حرومزاده قسمت ۷۳ از ۷۶۲۳ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳
قسمت 73
حروم زاده
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
قسمت 73
آههه!؟
چی گفتی آلان ؟!
تو میخوای اینجا رو ترک کنی
با من بیای؟
هایییی...
اگه بتونم میخوام بیام...
ولی نمیتونی نه، حرفت به این
خام میشه آره (
پس در لحظه لذت ببر،
امروزو به یادت بسپار.
امشب رو برات موندگار میکنم.
آههه)!
بگیر که اومد!!
آههه!!
همممم!!
آلان کصت رو گرم میکنم!!
لطفا...
تو من نریز!!!
ولي خب آخرین بارمونه!!
میخوام بریزم داخل!!
هایییی!!
نهههه...
نریز!!
هوممم!!
داره میاد!!
آهههه!!
اوخ...
اوممم
باید برم دیگه.
پس این دیگه خدافظیه..
آره...
نمیتونم از اینجا برم..
تازه توهم همین الان یکیو داری
که دوست داره باهات بیاد.
بیا اینو بهت پس میدم.
اوه... این..
مرسی که به مدت ده سال تو کیف
پولم بودی!
دیگه احتملا هرگز همو
نمیبینم.
ولی با تشکر از تو
من بالخره تونستم یچیزیو بشکونم.
یه دیوار صدفی
اطرافم که عذابم میداد.
نمی‌دونم چند لایه دیگه میومده،
هه..
امیداورم تو و اون زن
زندگی خوبی داشته باشید.
ههه... زندگی خوب؟!
خببب....
داری فرار میکنی؟
اوه،سلام خانم..
فرار نمیشه گفت..
فقط یچیز مهمی پیش
اومده..
پس،هرچی پول اضافه دادم برای
اتاق..
میتونی نگهش داری..
بهتره که دیگه هیچوقت اینجا نیای.
اوه... چی؟؟
من که..
کاپتان پارک دفعه بعد که
تورو ببینه تیکه تیکه ات میکنه.
تو نمیدونی ملوانان میتونن
چقدر ترسناک باشن؟؟
چطور تونستی اونکارو کنی؟
پایان

قسمت 73 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 74

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی حرومزاده
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت