80
نونا قلب من
صبح
یکشنبه
نونا منو کشوند کلیسا
این تخم سگ
کیه؟
و اونجا با یه پسر بچهی تخس روبرو شدم
و بعد عاشق آواز
خوندن نونا شدم
حرفایی شنیدم که
جایگاهمُ بهم یادآوری کرد
بعدش نونا دید
چقدر ناراحت و پریشونم
تا اینجا این خلاصه
ماجراییه که امروز برام
اتفاق افتاده...
نونا باید مسئولیتپذیر باشه
و حال مینوو رو خوب کنه
جووون
منُ برد یه
جای تاریک
واقعاً قراره
انجامش بدیم
ولی اینجا!؟
نونا همیشه اینقدر
شجاع بود؟
هه هه
وایسا
نونا...
چون تو کلیساییم
تحریک نمیشم...
چشای خوشگل
نونا...
آه...
آه...
دوستش داری
مینوو؟
این چیزی نبود
که میخواستم
اومم...
آره
توی کلیسا
از این کارا...
مینوو جونم
بهتر شد؟
نباید هیچ
صدایی ازت دربیاد
میتونم صدای دعاهای
مردمُ بشنوم
وضع عجیبیه...
حالا نوبت منه
مراقب مینوو باشم
آه...
فهمیدی؟
آه...
خدای متعال...سفته
جالبه بیشتر
حشریم کرده...
حالا
اینُ بگیر دستت
نونا...
هیس...
ساکت
گیر میفتیم
بعدش پشتم کلی
حرف میزنن...
همینُ میخوای؟
نه...
باهام مثل یه
احمق رفتار میکنه...
درست مثل وقتی میکنمش
نونا...
نباید آبت بیاد
تحملش کن
آه... نه
نونا...!
هاری نونا!
همدیگرو بوسیدن
و یهو غیبشون زد
اون پسرهی حرومزاده
حتماً داره باهاش کارای
بد بد میکنه
باید نونا رو
نجات بدم
اوه...
گمشو شیطان!
مینهیون...
شیطان... این
دیگه چه حرفیه؟
ها...؟
هاری نونا
اینجا نبود
مینهیون!
اینجایی!؟ دنبال من میگشتی؟
هاری نونا...!
چیه؟
خب...
نونا...!
عزیز دلم...
حتماً دلت خیلی
واسم تنگ شده بود؟
فاک...
نتونستیم کارمونُ تموم کنیم
هاری چه فکری
میکنه به این پسره رو میده؟
کارایی که
هاری نونا میکنه...
اوه
چیه؟ زودباش
شلوارتُ بپوش
نونا...
دقیقاً مثل کارای
یوهی نوناست
تفاوتش اینه
میتونم یوهی رو
پس بزنم...
بیا اینجا
نمیخوام
ولی هاری نونا...
مینوو تو
خیلی نازی
هر کاری که
میکنه رو دوست دارم
نونا... کی میریم
خونه...؟
وضعم اصلن
خوب نیست...
اوه
باشه
بریم
مینوو...
چقدر شد؟
10000 وون
هتل
متل
مسافرخونه
بعدی
کجاست؟
اینجا باید خیلی
مراقب باشم
این اتاقا اصلن
عایق صدا نیستن
آه
اوه
وا...
یا خدا...
مینوو...
یه چیزی تو
کیفمه...
برام میاریش
ها؟؟ چیه؟
کاندوم؟
نونا...
اینا...
طناب...
و این لباسا...
ادامه دارد...