تعطیلات با نامادری قسمت ۵ از ۱۶۲۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰
باز کردن
جق
جق
با اینکه 40 سالشه
ولی عجب ممه هایی داره
خیلی نرم و ابدارن
فاک کیرم داره منفجر
میشه
مالش
جق
جق
واسه اولین تجربه ممه
لمس کردن عجب تجربه
خفنیه . کاش میشد مزش کنم
اشکالی نداره نه؟
حلال حلال
ممه هاشم واکنش میدن
لیس
لیس
چکه کردن
کاش میشد با کیرم
لمسشون کنم . موندم
چه حسی داره
فاک چقد حال میده
خیلی نرمه و واقعا دلم
میخواد بزارم لاشون
میشه؟
کشیدن
کشیدن
فوق العادس
از زمان بلوغم تا الان
و با اینکه این همه جق
میزدم هنوز چنین تجربه ای
رو نگرفته بودم
ولی هنوز زوده تا
آبم بیاد . شاید بشه یکم بیشتر
پیش برم...
خیلی گرم و خوشمزس
اهه اره مینا
این هرچیزیه که ازت میخواسم
فقط کیرمو میکشم روی
کصت ... لعنتی حسش بی نهایت
خفنه . کص پرستیدنیه
او
انگار دارم به یه
طالبی آبدار و خوشمزه
دست میزنم
خوشمز
جالبه که هنوز خوابش
برده . خیلی خستس لابد
پس باید ادامه دهم !
بزار یکم کصبازی کنیم
کشید پایین
کشیدن
اوههه
اگر بیدار شه
کونم پارس
تروخدا همینطوری
بیهوش بمون
هاههه
خیلی نرم و لیزه
واقعا حس بهشت رو
میده . مینا چه بدنی داری...
الاناس آبم بیاد دیگه
فقط یکم لطفا ... یکم
ولی
جق
جق
جق
اگر بکنم توش و بیدار نشه
چطوره؟
ارزش ریسک داره
خیلی اروم میرم که بیدار نشه
فرو کردن
فقط یکم - دیگه
فاک این فوق العادس
ولی نمیشه بیشتر برم
مینا ببین واقعا
شرمندم... منو ببخش
کامیار چرا اینطوری
شده ؟ نمیشه متوقفش
کرد اصن
کیرتو بکش بیرون ببینم کصکش
تلمبه
هااههه
داد زدن
کشید بیرون
بخدا دست خودم
نبود
میدونی وقتی شق
میشه ... اروم کردنش
غیر ممکنه
تو یه منحرف احمقی
کامیار! چی با خودت فک
کردی اخه؟
پوشیدن
کشیدن بالا
قول میدم دیگه ادامه
پیدا نکنه
فشار دادن
من میرم تو کیسه خواب
خودم مینا ... واقعا ببخشید
امیدوارم ادم شی
شب بخیر...
هف
شانس اوردم باز!
انگار خیلی ازم عصبیه
هوف
الان چطوری بخوابم خب
کشیدن
کشیدن
اههه
هاههه
عاحح
واقعا نمیشه
فقط یه کار هست!
جق
جق
جق
اهههه کامیار جونم
هاهههه
چه کصی داری مینا
ارضا شدن
هاههههه
اوف
ایول
الان انقد کیسه خواب
خیسه که نمیتونم حتی
بخوابم ... کیر تو جق
فردا صبح
از خواب بیدار شدن
بحث کردن
لعنتی این پاک نمیشه
صبح بخیر مینا...
میشه یه پارچه بهم
بدی؟
واسه چی؟
یعنی واقعا نمیدونه؟
واسه کفشام ...
یه مقدار کثیفن
بیا
لعنتی چقد بد
چسبیده ...
اصن چطوری جلوی خودمو واسه
فکر نکردن به مینا بگیرم؟
هی بیاید یه کاری کنیم
نظرتون چیه بریم شکار؟
شکار ؟ واقعا هانی؟
اره خیلی حال میده
عجب شکاری کردی شیر!
یه پرنده رو هم نتونسی
بزنی ... خاکتوسرت
بیاین اینجا بمونیم
با اینکه از کمپ دوریم
ولی خداروشکر کیسه خواب اوردیم
کامیار بپر کمپ و چیزا رو به
بهترین شکل راه بنداز که چیزی
بهمون حمله نکنه
عزیزم کامیار
خیلی لفتش داد
میتونی یه چک کنیش؟
باوشه
کامیار کوش
جق
کامیار هم که
ماشالا کیرش اروم
و قرار نداره *
اوه
چه کیر بزرگی...
ادامه دارد ...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com
بگا رفتم
پایان

قسمت 4 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 5

این قسمت را دوست داشتی؟

۱۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تعطیلات با نامادری
از ادامه دادی
سرعت