قسمت 9
اون حرومی
گی نیست که...
عااح!
الا!!
چطوری توی کافه
اینکارو میکنن؟
رازهای خاله سکسی من
Geraltರ_ರ
باورم نمیشه انقد بی حیان
اینجا دارن اینکارو میکنن
عاح!
اوح!
مخصوصا اون دنی بیناموس
که بهم دذوغ گفت همجنس گراست
اوح!
هاااه!!
هم عصبانی بودم هم یه حس
شهوت خاصی از دیدن سکس
دو نفر که میشناسم داشتم
الا حتی از یه پورن استار هم
سکسی تر شده بود
وقتی برا من
میخورد اینطوری
بود؟
قورت*
وقتی کیرم راست شد تازه
این سوالو از خودم پرسیدم من
چرا اونجام؟
انقد ترسیده بودم که اصلا فراموش
کردم چرا رفتم کافه ، مستقیم برگشتم
خونه
یعنی دلم برای خاله هیلی
تنگ شده بود؟
خاله هیلی؟
خوابیدی؟
خاله هیلی؟
تا صبح نتونستم بخوابم
کل روز خوابم میومد
دیشب دیر خوابیدی؟
بیا باهم صبحونه
بخوریم منتظرت بودم
خاله هیلی قشنگ آماده بود
بره بیرون ولی با اون چهره خندونش
نشسته بود جلو من صبحونه بخوره
فکر کنم اون دوتا از دیشب نیومدن
خونه چون ندیدم بیان سر میز غذا
دنبال چیزی
میگردی؟
الا و دنی
نیومدن خونه؟
منظورت چیه؟
جفتشون دیشب با من
اومدن خونه بعد صبح
رفتن...
با تو اومدن
خونه؟
عاا کن!
یام یام یام
چیشد؟!
خاله هیلی ام اونجا بوده؟
امکان نداره...
دیدن اینکه همون قاشقی که دهن من
بود داره میره لای لبای قرمز خالم واسم
عجیب بود
فکر نکنم دیگه بتونم
آشپزی کنم، فقط افراد
خاص آشپزیشون خیلی خوبه
من غذای تو رو
بیشتر دوست دارم...
واقعا؟! عاشقتم
جیسون! همیشه واست
غذا درست میکنم!!
با هر تکون خاله هیلی سینه های
گندش میپرید هوا...
خاله هیلی
دوست دارم بدونم...
دنی و الا با هم
تو رابطن؟
ها؟ چی میگی؟
دنی گیه!
فکر نکنم اون
حرومزاده گی باشه
ها؟ چرا نباشه؟
من پنج ساله اونو
میشناسم
تو از کجا میدونی؟
نمیتونم بگم دیروز چی دیدم
اون حرومزاده...
اون راحت دخترارو
خر میکنه
معلومه اصلا ازش
خوشت نمیاد جیسون
اذیتش نکن
فقط ازش به عنوان
سگ مطیع استفاده
کن
سگ؟! چی میگی؟
اون قراره اینجا
بمونه ؟؟
چیه مگه؟
به جاش هم آشپز
داریم هم خونمونو
تمیز میکنه
باید برم سر
کار
نمیخواد جمع کنی
میزو،به بچه ها
میگم انجام بدن
من خالمو
دوست دارم...
دوست دارم تنها باهاش
زندگی کنم
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geraltರ_ರ