قسمت 67
هومم
اوفف
پس کار فوریت
این بود
ولی واست
دردسر نشه
تو شرکت
یعنی منظورم اینه
کسی ببینتت...
تو نمیخواد
نگران باشی
الان لازم دارم..
که ذهنمو
خالی کنم
عشق ممنوعه
مترجم: LichKing
هوممم
اوففف
امروز معلومه
بد حشری ها
چیزی شده؟
یعنی تعریف کنم
گوش میدی؟
چرا که نه
باشه
ولی الان
یه کار مهم تر
داری که باید
انجام بدی
اونم کردن منه
عاااااااحح
عااحح
اههههه
یسس!
پس چیکار میکنی؟
چرا تلمبه نمیزنی؟
حتما شوهرش
بهش گیر داده
پس باید
انتظار داشته باشم
که به منم گیر بده
البته اینو
مطمئنم که
پشتمو گرفته
عااح
عااح
عااااح
لعنت!
لعنت به
همشون!
از شوهرم
گرفته..
تا شیهو
و این شرکت کوفتی
لعنت بر یک یکشون
وقتی من برم
میفهمن چیو
از دست دادن
عه
اینجا که..!
اوپا امروز خبریه؟
آره بگو
از تو چشمات
میتونم همه
چیو بفهمم
زنت اذیتت کرده؟
میخوای طلاقش بدی؟
چه تیزن
بالاخره
اومد
مهمونمون
هم رسید
بیا تو
ببخشید
بابت تاخیر
اوپا جونم
یکم اضافه
کاری داشتم
عیب نداره
بیا بشین
آره بیا
بشین پیشمون
باهم راحت باشید
یومی رو که
یادت نرفته؟
خوشحالم
دوباره
میبینمت
مثل همیشه
خوشتیپی
عا..آره!
یومی از اون سری
که اومدی تا الان
هی میگه باز
کی میاد تا ببینمش
تا اینکه گفتم
امروز میای
باز لحظه
شماری میکرد
خیخی
کلی مشتری میاد
و میره هیچکدومشون
برام مهم نیستن
ولی اوپارو
نتونستم
فراموش کنم
تو چی
اوپا جونم؟
کارم داشتی
رئیس؟
آره
فقط بخاطر
تفریخ و خوش گذرونی
نگفتم بیای
ولی چطوره اول
با یکم مشروب
شروع کنیم؟
ممنون
بخور بعد
حرف میزنیم
خلاصه قصد دارم
همه چیزو
مثل قبلش کنم
پس میشه
ازت خواهش
کنم..
توهم نظرتو
عوض کنی؟
قبول دارم
رسیدگیم
کم بوده
پس حقم ندارم
واست تعیین
تکلیف کنم
ولی شرکت
خیلی بهت
نیاز داره
هم اون پسره رو
اخراج میکنم به وقتش
و هم زنمو درست میکنم
فقط بهم
فرصت بده
باشه دربارش
فکرمیکنم
خب دیگه
حرف زدن بسه
راحت باشین
بای بای
تو چه لذت ببری
چه نبری
من پول دادم
پس لذتتو ببر
آره یومی خیلی
چشم انتظارت بوده
دلشو نشکن
گناه داره
نگران
نباشید
مال خودمه
شماها برید
بهتون
خوش بگذره
مگه نه
اوپا؟
انگار روزای
سختی رو
گذروندی
اگه میخوای
دردودل کنی
گوش میدم
میتونم کاری کنم
احساس بهتری
داشته باشی
حالتو
جا میارم
یومی..
من...
میدونستم
باز میخوای
بهونه بیاری
ببخشید
واسه چی
ببخشیم؟
من که نمیتونم
مجبورت کنم
ولی کاش
میموندی
به هرحال امیدوارم
روزای سختو
پشت سر بزاری
و هروقت خواستی
میتونی ببینیم
باشه
ممنونم
عزیزم
تو دفتری؟
دارم
میام تو
اینجوری نمیشه
باید از شرش
خلاص بشی
خیلی بهش
فکرکردم
ولی...
عه!
آره آره
پس قطعیه
دیگ آره؟
آره!
خیلی ممنون
باشه پس دوباره
زنگ میزنم
عزیزم..؟
با کی داشتی
حرف میزدی؟
خیخی
نیاز نیست
دیگه از من بخوای
که از شرش
خلاص بشیم
چون من
دارم میرم!
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com