هاااه
آههه
عااح
لش کردم و میخواستم از چیزی
که قرار بود اتفاق بیوفته لذت ببرم
الا زبونشو انداخته بود بیرونو داشت
سر کیرمو لیس میزد
اومم
و با بردن سر کیرم تو دهنش کارو
تموم کرد
دخترهی جنده
مگه نگفتی همیشه تمیزش
میکنی؟ ببین چه گندی زدی!
منو ببخش ارباب...
لطفا منو مجازاتم کن...
هاااه
الا با اون صدای آب آورش
داشت ازم عذرخواهی میکرد تا
بعدش کیرمو تمیز کنه
هه
داشتم از لحظه لذت میبردم
نمیتونستم جلو لبخندمو بگیرم
و وقتی فهمیدم که...
داشتم تبدیل به یه دام میشدم
البته نمیدونم یه استعداد بود یا
اینکه به خاطر هیلی و الا...
راز های خاله سکسی من
Geralt🐺
62
دیییینگگگ
به خاله هیلی پیام دادم
دنی رو بفرست خونه
به محض اینکه آخرین سفارشو
تحویل دادین با الا کافه رو ببند باشه؟
حتما خیلی سرش شلوغ بود
برای اینکه جواب منو بده ولی
مطمئنم میدونست تو مغزم چی میگذره
بدون هیچ سوالی فقط گفت باشه
همونطور که انتظار داشتم
همم
هیلی همیشه باهام خوب رفتار میکنه
و من هیچوقت ازش شکایت نکردم
این یکی از چیزاییه که ازش خوشم میاد
دنی یکم دیرتر از زمانی که معمولا
الا برمیگشت اومد خونه
منو ببخشید
دیر کردم
هنوز به نظر خیلی باهام راحت نیست
زانو زد تا ازم عذرخواهی کنه
اینکه چقدر یه آدم میتونه تغییر کنه
واقعا ترسناکه
البته دیگه این چیزا باعث نمیشه تعجب
کنم
اوکیه
بیا نزدیک تر
چشم...
چاردست و پا اومد سمتم
پشمام...
هی داشت از چیزی که فکر
میکردم عجیب تر میشد...
اون هیچکاری نکرده بود ولی
وقتی سرشو اونقد خم کرده بود جلوم
حس کردم باید بهش راحت تر بگیرم
فکر کردی چرا گفتم
بیای؟
منو ببخشید
من نمیتونم به چیزی
قکر کنم
هیلی یا الا چیزی
نگفتن؟
نه فقط گفتن زودتر برم خونه
چون شما میخواستین منو ببینین...
خب؟
اون گفت قبل اینکه بیام
خودمو تروتمیز کنم...
برای همین آماده اومدم...
منظورت چیه؟
چیو تروتمیز کنی؟
اوه...
چه آهی کشیدم...
هیلی حتما کلی خندیده...
هی میدونم خیلی حشری ای
ولی من واسه سکس نگفتم بیای
فقط میخوام چند تا سوال ازت
بپرسم
تو هیچوقت جواب درستی بهم
ندادی و دیگه دلیلی برای پنهون کردنش
نداری چون الا همه چیزو بهم گفته
اگه چیز متفاوتی از چیزایی که
میدونم بگی ،واسه بیرون انداختنت
تردید نمیکنم فهمیدی؟
بله فهمیدم
خب ، داستان تو چیه؟
از اولش تعریف کن
کاش الان یه عرقی داشتیم راحت
به حرف میوفتاد
ولی اشکال نداره بدون
الکلم ازش حرف میکشم
پامو کردم تو تخماش!
آههه!
هه هه
درجا راست کرد مرتیکه کونی
هه هه
دیدن همچین واکنشی منم
حشری میکرد
کم کم شروع کرد به حرف زدن
دنی جدی جدی گی بود
اون قبل اینکه بفهمه یه سابه
به مردا گرایش داشت
پدر و مادرش اونو از خونه بیرون کردن
و دنی همه چیزی راجب BDSM رو از دوست پسرش
یاد گرفته بود
البته گفت بقیه کسایی که بعد اون
دوست پسرش سمتش میومد اکثرا
کصکش و لاشی بودن
چقدر بد؟
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geralt💎