
تهدید بزرگی براشون
میشه
تعجبی نداره که ازت
بترسه
تو کی هستی...؟
اوه ببخشید یادم
رفت خودمو معرفی کنم
من صاحب چاپخونم
صاحب چاپخونه
و اسمت چیه؟
اوه میتونی فقط
سونگجاعه صدام کنی...
هنوز ازدواج نکردی
درسته؟
نه...
خوبه اقای سونگجاعه...
میخوام شمارو
به یکی معرفی کنم
میخوای باهام پولدار بشی؟
پایان

قسمت 32 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 33

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی استاد عشق بازی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت