نونا قلب من قسمت ۹۶ از ۱۳۷۱۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸
96
نونا قلب من
وای...
عاشقش شدم
این واقعاً
بهت میاد ناری!
خیلی
ناز شدی
مرسی
باید زود برم
یه لباس ساده بپوشم
ناری!
چ‍... چی؟
این صدای...
سلام
مینووئه!!!
تو اینجا چیکار میکنی ؟
سلام، تو دوست
پسر ناری هستی؟
سلام
خیلی بهت
میاد ناری
فقط وقتی بچه
بودی اینجوری
دیده بودمت
یه دور بچرخ
ببینم
بعداً...
چی؟
برو اتاق مهمون
منتظرم بمون!
امروز یه شات
خصوصی داریم
کارم یکم دیرتر
تموم میشه!
چی شد؟
زمان بدی
اومدم؟
منو با این
وضع دید...
گوه توش!
اینجاست؟
این عکسُ
کی گرفته؟
تبریک
تو خورشید
منی
باید بری
رو بیلبوردا
همه آدم مشهورا
میان اینجا
بدجور شوکه شدم
اصلن اجازه دارم
اینجا باشم
ناری گفت بیام اینجا
پس نباید مشکلی
باشه، اون یه
سوپراستاره
کل شب
کابوس دیدم
واسه همین
یکم چشامُ
رو هم گذاشم
بازم خواب
ناری رو دیدم
ناری در آینده
جلوی کلی آدم
رفت رو استیج
دستمُ سمتش دراز کردم
انگاز ازش کمک میخوام
ولی هرچقدر تلاش
میکردم نمیتونستم
بهش برسم
ناری!!!
فکرشُ میکردم...
اصلن دلم نمیخواد
ازناری دور بمونم!
همه حاضر شن
سلام
خجالت میکشم
این تمرین گروه
قرمزصورتیه
رهبر گروهه؟
سلام، من میام
رهبر گروه قرمزصورتی
میا دیگه کیه؟
ستاره
سرنوشت
رو شونه‌ی
من نشسته
گربه‌ی ملوس
قصه
با اون پنجه‌ی
تخسش
نگاهش مثل
گنجه
این عکس
تیمیمونه
ووآاع
موی قهوه‌ای بهتره
یا سیاه؟
هر دوتا خوشگلن
هه هه هه
منتظر کامنتای
قشنگتونیم
تا آخرش
میجنگیم
با مامان رفتم
مسافرت
خوشبحالت
هی
آی!
دنبالم بیا
چیه؟
گفت دوست‌پسرشه
نه بابا
بردارشه
حتما برادرشه
ما اجازه نداریم
دوست‌پسر داشته باشیم
گفتم منتظرم باش
از کجا فهمیدی
کجام؟
با یه دست
میشه بلندش کرد
صورتش اندازه‌ی
نخوده و بدنش
مثل یه عروسکه
میا
چرا منو
دوست داره
به اسم واقعیم
صدام کن!
اگه بهت بگم
دیگه دنبال سوپر استار
شدن نباش...
از رویات دست
میکشی؟ همینجا
همین لحظه
هااا
فکر کردم چی
میخوای بگی....
یه جوری منو کشوندی
اینجا و چسبوندیم به
دیوار گفتم خبریه
چی؟
جدی میگم
من حتی اگه یه
سوپراستارم نشم
بازم کلی فالوئر دارم
چی؟
ولی واسه این
خیلی زحمت کشیدی
مگه این رویات
نیست؟
تو این دنیا بعضیا
رویاشون مهمترین
چیز زندگیشونه
بعضی ها هم
اعتقاداتشون
مهمترین چیز
زندگی من تویی
خوشحالیت
من...
میخوام با
تو باشم
و تو سختی ودرد
همراهت باشم
اولش چیز زیادی
از حست نمیدونستم
و فکر هم نمیکنم
اشتباهی کرده باشم
کسی که
اشتباه کرده
تویی
لازم نیست
مخفیش کنی
هی، من بهت
گفتم که همش
بهت فکر میکنم
رندوم
ساکت
ولی تحت‌تاثیر
قرارم دادی
اونجوری که اومد
از رو میز کشوندیم
خیلی خوب بود
چی، ناری؟
آااا
صدای رییس
بود...
امکان نداشت ناری
باشه، اون میدونه
نباید با یه پسر
قرار بذاره
چیــ..چی؟
اینجا دستشویی
مردونه‌ست!
یعنی اینجا
یکم...
کوچیکه
چاره‌ی دیگه‌ای
نداریم
رییس اونجا بود
داشتم گیر
میفتادم
چرا اونجوری
نگام میکنی؟
ادامه دارد...
پایان

قسمت 96 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 97

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی نونا قلب من
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت