قسمت 54
هااع
هاا...
آاه
خیلی بدجنسی اوپا
چرا یکم قدرتت رو
کنترل نمیکنی؟
اونقدر پاهام میلرزید
داشتم میفتادم
میخوای ادامه ندیم؟
انگار خیلی
خسته شدی
چی؟
فکر کردی من
کسی هستم که
پا پس بکشه؟
وقتی شق کردی
مکه نباید آبت بیاد؟
اگه بکنیش توم
پاهام از کار میفتن
شاید بتونی
بغلم کنی
انتظارشُ نداشتم
جانسو
فکرشم نمیکردم
همچین چیزی ازم بخوای
از اینکه بیرونیم
خجالت نمیکشی؟
اگه بریم توی آب
مردم نمیتونن ما رو ببینن
اگه بگم خجالت نمیکشم
دروغ گفتم
ولی تا وقتی
تو هستی...
اگه کسی اومد
فرار میکنیم
مطمئنم وقتی آدرنالین
خونت بره بالا
مثل جت میدویی
میدونم این چیزا
خیلی هیجان انگیز
و ترسناکه
هااع
خیلی سر
و صدا میکنیم
ممکنه بخاطر
این صداها یکی بیاد
اصلن نمیشه
جلوت رو گرفت
حس خیلی
جدیدیه
آاع
آب خیلی سرده
ولی کص گیوری مثل
آتیش داغه
بدنشم فوقالعاده گرمه
انگار داره
ذوبم میکنه
هاااه
اصلنم براش مهم
نیست بیرونیم
آاع
تمام توجه
من رو جذب کرده
اوپا، معلومه خیلی
ممههامُ دوست داری
همش میمالمشون
مگه میشه عاشقشون نشد؟
از دفعه اول همین
ممهها جذبم کردن
خیلی نرمن
واکنش تو هم عالیه
هنوز خجالت میکشی؟
اصلن مقاومت نمیکنی
جانسو
خودم بهت اجازه دادم
هرکاری میخوای بکنی
پس خجالت کشیدن معنیای نداره
لازم نیست
اینکارو بکنی
منم وقتی شماها
کنترل رو به دست میگیرین
بدم نمیاد
یعنی چی؟
ولی حس
عجیبیه
من سرمُ روی
سینهت گذاشتم
یهویی با
لحجه حرف زدم
خب که چی؟
جز خودمون
کسی نیست
تو که هستی
تو هم فکر
میکنی دختر عجیب
و غریبی هستم
خودمم نمیدونم
چی میخوام
من عاشق
همه چیزتم
ولی اگه قرار باشه
انتخاب کنم این شخصیت
مهرپونت رو ترجیح میدم
داری
مسخره م
میکنی؟
من اینجوری حرف
میزنم چون دوست دارم
تو هم به جای اینکه
مقاومت کنی بهتره
خو واقعیتُ نشونم بدی
یا میخوای
خودم کمکت کنم؟
اینجوری؟
پس چیکار کنم؟
شاید توی بدنت
یه دکمه باشه که
شهوتتُ فعال کنه
همچین چیزی
نیست
اگه خودت نگی
مجبورم همه جاتُ
دستمالی کنم
تو فقط خوشت
میاد سر به سرم بذاری
من قبلاً اینقدر
حساس نبودم
فکر کنم اینجا
نقطه ضعفمه
هربار که میمالیشون
یه حس عجیبی پیدا میکنم
اوپا...!؟
آاایی
پس میگی
ممه هات نقطه
ضعفتن؟
هاایی!
نه
اشتباه کردم
دیگه چی؟
جای دیگهای هم هست؟
کافیه
از این سوالا
ازم نپرس
اگه نگی
خودم باید
امتحان کنم
چی...؟
عووم
میخوام همه چیز
رو راجبت بدونم
عووم
چون رابطهمون داره
عمیقتر میشه
هرچی بیشتر میشناسمش
بنظرم سکسیتر میشه
آاع
لطفاً ، سرم گیج میره
دارم ارضا میشم
هاع
منم همینطور
ولی نمیخوام...
اینجوری تموم شه
دیگه نمیتونم
نگهش دارم
هاع
آه..هااا
هووه
با اینکه زود تموم
شد ولی بد نبود
حداقل یکی از
رازاش رو فهمیدم
اوپا، نمیخوای
چیزی بهم بگی؟
چی!؟
ها...؟
بهت گفتم وقتی
ممههامُ میمالی خوشم میاد
تو هم جوری فشارشون دادی
که حس کردم داره له میشن
حالا هم توی
کثافت دراز کشیدم
من یه انسانم
یا یه سگ؟
گیوری، این
حرفا از تو بعیده بانو!
سگ...!؟
ببخشید
زیادی هیجانزده شدم
دفعه بعد بیشتر
دقت میکنم
میدونم وقتی میگم
دفعهی بعد شبیه
دیوونهها بنظر میام
نمیدونم میشه
بهت اعتماد کرد یا نه
ولی بازی
خوبی بود
با هم برابر
شدیم اوپا