تعطیلات با نامادری قسمت ۱۰ از ۱۶۱۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳
وایسا میخوای...
خفه شو
عجب لبای نرمی دارری
کامیار خیلی کیر قویی
داره کلا 5 دقیقه طول
میکشه تا دوباره شق کنه
لمس کردن
جق
جق
اهه چقد قویی تو
پسر
حالا وقتشه کاری که
میخوامو انجام بدم
هل دادن
کیرش داره بزرگتر
هم میشه که
زود باش کامیار
و گرنه بابات برمیگرده
اوههه
چه کیر بزرگی داره
الانه پاره شم
لعنتی الان با ناخوناش
کمرو زخم میکنه
اههههه این
خیلی خوبه
تلمبه
تلمبه
تلمبه
سریعتر عزیزم
لطفا
اهه درد دارم
خنج زدن
که سریعتر؟ باوشه پس
ووییی
وایسا به این زودی
خسته شد؟
عاح
این پوزیشن توی
پورن هم به این خوبی
نبود
تازه شروع شده مینا
هاههه
عزیزکم بیشتر
لطفااا
هاهه
نه خداروشکر
هنوز خسته نشده
عاح
هاهه
اهه الانه ارضا
شم پسرم
ارهههه
اهه میتونم داخلم
حسش کنم
تلمبه
تلمبه
مینا واقعا ارضا داره
میشه ولی من نه
چکه کردن
چکه
چکه
عزیزم من تمومم
ولی من نه !
وایسا من دیگه
بیشتر ازین نمیتونم
ولی من هنوز ارضا
نشدم مینا و خب میدونی
که اگر ارضا نشم چی میشه
اگر بابات بیاد چی
بکیرمم نیس
اره اینطوری میتونی
سریعتر ارضا شی
گرفتن
اوهه
شت
چکه
چکه
هاههه
اه من باز دارم
ارضا میشم کامیار
من یکم دیگه زمان میخوام
اوه
تلمبه
ارههه
تلمبه
اههه همینههه
چطوری کیرش
داره بزرگتر میشه
هاهههه
دارم پشت سر هم
ارگاسم میشم
تکون خوردن
تکون خوردن
مینا حسابی خسته
به نظر میاد ولی خیلی
بلند داره ناله میکنه
دیگه توان ندارم
ولی بازم کیرشو میخوام
بیشتر کامیار
لطفااا
تلمبه
هاههه
تلمبه
دارم میام مینا
منم همینطور!
اههه میتونم
اسپرمتو توی رحمم
حس کنم
عالیه!
لیز خوردن
لعنتی امروز بیشتر
از هر لحظه دیگه ای
توی زندگیم سکس داشتم
اهه نیاز به آب دارم
فوق العاده بود واقعا
COCA-COLASTIC !
( اشاره به میم قدیمی )
هاهاهاها
ها
باورم نمیشه
انجامش دادیم
منم همینطور
اخ یادم رفته بود
لباسمو پاره کردی
حالا اگر بابات ببینه
چی بگیم بهش؟
نمیدونم والا
اصن کجا هست؟
چند دقیقه اینجا بودیم ؟
نمیدونم والا
زود باش کامیار
احتمالا یه بلایی سر
بابات اومده باشه
اره خب شاید ببر
اومده کیرشو گاز
گرفته
هی وقت شوخی نیس
بدو ببینم
چندین ساعت دنبال
بابام گشتیم ولی واقعا
نبودش
پیتیکو
پیتیکو
پیتیکو
کجا ممکنه رفته باشه؟
نمیدونم واقعا
مگه قرار نبود
فقط اون گوزن رو بزنه؟
پیتیکو
پیتیکو
شاید یکم گوزنه
بی ادب شده و خب
اینم کلی دنبالش رفته
بسه دیگه عه!
انقد مسخره بازی
در نیار بابات تو خطره
اوه خب امیدوارم
حالش خوب باشه ...
انقد درگیر مینا شدم که
کلا احترام به بابام یادم
رفت . خاکتوسرم
هی کامیار تو هم
اون نور ها رو میبینی؟
اوه اره میبینم
بیا یه نگاهی
بندازیم
واو باورم نمیشه
هیچوقت فک نمیکردم
چنین چیزیو اونم اینجا
ببینم
ها ؟ حسن ؟
اون کیه باهاته؟
اوه بنظر میاد بابام جای اینکه
رفته باشه سراغ شکار گوزن
رفته سراغ شکار کص سرخپوستی ...
چه کصی هم زده زمین
پایان

قسمت 9 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 10

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تعطیلات با نامادری
از ادامه دادی
سرعت