دخترت رو میگام رئیس قسمت ۴۴ از ۷۹۱۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷
قسمت 44
لاس!؟
چه زری زدی؟
تو از من
چی میخوای!؟
همون چیزی رو ازت
میخوام که هر مردی
از یه زن میخواد
همین
درضمن ، تو
اول تحریکم کردی
آاااه
خودت ‌بهم گفتی
باهات قرار بذارم
منم دارم کاری
رو میکنم که خواستی
پس مشکلت چیه؟
اینجوری گفتم
که از خواهرم
دست بکشی
من اصلن نمیخواستم
با مردی مثل تو وارد
رابطه بشم؟
دیوونه شدی؟؟
آره، دیوونه شدم
چون تو خیلی سکسی هستی
چی گفتی!؟
با اینکه بخاطر
اخلاقت ازت عصبانی هستم
ولی تو یه
زن کردنی هستی
اونقدر دلم میخواد
بکنمت که اگه دستم ازت
کوتاه بمونه قلبم میشکنه
درضمن، من
اونقدر قوی هستم
که جفتتون رو
ارضا کنم
اونقدر میکنمتون
که ارضا شین
هااع
بسه
فکر کردی اینجوری
همه چی درست میشه!؟
چطور میخوای
این وضعیت رو
برای پدرم توضیح بدی؟
اگه همه بهمون
پشت کنن، میدونی
چی میشه!؟
میدونن بنظر خیلی بد میاد
ولی من برای محافظت از
شما دوتا حاضرم جون بدم
بعداً میتونیم
به نگرانیامون
رسیدگی کنیم
نه، مشکل
این نیست
تا وقتی یه
بهونه‌ی خوب برای
با هم بودن داشته باشیم
مشکلی پیش نمیاد
تو هم بخاطر
تنها بودن به
آبجیت چسبیدی
من تنهاییتُ
پر میکنم
همون‌طور که تو
چون گیویون رو دوست داشتی
اونهمه بلا سرش آوردی
پس منم همین کارو
با جفتتون میکنم
فکر کردی
اینجوری همه
چی حل میشه؟
اگه آبجی ازت
ناامید بشه وترکت کنه
چی؟
دیگه چه دلیلی
میمونه که من
پیشت بمونم؟
چرا باید با
کسی مثل تو
بمونم؟
میدونم اگه گیویون
رو از دست بدم همه
چی از هم میپاشه
ولی گیوری
یه نفر اضافه
توی رابطه نیست
من هر دوتاشون
رو با هم میخوام
تا وقتی ترکم نکنن
میتونم هرکاری
خواستم بکنم!
هاااه
پس چاره‌ای ندارم
جز اینکه التماسش کنم
میدونم چقدر
احمقانه ست
ولی من همه‌ی این
کارا رو فقط برای
گیویون نمیکنم
من واقعاً دلم
نمیخواد تو رو
تنها بذارم
هااع
چون هر کدومتون
رو جداگانه دوست دارم
واسه همین نمیخوام
هیچ کدومتون رو از
دست بدم
الکی بازی
درنیار
بخاطر اون
پای من رو
به ماجرا نکش
چون میدونم
از من عصبانی هستی
واسه همین
به زور داری
من رو میکنی
آره، اولش از
روی عصبانیت بود
ولی اگه واقعاً ازت
متنفر بودم توی چشات
نگاه نمیکردم
تو یه زن
مستقل هستی
خیلی باکلاسی
با اینکه اولش
فقط ممه‌های بزرگ
و کمر باریکت جذبم کرد
میدونم از سرم
زیادی هستی
واسه همین
میخوام نگهت دارم
نمیدونم
تمام کارایی که
کردم داره هدرمیره
هرکاری کردم تا
تنها خونواده‌ش باشم
ولی آخرش تو
خرابش کردی
شما با هم
خوب هستین
و من خرابش میکنم
تظاهر نکن
چیزی نشده
تا وقتی تصیمیت
رو بگیری و رو
پای خودت وایستی
میتونی روی
من حساب کنی
اگه حس خوبی
نداری از اینجا برو
منم ازت
دست میکشم
درعوض...
تا وقتی که اینجایی
مال منی
میدونم
مزخرف بنظر میاد
ولی اگه بتونم
قانعش کنم
پس تلاشتُ بکن
چی؟
مهم نیست من
چی‌بگم تو کار خودت
رو میکنی
ولی من قصد
ندارم توی بازیت
شرکت کنم
حله
جواب داد
فک نکنم
اونقدر بدش بیاد
خوب شد
ولی بازم باید
چیزی که میخواد
رو بهش بدم
این آخرین
شانسمه
هاایی
یه بار
عذرخواهی کن
بخاطرتمام
کارایی که کردی
فکر کردم دیگه
عصبانی نیستی؟
نیستم ولی
بازم باید بخاطر
اشتباهاتت عذرخواهی کنی
اگه الان نگی
بعداً چطور میخوای بگی
شاید دوست داری
همینجوری ببرمت
از گیویون عذرخواهی کنی
فکر نکنم
ایده‌ی بدی باشه
چی میگی؟
اگه اینجوری ببینتت
کارت تمومه
بذار
تموم شه
اگه تقصیراتو
قبول کنی
همه چی
حل میشه
مهم اینه که
ازش عذرخواهی کنی
برام مهم نیست
خجالت بکشی یا نه
نه، نمیخوام
هاااع
با اینکه نمیخوام
همچین کاری کنم...
ولی اگه
قبول نکنه
مجبورم
بذار از همه‌ی
خط قرمزا رد بشیم
میخوای
ساکت بمونی؟
پس در
رو باز میکنم
میخوای توی همچین
شرایطی ببینتت
خاک بر سرت
هااه
باشه
تمومش کن
موضوع رو
عوض نکن
هااع
من
متاسفم
متاسفم
اشتباه کردم
آاه
دیدی
چقدر راحت بود
گفتم ببخشید
پس تمومش کن
باید تا تهش
بریم گیوری
بالاخره غرورش
رو کنار گذاشت
بدجور حشریم کرد
واقعاً
تحریک کننده ست
هااع
گیوری
آبم داره میاد
نه
هااا!
اینجوری
بحث مون تموم شد
بانو..‌!
هاااع
گیویون!؟
شما دارین
چیکار میکنین؟
پایان

قسمت 44 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 45

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دخترت رو میگام رئیس
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت