قسمت 63
به من میگه
زن خوبی داری؟!
مرد نیستم اگه..
نکشمش!
عشق ممنوعه
مترجم: LichKing
ای هی
من خودم
اندازه کافی
نامرتب هستم
تو دیگه
نامرتب نباش
هی رحمت
به خودت بیاد
بیچاره
تو لازم نیست
نگران من باشی
خب باردارم
باید اندازه
دونفر بخورم
باشه منم
نمیگم نخور
ولی مراعات
که میتونی بکنی
فقط چون بارداری
به این معنی نیست
که هرچقدر بخوای
میتونی بخوری
حداقل یچیزی
بخور که برا
خودت و بچه
مفید باشه
اصلا بیخیال
بخور
من چیکارم
آفرین
دیگه
نظر نده
کار چطور بود؟
خوب
پیش رفت؟
ای بد نبود
تو یکم دندون
رو جیگر بزاری
پول میاد دستم
چقدر
حقوق میگیری؟
درحدی هست
که کافی باشه
ولی نسبت
به کارمندا
و مدیرا
مزایای بیشتری
به من داده میشه
چی؟!
یعنی حتی از
اوپاهم بیشتر
میگیری؟
امکان نداره!
بایدم بگیرم
چون با استعداد هستم
سعی کن توهم
از این به بعد باهام
مثل مهندس ها
رفتار کنی
توکه از این
چیزا سر درنمیاری
فکرکردی..
شوهرت
نابغس
پس حتما
خیلی
خسته شدی
میخوای برات
یه ساک پرتف بزنم؟
آخ مگه خر باشم
که نخوام
ولی من
خرم!
ببخشید
که میگم..
خیلی خستم
بمونه برا بعدا
آهه لطفا
قول میدم..
زیاد طول نکشه
هومم
میدونستی..
یه جنده
واقعی؟
ولی با جنده
بودنت حال میکنم
خوشم میاد
دختر شیطنت کنه
منظورت از
شیطنت چیه؟
من فقط..
دارم یه
دلبری
ساده میکنم
و یکمم
حشریم
حالا بشینم
روش؟
مگه انتخاب
دیگه ای
هم دارم؟
پس میشینم
روش
تا تهش
یکجا
همشو باهم
عاااااااحح
اههه
تا ته
درونمی
حالا میخوام
تکون بخورم
عااااح
یسس!
خیلی خوبهه!
توهم داری
حال میکنی؟
هاا؟
میگم اینجوری
رهبری میکنم..
بهت کیف میده؟
آها آره
بهتر از اینه
که باهام سرد
رفتار میکنی
آرهه
پس حسابی
لذتتو ببر
شیره وجودتو
میکشم بیرون
تا آخرین قطرش
هوو
انگار مصرف
سیگارت
خیلی رفته بالا
قبلنا حواسم بود
فقط تفریحی میکشیدی
ولی الان
زرت و زرت!
حالا چیکارم داشتی؟
قطعا برا گپ زدن
که نگفتی بیام
خب بگو
میشنوم
میخوام ازت
یه سوال بپرسم
واقعا وازکتومی
کردی؟
راستشو بگو
خودت گفتی
درست حرف بزنیم
وگرنه میخواستم
بکشمت
آره
کردم
قبلا یه تصادف
کوچیک داشتم
مجبور شدم
اینکارو کنم
یعنی فکرمیکنی
دروغ میگم؟
بهش نمیخوره
دروغ بگه..
پس بچه...
حالا که مطمئن شدی
نمیخوای نونا رو برگردونی؟
به اندازه کافی
خرج گذاشته رو دستم
هر روز اندازه
گاوی میخوره
میدونستم
این شد آخرین بارت
پس خوب حواستو
جمع کن
وگرنه ازت
شکایت میکنم
تازه این برای
حرومزاده ای
مثل تو..
چیزی نیست
دیگه هشدار
داده شد
برای هربلایی
که سرم آوردی
ازت انتقام میگیرم
ولی بنظر من
ارزش نداره بخاطر
یه چندتا دختر
دیوونه بازی دربیاری
پس که اینطور
قضیه از
این قراره
توضیح بدین
ببینم
مگه ساعت
کاری نیست؟
پس شما دوتا
کجا بودین؟
منظورت چیه؟!
عزیزم تو خودت
الان اینجا
چیکار میکنی؟؟
ببخشید!
نمیدونستم به عنوان
یه رئیس باید
از تو اجازه بگیرم
راستی پسرجون..
گفتی مدیر
تیم استراتژی؟
باید یه گپ
مردونه بزنیم
من مدیر عامل
بونگ ماندیوکم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com