حرومزاده قسمت ۵۹ از ۷۶۲۷ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷
قسمت 59
حروم زاده
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
قسمت 59
اوه... سلام..
مدتي گذشته..
من شنیدم زیاد حالت
خوب نبوده..
چطوری الان؟
هاها... الان خوب خوبم..
هیچ مشکلی نیست.
اوکی ،اینو بگیر.
ازت میخوام باهام
در تماس باشی وقتی
داری فیلم میگیری.
اوکی...
وقتی ازم می‌خوای نمیتونم نه بگم..
ایندفعه تمام سعیم
رو میکنم.
اوه، راستی تو رستوران هتل یه میز
هم رزرو کردم،
قبل رفتن به اتاق
با زنم غذا بخور.
چی.. ؟
تو میخوای با زنت غذا بخورم؟؟!
چرا میخوای اینکارو کنم ؟؟
خب... تو فیلم قبلی اوضاع
بینتون یکم بد بود، هیچ
احساسی داخلش نبود.
میدونم به‌ عنوان همسرش
نباید همچین چیزی
ازت بخوام ولی..
میخوام ایندفعه فیلم
سکسی تر باشه..
اوه... فهمیدم..
پس تو میخوای من..
جوری رفتار کنم که اینگار
عاشق زن تو هستم نه؟
آره...
دفعه پیش خیلی خشک بود..
من چیزی حس نکردم..
من میخوام ایندفعه مقدمه سازی
کنید و دریا انجامش بدید.
آها ،حله گرفتم.
ولی نمیدونم زنت هم قبول میکنه یا نه..
آسون نیست.. ولی ایندفعه
تمام سعیم رو میکنم.
من میرم، دیگه.
میسپارمش به تو
این آخرین باریه که همچین
چیزی ازت میخوام.
خوشمزس.
بیخیال ،یکم بخور.
عجله نکنی غذا
سرد میشه.
غذا نخوردن چیزیرو تغییر نمیده،
یا اینجوری میخوای انتقام بگیری ؟
چی ؟انتقام ؟
آره... مطمئنم الان
باید از شوهرت متنفر باشی..
ولی نمیتونی الان بلند شی
بری..
پس الان هرکاری که از دستت
برمیاد انجام میدی، آره؟
قصدت همینه!
چی باعث شده اینجوری
فکر کنی؟ چرا فکر میکنی که
من نمیتونم اونو ول کنم؟
چون هرکی مغزش کار می‌کرد
خیلی وقت پیش ولش می‌کرد.
و ساعت ها به دریا زل
نمیزد تا حسرت زندگی ای
که میخواد رو بخوره.
چطور جرئت میکنی..
تو چیزی از من نمیدونی
اینجوری با من حرف نزن.
بیخیال بابا، شوهرت حتی پگل این غذا رو
هم داد تا ما نزدیک تر بشیم.
بهتره ایندفعه کارو درست‌ انجام بدیم،
وگرنه میترسم بازم ازم اینکارو
بخواد.
می‌ترسی
؟
چی میگی بابا؟
تو اینگار دچار سوتفاهم شدی..
من دوست ندارم اینکارو انجام بدم..
فقط انجامش میدم چون شوهرت ازم میخواد..
یعنی... دوست ندارم که
جلو دوربين انجامش بدم.
هومم.. اوکی.
بنظر خوب میاد.
من واقعا از لباست خوشم اومد
راستی.
اوه... من اینو
نخریدم.
برای..
چرا اینو نمیپوشی؟
این یکیو هیچوقت نپوشیدی!
میدونی چقدر گرونه این؟
از یه برند معروف هم هست!
ولی خب هیچ مراسمی پیش
نمیومده که من
اونو بپوشم..
به استایل منم نمیخوره..
تو خودت خود سر اونو خریدی..
وقتی هایی هست که
باید چیزی رو که نمیخوای بپوشی.
امیدارم تو این روز
تو اینو بپوشی.
جدی میگم.
فراموشش کن.
هرگز اینکارو نمیکنم، خودت میدونی.
میتونی بفروشیش، حداقل
نصف پولش در بیاد.
اوع...
فکر کنم وقتی که
لباس تنته باید بریم
رو کار.
چی... ؟
میدونی که امشب ماباید
دوبار سکس کنیم دیگه نه؟
اول اینجوری انجامش میدیم..
بعد میتونی خودت رو بشوری.
ولی... بازم..
ممم...
هومممم
آهه،صبر کن!!
خودم انجامش میدم.
ههه..
مشکلش چیه ؟؟
ما که میخوای سکس کنیم در
هر صورت..
مهم نیست که من
کمکت کنم لباست رو در بیاری..
اوکی ،بیا اینجا..
هاییی!!
همسرتان ایندفعه یه درخواست
خیلی خاص ازم داشت..
اوه... ها؟؟
منظورت چیه ؟
چی بهت گفت ؟؟
هوم...
آهههه...
نه لطفا اینکارو
نکن...؟!
پایان

قسمت 59 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 60

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی حرومزاده
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت