قسمت 21
من دیدمشون
چی؟
دیدم دنی داشت
کص خالمو میخورد
اوه واقعا؟
پس ما باید
بریم...
بین اونا چه رابطه ای
هست؟ ارباب و برده؟
بس کن میدونم
دیدیشون!
امم خودت از
هیلی بپرس من چیزی
نمیدونم
تو گفتی از من
خوشت میاد!
الا مثل یه حیوون زخمی با اشک
در چشمانش به من نگاه میکرد
ولی خب نمیخواستم جدیش بگیرم
به من دروغ گفتی؟
رابطه تو با خالم
چیه؟
من راجب اینکه دوست
دارم بهت دروغ نگفتم
پس بهم جواب
بده
راز های خاله سکسی من
Geraltಠ◡ಠ
جیسون تو...
تو روی خالت
حس داری؟
انتظار همچین ضد حمله ای
از الا نداشتم
من دروغگوی بدیم
احتمالا این مشکل ساز ترین رازیه
که من دارم
من خالمو دوست دارم
اون سکسیه، بالغه ، جذابه و گاهی
اوقات خیلی کیوته
حس من بیشتر از رابطه فامیلیه
من واقعا خالمو دوست دارم
من حتی به یاد خاله جق زدم
خیلی کثافتم
معلومه که دوسش
دارم! میدونی اون
چکارایی برای من کرده؟!
به شکل خجالت آوری صدامو
براش بردم بالا
اگه اون نبود من اینجا
نبودم! اره اون فرد
مورد علاقمه!
هرچیزی که اون به خاطر
من فدا کرده...
من میخوام اونو نقضش کنم
فقط فکر به ناله هاش زیر من
، من رو حشری میکنه
نمیتونم دیگه تحمل کنم
فاک...
پس تو میگی...
من به اندازه کافی خوب نیستم؟
من دوست دارم...
هرکار بخوای انجام میدم...
چه سکوت عجیبی
خاله خیلی؟
اوه جیسون!
قرارت خوب بود؟
خاله جوری باهام رفتار کرد
انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده
بیا اینجا
مثل همیشه خاله یه لباس نازک
و راحت پوشیده
میدونم وقت خوابه
ولی باید همچین لباس
نازکی بپوشی؟
خدای من
خالت تو رو تحریک
میکنه؟
تو با الا اینکارو
کردی؟
فقط نگاه کردن بهش
همه احساسات عجیب و پیچیده
منو خاموش میکرد
نه اینطور نیست...
اما چرا جیسون
کوچولوی من انقد
خستس؟
ها؟ جدی؟
من میتونم فقط با نگاه
کردن بهت بفهمم چی
تو فکرت میگذره
بس کن
چیکار میکنی؟
هی!
چیی؟!
آه...
آه...
هاه
آه خاله
هیلی...
خارشو ! حتی با اینکه بعد از ظهر
با الا سکس کردم بازم کیرم راست
شد...
میخوای بهت
یاد بدم؟
میدونه؟
چی چیو؟
حتی اگه شوخی باشه
قلبمو به تپش انداخت
حس میکنم به
خاطر بی تجربگی
نمیتونی با الا
کاری بکنی...
با اینکه من کلی فکرای شیطنت آمیز
راجبش داشتم
الان بهت یادم
میدم چطوری یه زن
رو حشری کنی...
عاح...
کیر توش!
عاح...
ناله کرد...؟
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geraltತ_ತ