راز های خاله سکسی من قسمت ۱۶ از ۶۵۲۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷
قسمت 16
دنی گی نیست!
من دیدم با الا سکس
میکرد!
چی؟
رازهای خاله سکسی من
Geraltತ⁠_⁠ತ
بعد اینکه این حرفو زدم
یه حس خفگی بهم دست داد
خاله هیلی
دراز روی یه تخت با
پسری که همجنس گرا
نیست و بوسیدنش...
چی؟
واکنش خاله هیلی آروم بود
باید اینم بدونی که اگه
همجنس گرا باشی بازم
مشکلی بابت سکس با دخترا
نداری دیگه؟
گی واقعی
کسیه که وقتی تن
یه دخترو میبینه کیرش
راست نشه که خیلی نادره...
چیی؟!
زبونم بند اومد
ولی خاله هیلی
مگه تایپ برای
همجنس گراها هم
مهمه؟!
مشکلش چیه؟
من مطمئنم اگه تو و الا
با هم تو رابطه بودین دنی
همچین کاری نمیکرد
خاله هیلی یه جوری سرزنشم
میکرد انگار داشت خفه میشد
خاله هیلی...
اون کامل منظورمو اشتباه فهمیده بود
چقد درباره همجتس
گراها میدونی؟
چی؟
انگار داشت از دنی دفاع میکرد
چون فکر میکرد من از الا خوشم میاد
خاله هیلی...
توهم حاضری با اون بچه کونی
بخوابی؟ حتی اگه باهاش
تو رابطه نباشی؟
اوه... پس تو فقط
نگران الا نبودی
نگران منم هستی؟
صورتم سرخ شد...
فکر کردی من انقد
خوشگلم که بتونم یه
همجنسگرا رو تحریک کنم؟
چی...
هااهاا
نگران نباش ، من از
پسرایی مثل دنی خوشم نمیاد
هنوز‌.‌..
جیسون نگرانی
چی هستی؟
غیرتی شدی بوسیدمش؟
دوست داری تو رم ببوسم؟
شاید فقط داشت شوخی میکرد ولی
من دلم میخواست کمرشو بگیرم و
دیوانه وار لباشو ببوسم
میخوام...
ها... جیسون من
این اولین بوسه ات بود؟
یه بوسه واقعی
از زبون استفاده
میکنن
لبامو بهم چسبوندم و تمام تلاشم رو
کردم که وانمود کنم بوسه بهم فاز نمیده
اما قسمت بالایی دهنم که توسط لبای
نرم خاله هیلی بوسیده شده بود منو جوری
گیج کرده بود که به سختی میتونستم نفس بکشم
هاااه!
خوب خوابیدی؟
تو گی نیستی؟
آره لاشی؟
عذر میخوام...
اینطور نیست...
آه!
من تصمیم گرفتم خودم این
کونیو بندازم بیرون تا خالمو متقاعد
کنم اینکارو کنه
فرقی نداره گی باشی
یا نه کلا باهات حال
نمیکنم دلم نمیخواد باتو
زندگی کنم
تا وقتی دارم باهات
با محبت میخوام که بری
باید اینکارو بکنی
شما دوتا با هم
چکار دارین؟
اذیتش میکنی؟!
البته که نه!
تو خوب خوابیدی؟
میخوای صبحونه
بخوری؟
هنوز صبحونه هم درست
نکردی؟ چیکار میکنی؟!
من باید برم سرکار دیگه
صبحونه نمیخورم
الا برای جیسون
صبحونه درست کن
قبل اینکه بیای سرکار
باشه
چرا الا بازم از اون اتاق
درومد؟
بشین
با خاله
خوابیدی؟
چی؟
خاله هیلی واقعا
لزبینه؟ یا...
نه نه نه اینطور
نیست...
من تو رو دوست
دارم جیسون
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geraltಠಿ⁠_⁠ಠಿ
پایان

قسمت 16 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 17

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی راز های خاله سکسی من
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت