قسمت 3
بگا رفتم!
چرا الان
از خونه
زده بیرون!؟
اوپا، توی مزرعه
نبودی، گفتم بیام
دنبالت بگردم
داشتی اینجا
جق میزدی؟
توی بد تایمی
مزاحم شدم؟
سوءتفاهم شده!
اونجوری که فکر میکنی نیست
مشکلی نیست
به هرحال تو هم یه مردی
چون من دیدمت
خجالت کشیدی؟
چی!؟
خب آره
چی شده؟؟
یعنی به همین
راحتی باهاش
کنار اومد؟
ولی...
واقعاً مهمه
یه زن موقع
جق زدن ببینتت؟
عه
یه زن!؟
اوپا ، فکر میکنی
عجیبه اگه اربابت...
موقع جق
زدن گیرت بندازه؟
من باید
باهات چیکار کنم؟
اگه قبول نکنی
که داشتی جق میزدی
کارت تمومه
بانو...
ببخشید
واسه چی عذرخواهی میکنی؟
موقع جق زدن به
من فکر میکردی!؟
یا به یه
زن دیگه؟
جواب بده اوپا
خُب!!
نه
من هیچوقت فکرای
بد راجبه شما
نداشتم!
جدی!؟
پس از حالا
مخفیانه جق نمیزنی
جان؟
شست و شو
تعویض لباس و
هرچیزی بدون اجازه
ممنوعه
بدون اجازهی
من هیچکاری نمیکنی
قبل از انجام
هرچیزی اول
از من اجازه میگیری
اگه ببینم
مخفیانه کاری
انجام دادی
خودت میدونی
چه اتفاقی میفته
جوابت
چیه!؟
فهمیدم
باشه
مراقب باش
اوپا، اگه ازم
اطاعت کنی
این راز بین
خودمون میمونه
من باید
چه غلطی کنم؟
بانو گیوری
موقع جق زدن
گیرم انداخت
میترسم
برگردم خونه
باید چه
خاکی توی سرم کنم؟
اگه ازش اجازه نگیرم
نه، نمیتونم
همچین کاری کنم
واقعاً فکر کردی
ما نمیفهمیم؟
اگه بانو گیویون
یا رییس بشنوه
ولی هنوز
میتونم برم
خونه، نه؟
فقط نرمال
رفتار کن پسر
انگار هیچی نشده
چیه!؟ خودم کاشتمش
پس میتونم بخورمش!
آره، حتماً
واو، چقدر
بزرگ شدن
جدی!؟ بنظرت
کارم خوب بوده؟
آره، عالیه
پس چرا قیافهت
اینجوری شد!؟
خوشت نیومد!؟
نه، فقط سوپرایز
شدم شما تونستین
همچین کاری کنین
فکر کردم بعد
از اینکه دیدین
رشدش چقدر کنده
ولش میکنین
البته تلاشتون
قابل تحسینه
واقعاً فوقالعاده ست
که توی اولین تلاش
موفق شدین
فکر میکردی
موفق نمیشم؟
آره؟
اگه کارم خوب بوده
فقط کافیه همینُ بگی
چرا یه جوری میگی
انگار یه بازندهیبیعرضهام
بدون اینکه بفهمی
فقط دهنتُ باز میکنی
ببخشید، آره
اولین باره اینکارو میکنم
چون توی خونواده ی ثروتمند
بزرگ شدم
فکر کردی
واسه نمایش همچین
کاری کردم؟
نه بانو
منظورم اون نبود
این دیگه کیه؟
مگه چی گفتم؟
فقط داشتم
ازش تعریف میکردم
چرا هرچی
میگم بدتر میشه؟
اون از بانو گیوری
اینم گیویون
اگه هر دوتاشونُ
از دست بدم، زندگیم
تمومه
بازم زمان
بدی برگشتم؟
از کی اینجا
بودی بانو!؟
چرا تعجب کردی؟
رفته بودم یکم قدم بزنم
راستش، یه مدته
زیرنظر دارمت تا
ببینم سر قولت میمونی
ولی گیویون
بدجور سرزنشت کرد
میشه بپرسم
چرا با خواهرم
خوب نیستی؟
فکر کردم
دارین صمیمی
میشین
نه، تقصیر منه
چرا حقیقتُ نمیگی؟
بهت گفتم که بین
خودمون میمونه
نه، فقط انگاری
حرف بدی زدم و
ناراحتش کردم
هر چی از دهنت
درمیاد دروغه
اوپا، باید چیکار کنم
که صادق باشی؟
خیلی ازت
ناامید شدم
بانو، منظوری نداشتم
پس چیه؟
واقعاً چی رو
از من مخفی میکنی؟
میخوای گولم بزنی
بگو چی رو مخفی میکنی؟
فقط...
چیزی که...
گفتم رو
دوست نداشت
فهمیدم
نمیدونستم
آبجیم ناراحتت کرده
میخوای من
کمکت کنم...
تا ازش
انتقام بگیری؟
چی میگی؟
روی گوجههاش
جق بزن
چی!؟
ولی این گوجهها
خیلی براش مهمه
ازم میخوای
چیکار کنم؟
بازم مجبورم
تکرار کنم
یا...
لازمه نشونت بدم
تا شروع کنی!؟
بانو!؟ لخت نشو
توی حیاطیم
درسته
مگه نگفته بودی
هیچوقت فکر بدی
راجبه ما نداشتی؟
بیخیال
به هرحال
اجازه داری
اینجا جق بزنی
گفته بودم
بدون اجازهی
من جق نزنی
پس وقتی بهت
اجازه میدم
مجبوری انجامش بدی
کیرتُ دربیار
و جق بزن