هی انقد اون کیرتو نچسبون
به من اه
اخه دست خودم نیس
دیگه ...
چسبیدن
چسبیدن
چسبیدن
هوف تکون نخور
صدای پا
صدای پا
نه وایسا...
این غیرممکنه
صدای پا
صدای پا
ترس
پاهارو
لعنتی پشت من بمون این خطرناکه
هوم
امیدوارم که نترسیده باشیمتون
خب ما تازه میخواستیم بخوابیم
چون امروز یکم عجیب بود ...
مهنا چرا اینجاس اخه ؟
اهه باید به خودم بیام چیه این
رفتارا
لعنتی چقد جذاب بنظر میاد
ولی من نباید کسی باشم که ازش
محافظت میکنه ؟ هرچی نباشه من نامادریشم
خب ما فهمیدیم که شما از
کمپ رفتید و نگران شدیم که
گم شده باشین
نکنه تصمیم گرفتید مراسممون رو
ول کنید؟
امشب یه شب خیلی مهم واسه
قلب ها بدن هامونه و باید با انرژی
حضور داشته باشید داخلش !
یه مراسم ؟ تو چی فک میکنی؟
نمیدونم واقعا الان توان فکر
کردن ندارم
واسه قلب ها و بدنشون؟
فک کنم بدونم مهنا قراره چطوری
جشن بگیره پس
بیا اینو بگیر میتونه
خیلی ارومت کنه
اوه مرسی
به هر حال هروقت خواستید
میتونید بیاید واسه مراسممون
خداروشکر خرس نبودا !
یه خرسسس
باباتتتت !
چی؟
ببین میدونم من مثل مریم مقدس
پاک نیسم
ولی خب اون صحنه واقعا دردناک بود
میدونی ...
شرمنده نمیدونسم
بابام قراره چنین کاری کنه
واقعا
اره خب ...
خفه شو کامیار الان وقت گفتن
این حرفا نیس
به هر حال مرسی که اینجا پیشمی
امیدوارم یوقت فک نکنه
احمقم یا چیزیم . به هر حال
الانشم خیلی از خط قرمزا رو رد کردیم میدونی
نه باید حواسم بهش باشه هرچی
نباشه اون نامادریمه و جز من
الان کسیو نداره
چقد زود خوابش برد
روشن کردن
صدای اتیش
صدای اتیش
دارم خواب میبینم؟
مینا؟
هی صبحت بخیر
عه تو زودتر بیدار شدی که...
وایسا همیشه انقد جذاب بود؟
خیس شدن
خیس شدن
اون مردی که دیروز دیدیم منو دید
و خب کمکم کرد اتیش و اینجا رو راه بندازم
اتیش واسه جشنواره؟
اره
میخوای بری؟
نمیدونم واقعا ولی تو باهام
میای؟
خب جشنواره های محلی
باحال بنظر میان همچنین من باید حموم کنم
یه رودخونه این اطراف هست
صبح صدای آب شنیدم
تو کی بیدار شدی مگه؟
راه رفتن
راه رفتن
زیاد زود بیدار نشدم صرفا
گفتم یکم زودتر از تو بیدار شم تا
بتونم این چیزا رو اوکی کنم
مرسی ازت اگر نبودی معلوم
نبود این وسط... ولش کن
نگران نباش
رودخونه اون تهه
همین مسیرو مستقیم
برو
باشه پس زیاد
لفتش نمیدم
من اینجا منتظرتم اگر چیزی
خواستی بهم بگو
حتی با اون وضعیتی که دیشب
داشتیم بازم خیلی خوب بنظر میاد
ایده خوبیه که بزارم تنهایی بره؟
شاید منم باید برم ...
نه اون نیاز به یه فضای شخصی
داره
معلومه که تو هم باید
بری احمق خان
یعنی میخوای اون بدن زیبا
رو دید نزنی؟
هی یکم اروم تر
هوممم
اهه انقد کصشر نباش
بزار یه نگاه ریز بندازم صرفا
ام مینا ...
ادامه دارد !
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com