دخترت رو میگام رئیس قسمت ۵۲ از ۷۹۱۴ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴
قسمت 52
چی شده؟
خیلی وقته ساکته
همیشه خیلی پرحرف
و پرانرژیه
گیوری؟
گفتی میخوای
یه چیزی بهم بگی
اوپا، وقتی من
نیستم دوست داری
با آبجی سکس کنی؟
جان..؟
وقتی نبودم
با هم عشق بازی کردین
لازم نبود نگران
این باشی که من ببینمتون
احتمالاً کارای
خیلی بد بد باهاش کردی
رابطه‌ی شما خیلی
خوبه، من چرا اومدم
بینتون؟
بدون تو حس
پوچی میکردیم
با برگشتنت
خونه دوباره روح پیدا کرد
جدی؟ مطمئنی
میخوای پیشتون باشم؟
وقتی دوتایی تنهایین
برات راحت تر نیست؟
چرا همچین چیزی میگی؟
انگار از چیزی ناراحتی
من؟ نه!
اوپا
حالا که هر دوتامون
رو داری مطمئنی
دیگه مشکلی نیست؟
نمیدونم
وقتی داشتیم موقع
مشروب خوردن چرت و
پرت میگفتیم با دیدن
صورتت همش میخندیدم
اتفاقی که بین
ما افتاده چیزی
نیست که فراموش شه
خب، دیگه
گذشته‌ها گذشته
گفتنش واسه
تو راحته
تا حالا من خیلی
بدجنس بودم و سعی
کردم رابطه‌تون رو خراب کنم
اگه بگی نه
دروغ گفتی
ممکنه بخاطر آبجی
از گناهم بگذری
نمیتونم بگم فقط
بخاطر گیویونه
تو هم دلایل
خودت رو داشتی
بخاطر عشقی که
به گیویون داری خیلی
بهم سخت گرفتی
میدونم بخاطر
زیاد دوست داشتنش
کور شده بودی
با این وجود...
دوست دارم
بدونم...
هنوزم نسبت
به من کینه داری؟
چیکار میکنی؟
تواینجوری نیستی
مثل قبل
باهام رفتار کن
لطفاً
چطور میتونم
بازم اونجوری رفتار کنم؟
میدونی همش
با پوزخندات
میترسونیم
حالا هرچی که هست
بیخیال شو و ادامه بده
به خودت
فشار نیار
فقط به این حس
عادت ندارم
وقتی روی چیزای دیگه
تمرکز میکنم دوباره
شخصیت قبلیم برمیگرده
گفته بودی
دوست داری
بریم شنا؟
آره
میدونی وقتی بری
توی آب سرد تمام
مشکلاتت فراموش میشن
چطوره همین الان
بریم توی آب
میخوای!؟
چطوره؟
سرده؟
آره
اینجا خیلی
آرامش بخشه
میخواستم بیارمتون اینجا
هرچند گیویون
یه بار اومده
با آبجی اومده بودی اینجا؟
دیگه وارد
جزییات نشو
هروقت اسم گیویون
رو میارم یه جوری میشی
این بار اونجوری
فکر نکردم
با خودم گفتم
آوردیش اینجا
تا بکنیش
خجالتم نده
با همچین نیتی
نیاوردمش اینجا
البته دیگه
قبولت کردم
الان با هم توی رابطه‌ایم
منم باورم نمیشد
وارد همچین رابطه‌ای
بشیم
خیلی چیزاست که
از همدیگه نمیدونیم
با اینکه زیر یه سقف
زندگی میکنیم
وقتی هم که تنهاییم
فقط راجبه گیویون
حرف میزنیم
چون خیلی
راجبش کنجاوم
وقتی با هم
هستین چیکارا میکنین
چیا میگین
انگار آبجی تنها
چیزیه که توی
سر منه
نمیدونم اگه
نباشه چیکار کنم
چرا یه چیزی پیدا نمیکنی
که تمرکزتُ بذاری روش؟
مثلاً الان از
منظره لذت ببر
و هوای تازه رو تنفس کن
خوبه یه وقتایی...
بیخیال همه
چی شی
اگه دوست داشته
باشی میخوام منم
همراهیت کنم
میتونیم اسمشُ
بذاریم قرار
از این فرصت
استفاده کنیم تا
همدیگرو بهتر بشناسیم
پس یعنی این
الان یه دیته؟
داریم با هم
وقت میگذرونیم دیگه
آره
میتونی ذهنتُ
خالی کنی
اگه یکم به خودت
استراحت بدی استرست
کم میشه
انگار ازم
متنفر نیستی
چی؟
هیچی
حرفای خسته‌کننده
باعث سردردم میشه
همونطور که
گفتی بیا خوش بگذرونیم
واو!؟
یهویی چت شد؟
وقتی میای رودخونه
باید بازی‌کنی اوپا
اگه فکر میکنی
کارم منصفانه نبود
پس انتقام بگیر
چون من قراره
بازم خیست کنم
خودت
شروع کردی
من کسی نیستم
که عقب بکشم
بگیر که اومد
خیلی سرده
این انتقامت بود؟
منم کسی نیستم
که عقب بکشه!
بگیرش
توی چشمم
نریز، حرکت کثیفیه
آب بازی
قانون نداره
اینجوریه؟
من ازت قوی‌ترم
دخلت اومده
آره
هاهاها
بسه
آااه!؟
خوبی گیوری؟
آسیب دیدی؟
آااخ
هووو
اوووف
خیس شدیم
اگه میدونستم
لباسامو درمیاوردم
بیا تا لباسا
خشک میشن
استراحت کنیم
اگه اینجوری
بگردیم گیویون
ما رو میکشه
چی میگی؟
تازه شروع کردیم
سرما میخوریا؟
پس همه چی
رو دربیار
کسی اینجا نیست
گیوری؟
برای تو خطرناکه
که اینجا لخت بشی
اگه قراره
بازی کنیم
نباید اینا
مزاحممون بشه
میخوام امروز
خودمو رها کنم
پایان

قسمت 52 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 53

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دخترت رو میگام رئیس
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت