تعطیلات با نامادری قسمت ۴ از ۱۶۶ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶
کامیار خوابیدی؟
نه هنوز
چیشده؟
خیلی سردمه
میتونی بیای توی
کیسه خواب من بخوابی؟
جدی میگه؟
عاا مشکلی که نداره؟
معلومه که نه
ما یه خانواده هستیما
هولی شت
تا حالا این اتفاق
نیوفتاده بود ولی خب
امیدوارم اینبار لااقل
شق نکنم به هر حال اون
عضوی از خانوادمه
الان بهتره؟
اره خیلی بهتر شد ...
شبت بخیر
پس الان گرمش شده اره؟
نمیدونم واقعا منظورش
از این حرف چی بود
انگار که خوابش برده
چه بوی عرق شیرینی داره
شت باز بیدار شد این کصکش
اهه به این راحتیا هم
که نمیتونم ارومش کنم
داره میخوره به کصش
فشار
نه باید یکاریش کنم...
نباید اینطوری ادامه
پیدا کنه
اون نامادریمه
باید آدم باشمم
اوه ... چه بزرگه
ها؟ داره در مورد سکس
خواب میبینه؟
چرخش
فاک الان میتونم
ممه هاش رو هم ببینم که
یه جق فقط
جق
به هر حال اون خوابه
خطری پیش نمیاد
یکم به خودم کمک میکنم
و کار تمومه
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com
پایان

قسمت 3 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 4

این قسمت را دوست داشتی؟

۵ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تعطیلات با نامادری
از ادامه دادی
سرعت