قسمت 69
الان خوشحالی؟
حتماً رد دادم
وقتی بانوها رو دارم
چرا با تو سکس کردم؟
جانسو؟
چند دقیقه بعد
بیا بیرون
اگه مردم مارو
باهم ببینم ممکنه
برداشت بدی بکنن
من اول میرم
جانسو
چی شده؟
خوشت نیومد؟
یا نکنه من کار
اشتباهی کردم؟
نه، همش
تقصیر منه
من کار بدی
باهات کردم
اما...
مشکلی نیست
جانسو
ما چون به همدیگه
علاقه داریم با هم
سکس کردیم و اگه
تو واقعاً...
فکر کردی من از
کاری که کردم
راضی هستم؟
اصلن نمیدونم
چرا اینکارو کردم
میخواستم از چی
مطمئن شم؟
با اینکه یه تیکه
گوه خالصم، هنوزم
هستن کسایی که دوستم دارن
چطور تونستم بهشون
خیانت کنم؟
شاید واسه همینه
که این مدت همیشه
تعلل میکردم
چون به هیچی متعهد
نیستم نتونستم جلوی
نفسم دووم بیارم
حتی اگه به
تو برگردم...
من نمیتونم هیچکسی
رو خوشبخت کنم
فکر کردی با
این وضعیتم میتونم
تو رو خوشحال کنم؟
باید تسلیم شم
اگه اینجوری تو و بانوها
از شرم خلاص شین
خودمُ میکشم
تو...
واقعاً عوض نشدی
اون موقع هم که
با هم بودیم همینجوری
بودی
حتی اگه مشکلی
پیش میومد که مربوط
به جفتمون بود تو سعی
میکردی تنهایی به دوش بکشیش
همیشه میخوای
تنهایی با همه
چی بجنگی
فکر کنم
اشتباه کردم
فکر میکردم
توخودت نیستی
باور داشتم به من نیاز
داری تا حقیقت رو بفهمی
ولی حالا میبینم
تو واقعاً عاشق دخترای
رییس شدی
میخوای چی بگی؟
بعد از این اتفاقات
دلداری دادن به من
توجیحی نداره
ببخشید که
اذیتت کردم
درضمن فرار نکن
من فقط میخوام
تو خوشحال باشی
چی؟
این یکی
تقصیر منه
ببخشید که
باعث شدم
اشتباه کنی
من بین تو و
دخترای رییس قرار گرفتم
نه
اگه من بهش
اجازه نمیدادم
اون نمیتونست بین ما بیاد
بیخیال
حرف زدن فایدهای
نداره
لطفاً بگو
فرار نمیکنی
هرچی بخوای
به رییس میگم
کمکت میکنم تا
تصمیم بگیری
دخترای رییس وقتی
با تو بودن خیلی خوشحال
بنظر میرسیدن
اون لبخندش
خیلی زیبا بود
نباید کاری کنی
اون لبخند محو شه
میدونم جانسویی که
میشناسم ازش دست نمیکشه
سِرا
انگار سرنوشت
ما جداییه
من همش سعی میکنم
حدس بزنم چه حسی داری
و تو هیچی
بهم نمیگی
حالا میدونم که
احتمالاً قرار نیست
با هم باشیم
اشکالی نداره
برگردم پیششون؟
ولی بعد از کاری
که کردم چطور از شون
درخواست بخشش کنم
وقتی اینجوری حرف میزنی
مثل بچه ها میشی
هنوزم لجبازی
میخوام بگم یکم
بزرگ شو ولی...
تو هنوز بچهای
من سی سالمه
ما با هم پیر میشیم
ولی تو ۲۶ سالته
میتونم بهت
اعتماد کنم که
با رییس حرف بزنی؟
آره
نمیخوام این
داستان بد تموم شه
باشه
مطمئن شو
خوشبخت شی
اون گفت...
بانوها؟
نمیتونم برم داخل
رابطهم با سرا تموم شد
ولی قبلش گاییدمش
چطور بهشون
بگم...؟
حتماً نگرانم شدن
جواب پیاماشون
ر و ندادم
ازشون
مخفی کنم؟
اگه من چیزی نگم
هرگز نمیفهمن
بانو
چرا اینقدر دیر کردی؟
کل شب منتظرت بودم احمق
بیا داخل
اوه
نه، بعد از تو میام
میخوام یکم
هوا بخورم
چی شده؟
چرا شبیه گناهکارا
رفتار میکنی؟
نتونستی رابطهت
رو باهاش تموم کنی؟
تموم شد
فقط چون کل
شب بیرون بودم
عرق کردم
مهمه؟
میتونیم با هم
دوش بگیریم
لازم نیست
بزرگش کنی
بانو گیویون
نمیدونه
که من با سرا
سکس کردم یا نه
باید دهنم
رو ببندم
راستی...
عطر زدی؟
هاه
یه بویی میدی
عمم
بوی عطر
زنونهست
آایی!
چیکار میکنی؟!
چیکار میکنی
دیوونه؟
کجا میبریم؟
الان میفهمه!
باید از این
بو خلاص شم
باید خودم
رو بشورم
باید عطر سرا رو
با عطر گیویون از بین ببرم
آاه!
هاا...
هاع
هااه
جانسو؟!
چی شده!؟