28
راستش...
یه بار فکر کردم
گیر افتادم
هی... مینوو
شنیدم از اون
خاله خوشت میاد؟
چی!؟
نه! کدوم خری
همچین حرفی زده!؟
اون زن احمق...
من ازش متنفرم
یک مکانیسم دفاعی
در نتیجهی آسیب هایی
که پدرمادرم بهم زدن
اون موقع...
نونا چه
واکنشی نشون
داد...!؟
یادم نمیاد...
نونا عشق من
عالیه
مینوو...
نونا...
باید این سوراختم بشورم
چی!؟
وایسا مینوو
اونجا...
مشکلی نیست...
نونا
کونتُ بیار بالا
هاری نونا...
چقدر ریلکسه
این آرامشش منو بیشتر
حشری میکنه
حالا میکنم توت
نه...
مینوو...
کرد تو کصم
ببخشید مامان
من حالا...
جز مینوو هیچکس
دیگهای رو نمیخوام
تولدت مبارک
هاری نونا
آره
مرسی...
نونا که اوایل
فقط سکس عاشقانه
دوست داشت
دوست
دارم
یهویی...
عاشق سکس
خشن شده
سریعتر
مینوو
آبم داره
میاد نونا
میتونم بریزم توت؟
بریم تو تخت
نونا جونم
مینوو... تو دانشآموز
بدی هستی
باید دستگیرت کنم
یه بازی ناجور...
یه کاسپلی
بدون شلوار
بازداشتی...
بازداشت...!
اینجوری...
ن...
نکن...
نکن
بسه!
درد میکنه!؟
اگه بهم بگی ارباب
بس میکنم... هه هه
اصلن خندهدار نیست!
کله خر...!
من نونای
توئم...!
بعد از 3 دقیقه
منم اربابتم
ارباب...
دوستش داری
هاری!؟
آره...
ارباب
مینوو...
حالا نوبت
نوناست
ها... تلفن داره
زنگمیخوره
ولش،مهم نیست
آها
اَه...
افتاد بیرون...
ادامه دارد...