101
نونا قلب من
مینوو...تا
کجا باید بریم؟
قراره بازم...
اینجا سکس
کنیم...؟
حالا چیکار کنم؟
همهی لباس
زیرامُ شستم...
صبح...
یادم رفته بود
امروز میریم کلیسا
این هست...
لباس زیر سکسی
انتظار همچین
شرایطی رو نداشتم
چجوری باید
بهش توضیح بدم؟
آی!
قراره اینجا...
سکس کنیم!؟
مینوو، تو خیلی
کله خری!!!
مینوو! راستش قبل از
اون کارمون تو کلیسا
مشروب خورده بودم
واسه اون کار به
شجاعت زیادی نیاز داشتم
ولی الان خیلی استرس دارم
بذاریمش واسه بعد
ها؟
نونا... اگه لباس
سفید بپوشی و لباس
زیرت سیاه باشه همه
چی معلوم میشه
حالا، دستتُ
شل کن
آها
هه!
خیلی خجالت میکشم!
فکر کنم منظورش
اشتباه فهمیده بودم
هه هه
مرسی که
مراقبمی مینوو
نونا، تو منتظر
یه چیز دیگه بودی
نه!!!!
مینوو
اولین باریه که
نونا منو میزنه
ببخشید
مشکلی نیست
نمیدونستم
اینقدر
منحرفی
نیستم!
چرا داد
میزنی خب
اولین باریه که
میبینم مینوو...
اینجوری میخنده
نونا، تو خیلی
عوض شدی
چیم عوض شده؟
تو کلیسا
مشروب میخوری
و با کیر یه پسر
ور میری
داد میزنی و
وقتی عصبانی
میشی آدمُ میزنی
آره، راست میگی
خیلی عوض شدم
ولی فکر میکنم
تغییر خوبیه
ها؟
من میخوام
آدم بهتری شم
منم همین
نظر داشتم
ها...؟
همش بخاطر
کمک توئه
چیکار میکنی؟
داری احساساتیم
میکنی؟
مینوو یهویی
چقدر بالغ شدی؟
خب، من دیگه بالغم
پس شورتت نشونم بده
از تو انتظار
دیگهای نداشتم
گفتی پروازت
سهشنبهست مامان ؟
نه، چهارشنبهست
باید با
دقت رانندگی
کنم
فقط سه روز
مونده ، چه حیف!
مینوو
بله!
سهشنبه با
هم شام بخوریم؟
من و تو!
جان؟
آره، حتماً...
عجب فکر بکری کردین خانوم
باعث افتخارمه مامان
فردا عصر همه رو
جمع کن خونه
باید یه چیزی
بهتون بگم
چی میگی؟
من واسه این ملاقات
هیچ کار مثبتی نکردم
فاک!
آره
قبول نکن
مینوو!
یعنی میتونم
خودمُ بهش ثابت کنم!؟
امروز خیلی
خوب بود
آره!
شب بخیر
هاری نونا
بله؟
داشتم یواشکی نگاش میکردم
فهمید... هه هه
بعداً بیا
پیشم
با همون
لباس زیر
راجبه چی
حرف میزنین؟
چیزی نیست
مامان!
واقعاً خودت با
پای خودت اومدی
لباس خوشگلی
خریدی، آفرین
انگار داره با
گربهش حرف میزنه
مامانت چی شد؟
خوابه
مینوو....
بیا بریم
تو تخت
مینوو!!!!
ادامه دارد...