دخترت رو میگام رئیس قسمت ۴۰ از ۷۹۱۴ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴
قسمت 40
میدونم هر وقت
ناراحتم تویی که
آرومم میکنی
نمیخوام از
اون دفاع کنم
بین ما هیچ
اتفاقی نیفتاده
پس بیخیالش شو
ولی ما الان
زیر یه سقف زندگی میکنیم
چرا باید بین شما
چیزی باشه که من
ازش بی‌خبر باشم؟
بهتر نیست
راستشُ بهم بگین؟
قدیما همه
چی رو بهم میگفتی
نمیدونم
نمیدونم چی بگم
چیز خاصی نیست
که مجبور باشم
بهت توضیح بدم
لازم نیست
اینقدر حساس بشی
داری الکی
بزرگش میکنی
من بزرگش میکنم؟
یعنی میگی من
همچین آدمی هستم؟
منظورم اون نبود
مطمئنی؟
اگه واقعاً بین شما
چیزی نیست لازم نیست
ازم مخفیش کنی
من کسی هستم
که همیشه هواتُ داشته
چیز زیادی ازت نخواستم
فقط میخوام باهام
مثل همیشه رفتار کنی
امیدوار بودم
تو چشمام نگاه کنی...
گیوری، بسه
اگه تموم نکنم
میخوای چیکار کنی؟
وقتی من نیستم
با اوپا چیکار میکنی؟
چیزیه که نمیتونی
به من بگی؟
اگه همین الان
بهم نگی...
دیگه کافیه!
ولم کن
رفتارت خیلی
آزار دهنده‌ست
چرا باهام
اینکارو میکنی؟
منم نمیخواستم
اینجوری باهات
رفتار کنم...
بانو گیوری!؟
لعنتی... اوضاع
از کنترل خارج شد
آه...
فکر میکردم دعواشون شه
ولی کی فکرشُ میکرد که
کار به جایی برسه که توی
اتاقای جدا بخوابن
حتی با هم غذا نمیخورن
و وقتی از کنار هم رد میشن
به همدیگه نگاه نمیکنن
گیویونم دختری نیست
که بره و درخواست
بخشش کنه
گیوری هم که
اصلن نمیتونم
درک کنم
ولی گیوری
خیلی کله شقه
ولی چرا گیویون
اینقدر بهش برخورد؟
دیگه کافیه
حداقل باید یه
توضیحی داشته باشه
گیوری!؟
انگار خوابه
حالا که نگاش میکنم
اصلن شبیه یه آدم
سنگ دل نیست
ولی هر وقت حرف
از گیویون میشه به یه
آدم دیگه تبدیل میشه
هممم
اومدی چیزی
بهم بگی؟
خب، خودت
بهتر میدونی
نگو
اگه قراره چرت و پرت
بگی بهتره هیچی نگی
چون من با تو
حرفی ندارم
فقط باید دلیلشُ بدونم
روزهاست
که هیچی نگفتی
اگه چیزی ناراحتت کرده
حرف زدن باعث میشه
بهتر شی
کی میدونه
شاید دل تو از همه
بیشتر شکسته
رابطه‌ی شما دوتا
خوب بود و من خرابش کردم
حتماً ازم میخوای
با آبجی آشتی کنم
حتی بدون دخالت
تو مشکل ما به زودی
حل میشه، پس دخالت نکن
مطمئنی قراره کلاً حل
و فصل بشه؟
مطمئنم گیویونم
نمیخواست همچین
اتفاقی بیفته
چون نمیدونست ممکنه
تو چه فکری بکنی
فقط نگران بود
تو هم همینطوری
هستی گیوری، نه؟
تو هم نزدیکش نمیشی
چون نمیدونی چرا
اونجوری رفتار کرد
تا وقتی همدیگه
رو درک نکنین
هیچی بهتر نمیشه
فکر میکنی
عقل کلی؟
چند وقته
میشناسیش؟
فقط چند بار
گاییدش و یکم
باهاش حرف زدی
کسی‌که کل عمر
باهاش زندگی کرده منم
زیادی به خودت
مغرور شدی
من جایگاه خودم رو میدونم
نیومدم که
برات سخنرانی کنم
فکر کردی گیویون
بخاطر من به تو
پشت میکنه؟
مهم نیست چه حسی
به من داره، تا ابد
عاشق تو میمونه
رابطه‌ی من با گیویون
با رابطه‌ی تو
با گیویون زمین
تا آسمون فرق داره
فکر نکن من
میتونم کنترلش کنم
داری حالمو بهم میزنی
فکر کردی با من هم سطحی؟
اگه خودت میدونی
پس یه کاری کن
با این رفتارت...
میگم تقصیر توئه
چون هیچوقت گوش نمیدی
اگه واقعاً
نگران گیویونی...
پس فوراً برو
باهاش آشتی کن
آااه
شاید تا حالا
اشتباه میکردم
اوپا، فکر میکردم
فقط بدن خوبی داری
ولی مشخصه زبون خوبی هم داری
اینجوری تونستی
مغز گیویون رو
شست و شو بدی؟
آبجی تو رو
قبول کرده چون
ساده‌ست
ولی فکر کردی
چقدر دووم میاره؟
تو از همون روزای
خلافکار بودنت یه آدم
عصبی و خشن هستی
تو یه حرومزاده‌ای
پس جایگاهتُ بشناس
وقتی علاقه‌ش به تو
از بین بره، خیلی سریع
ازت متنفر میشه
یا شایدم دلت میخواد
از شر من خلاص شی؟
مطمئنی میخوای
آشتی کنیم؟ اگه قهر باشیم
راحت‌تر میتونی کنترل
بیزینسشُ به دست بگیری!
گیوری
چون چیزی دیدم
که نباید میدیدم
میخوای حذفم کنی
فکر کردی اینجوری
آبجیم بازم از
تو خوشش میاد؟
داری چرت و پرت میگی
پس چیه؟
تو از من چی میخوای!؟
من برات کافی
نیستم!؟
ارضات نمیکنم!؟
اگه بخوای همین الان
میتونم بهت بدم
چی میگی!؟
نگران نباش
میتونی بهم بگی اوپا
هرکاری بخوای
برات میکنم
میتونی هرکاری که
بخوای با بدنم بکنی
گیوری...
لطفاً تمومش کن
مشکلی
نیست اوپا
فکرای بیهوده نکن
بیا کاری رو انجام بدیم
که حس خوبی بهمون میده
من کمکت میکنم اوپا
هرکاری بخوای
برات میکنم
واقعاً هرکاری
بخوام میکنی؟
قول بده که
روی حرفت میمونی
قول میدم
پس تو هم به
حرفام گوش میدی؟
پایان

قسمت 40 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 41

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دخترت رو میگام رئیس
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت