قسمت 22
عااع
هاا...
چرا به زور
تحمل میکنی؟
بهت گفتم تا
آخرین قطرهتُ میکشم بیرون
پس بذار بیاد
ولی هنوز اونقدر
تحریک نشدم
چی؟
البته کاریش نمیشه کرد
تو تازه کاری و مهارتت
در همین حده
یعنی بهتره بازم کنی
تا خودم بکنمت
دیگه لازم نیست
اینقدر سختی بکشی
جدی!؟
انقدر بهم
بی احترامی نکن
یعنی میگی
من نمیتونم
تحریکت کنم؟
منظورم
اون نبود
پس منظورت چیه؟
خیلی آشغالی
عااع
خوبی خانوم؟
خودت چی فکر میکنی؟
مهم نیست چقدر تلاش
میکنم تو اصلن
برات مهم نیست
نمیدونم چرا
داری اینکارو میکنی؟
میشه یه چیزی
رو بهم بگی؟
اگه بخوام کاری کنم
که تو فقط به من نگاه کنی
چارهای جز این ندارم
یعنی...
اگه به دختر دیگهای
نگاه کنی توی دردسر میفتی!
گفتم اینجوری
شاید به حرفم
گوش بدی
اصلن فکر کن
من این حرفا رو نزدم
حتی اگه بهت
توضیح بدم
درک نمیکنی
آایی!
چی!؟ چطوری
بازش کردی؟
بهت که گفتم
ما تواناییهای متفاوتی داریم
ولی اگه اینکارو نکنم
آبم نمیاد
نمیخوام خلاف
حرفت کاری کنم
نه، قرار بود
تو کاری نکنی
وقتی یه چیزی
رو شروع میکنی باید
مسئولیتش رو قبول کنی
درست میگم!؟
میخوام تا آخرین
قطرهتُ بکشم بیرون!
نه، تو با اون
روشت موفق نمیشی
خودت گفتی جز
تو به کسی نگاه نکنم
الان جز تو نمیتونم
کسی رو ببینم
آاه
چطوره؟ اگه محکمتر
تلمبه بزنم مشکلی نداره؟
حتی اگه بگم نه
تو کار خودت رو میکنی
مهم نیست، هرکاری
میخوای بکن تا ارضا شی
ولی هرکاری میکنی
مطمئن شو با قلبته
اگه اینجوری
میگی...
پس حله!
عااه
هاااه
میریزم توت خانوم
نه، اون
داستان فرق داره
حرومزاده ی
روانی
حالا که هرکاری
دلت خواست کردی
خیالت راحت شد؟
جرات داری
بگو نه
اگه بگم نه
میخوای چیکار کنی؟
پس اونقدر منُ بگا
تا کاملاً ارضا شی
میدونستم با یه
بار کارت تمومنمیشه
خانوم
میدونم هر بار که
این چیز زشت شق شه
نیاز داری سکس کنی
بدون استراحت
دوباره سکس کردن
یکم سخته، نه؟
میدونم واسه
تو مشکلی نیست
عاه
حتی اگه خوشت نیاد
دیگه نمیتونم جلوی
خودمُ بگیرم
پس ادامه بده
فکرشم نمیکردم
بانو اینجوری باهام
رفتار کنه
نکنه عاشقم
شده...!؟
یکم دیگه
خانوم
آبم داره میاد
یکم تحمل کن
این دیگه بار آخره
این چندمین باره
که داری اینُ میگی
نه، من ... من
دارم ارگاسم میشم
لطفاً یکم دیگه
تحمل کن...!
باید صادقانه
بگامش!
هااا...
دیگه نمیتونم
کافیه
باشه خانوم
آبجی
این درست نیست
امکان نداره آبجی
همچین کاری کنه
خودش قبول کرده!؟
خیلی عجیبه