119
مینوو...
خوابی؟
مینوو؟
چون چراغ خاموشه
نمیبینه بیدارم؟
نونا چش شده؟
خودشُ زده به خواب!
چی شده!؟
چیکار میکنی
نونا...؟
نگو که حالا نوناست که...
جلوی خندهشُ گرفته
بهم حمله میکنه؟
بگا رفتم
فاک!
شق شده
کیرم
شق شد
آه...
چه بزرگه!
نونا، به چی
زل زدی؟
آاااه!
هااا...
نونا...
خیلی دست و
پاچلفتیه...
فاک...!
ولی چرا...
اینکار بهش میاد؟
هاهاهاهاها!!!
مینوو، تو...
هه هه
هه هه
نونا...
من...
نه....!!
من که
چیزی نگفتم!
مینوو...!!
دیگه سر کار میری
دوستای جدید پیدا کردی
خونوادهتُ میبینی
چی!؟
چی داری
میگی؟
مرد پرمشغله و
محبوبی شدی!
بیا حرف
بزنیم نونا
نه، میخوام
برم...
نونا...
من دوست دارم
پس به این
چیزا فکر نکن
باشه؟
باشه
درسته سرم
خیلی شلوغ شده
بوی تن مینوو...
ولی اینا همش بخاطر
قولیه که به مادر...
ها؟
نونا... انگار بدجور
حشرت زده بالا؟
چی!؟
ولم کن
منحرف!
تکون نخور
مینوو یه حال
اساسی بهت میده
نونا... نمیشه
یکم صادق باشی؟
راجبه چی؟
من میخوام
برم بخوابم
فردا میبینمت
خدافظ!
اوپس
ببخشید
ببخشید
ببخشید نونا
گریه نکن
تصادفی
بود...
اشکالی نداره
من یه آدم
پستم که هیچ
غروری نداره...
ها...؟
من یه احمق
و یه منحرفم
همینه
که هستم
واسه چی اومده بودی
همونکارا رو
باهام بکن
ها؟
جدی؟
آره
خیلی
شلختهای
هه هه هه
نونا... من اینکارو
فقط واسه تو میکنم
ولی بگو چرا منو
از دست زدن به
خودت منع کردی
ها؟
بستگی به
عملکردت داره
شاید بهت گفتم!
نونا...
تو خیلی باحال
و سکسی هستی
پس تو هم حق نداری
بهم دست بزنی...!
هممم...
چی شده!؟
دارم خواب میببینم؟
بخورش
باشه!
پوا!
نونا! یکم وقت بده!
نو...
نا
ادامه دارد...