قسمت 32
اینجا رو با چاقو بزن.
چاقو رو بیار بالا..
خایه اینکارو نداری نه ؟
بی خایه.
حروم زاده
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
قسمت 32
هوفف!
هوووفف!!
هوفف!!
هوفف!!
لطفا...
فکر کردی من
نمیزنمت؟
فاک...
من منبع درآمدم تیکه تیکه
کردن ماهیه...
بیا جلو ببينم.
بهم نشون بده چقدر
حرفه ای هستی.
هومم!
هاا.. ؟
هههه...
آیییی!!
اوه...
سونگ جو...
مادرجنده!
اوهههه...
آخخخ!!
آیییی...
آییی...
اوهوم...
واقعا فکر کردی چاقو
بکشی میتونی منو بزنی ؟
هرگوهی بخوری دستت
به من نمیرسه.
ميدونی چرا ؟
چون من یه درنده ام...
و تو فقط یه طعمه ای.
تققق!
هااا!!
هااا!!
پس حتی فکرشم
نکن با من دعوا کنی.
فهمیدی ؟
آههه
آهه
واو..
هعی...
داری چیکار میکنی؟
ملت مارو میبینن..
توی همچین موقعیتی
منو تنها نزار...
جرئت این کارو نداری...
پوف... باشه...
بیا بریم اونیکی
شهر.
واقعا ؟
بجنب...
قبل اینکه یکی که میشناسیم
مارو ببینه..
اگه کاپتان پارک بفهمه
تو دردسر میگفتیم.
هممم...
فقط برای امشب...
فاک...
لعنت بهش...
باورم نمیشه...
چه اتفاقی افتاد؟
چطور من...
من نمیزارم ازین
داستان قسر در بره!!
هیچوقت...
هرگز!!
اومم...
ممم...
آههه...
آههه...
واقعا میخوای
اینکارو کنی...
بعد اتفاقی که
اونجا افتاد..؟
آره...
ميخوام...
لطفا...
بهت نیاز دارم تا
آرومم کنی..
اوکی..
من کمکت میکنم
هر اتفاق بدی که افتاد
رو فراموش کنی...
اوم..
آههه..
حالا پس...
برام بازش کن...
اوع....
همین الانشم خیلی خیسی...
اوم...
آره...
حتما خیلی ترسیده
بودم...
هاییییی!!
اوم...
خیلی حال میده...
هممم...
عاشقشم...
بیشتر میخوام...
بیشتر فرو کن...
آهههه
کصم رو با کیرت
پر کن....