قسمت 45
حروم زاده
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
هممم... کی برمیگرده؟
اون گفت که
یه تاکسی به خونه گرفته، پس..
باید یکم بیشتر صبر کنم؟
آههه
کآههه
هاییی
اومم!!
هاایییی
همممم
آهههه!!
آههههه!!
هایییی...
چقدر حیفه
این صورت رو کسی
نبینه.
هاییی!!
داری چیکار میکنی ؟.؟
میخوام که اون
کامل ببینه...
صورتت رو وقتی ارضا
میشی.
آه،نکن....
بسه...
روانی.
آهههه
هاییی
هممم
هایییییی!!!
پوف...
تو اینو میگی ولی
کصت یچیز دیگه میگه.
نه ،من فقط...
آههه...
هاییی
دارم شروع میکنم!
هایییی
آههههه!!
اوه... عالیه..
مطمئنم شوهرت عاشق این میشه
وقتی نگاش کنه!!
همممم
لطفا...
تو نمیتونی...
آههه!!
دیگه خیلی دیر شده!!
آهههه
آههه
داره آبم میاد!!
هوففف
آهههه
هممم...
خیلی حال داد
آههه
آههه
هممم
نه...
چی..؟
هممم
هممم
آههه
ههه... من احساسات تو چهرت
رو دوست دارم.
اوممم...
آههه...
لطفا دیگه بس کن...
دیگه تموم شد...
لطفا ولم کن.
یادت نره دوربین زو
بگیری.
اوه.. بدش به من..
میخوای یه نگاه بندازم
ببینم چی از آب در اومد؟
آخرش اینگار خیلی خوب
ارضا شدی.
خب، اون از این
بیشتر خوشش میاد مگه نه؟
اینا برای من
مهم نیست...
تلپ
تلپ
هاا
آهههه..
آههه
اوهههه..
این...
آخخخخ!!!
هااا... احساساتم..
اوه ؟! اینجا واقعا صورتت
افتاد...
سکانس بوسیدن هم خیلی
خوبه.
بسه دیگه!!
هااا...
من نمیتونم همچین چیزیو رو بهش
نشون بدم.. و
میخوای که من پاکش کنم؟
پاکش کن...
نمیخوام همچین چیزی
رو زمین باشه...
اوکی همش رو پاک میکنم.
بیا، پاک شد.
پس ما باید دوباره فیلم بگیریم
نه؟!
ایندفعه باید تمام سعیت
رو بکنی که احساست رو مخفی کنی.
هم...