عشق ممنوعه قسمت ۳۰ از ۷۵۷۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰
قسمت 30
لجن تر از
تو ندیدم
دیگه نمیخوام ببینمت
اتفاقا..
جفتمون..
یه هدف
مشخص داریم
عشق ممنوعه
مترجم: LichKing
چه هدفی؟
منظورت چیه؟
مگه نمیخوای
شوهرت برگرده؟
این دیگه
چه نوع سوالیه؟!
تو اصلا بگو اون
زنیکه کیه؟؟
بنظرت شوهرت
که صبح تا شب تو شرکته
کجا میتونه باهاش
آشنا شده باشه؟
آره اون زنیکه
به قول خودت
باهاش همکاره
اون جنده رو میکشم!
میرم شرکتشون
و سلاخیش میکنم
آروم باش
که چی بشه؟
همین مونده
قاتلم بشی
نگران نباش
فقط بسپارش
به خودم
به تو؟!
چرا میخوای
بهم کمک کنی؟
چرا نکنم؟
چونکه..
اون جنده رو
برای خودم میخوام
توهم شوهرتو
پس میگیری
برد برد
برای جفتمون
الحق که لجن
برازندته
چه زود..
من فراموش شدم
مراقب حرفایی
که میزنی باش
اگه نمیخوای
فقط بگو نه
ولی بد پشیمون
میشی ها
لعنتی!
چاره ای ندارم
آفرین
بالاخره سر
عقل اومدی
ولی خودت
میدونی دیگ
هیچی تو این دوره زمونه
مفتی بدست نمیاد
باید خوب
شارژ بشم..
تا..
انرژی..
واسه کارکردن
برا جفتمون
داشته باشم
تنها کاری که باید
تو انجام بدی اینه که
لنگاتو بدی واسم بالا
و اه و ناله کنی
عااییی!
گرفتی؟
هوفف
حالا قراره
چه اتفاقی بیفته؟
اولین بارم نیست
که با یه مرد متاهل
وارد رابطه میشم
ولی این اولیشونه
که داره طلاق میگیره
خب..
یعنی از من میخواد
که باهاش ازدواج کنم؟
نه بابا
فکرنکنم
به این زودی
تازه..
اگه ازمم
بخواد..
من..
نمیدونم جواب
چی بدم
پس اینجایی
عه
اومده بودم
یکم هوا بخورم
میدونم
بالاخره آمادشون کردی؟
مدارک طلاقتو میگم
آره
باید هرچه سریعتر
انجامش بدم
خیلی بهش فکرکردم
دیگه هیچ تردیدی ندارم
فردا میرم میبینمش
و بهش میگم
که برای رفتن
به دادگاه آمادم
ولی اگه زنت
قبول نکنه چی؟
نه بابا از
خداشم هست
حتما همین الانشم
داره با اون عوضی
وقت میگذرونه
خودت چی؟
مطمئنی که
پشیمون نمیشی؟
بهت گفتم
فکرامو کردم
و مطمئنم
چون..
تورو دارم
آره!
میخوای شام واست
پاستا درست کنم؟
ممنون میشم
اومم
اون دوسم داره..
و منم دارم مردیو
که خیلی میخواستم
بدست میارم
الان خیلی
خوشحالم
عااح
عااح
اههه..
پارک!
خیلی خوبه
عااحح
ببوسم
لباتو میخوام
باشه
هومم
هومم
هوممم
پارک
تو دوسم
داری آره؟
هاااا؟!
این..
چه سوالیه
معلومه که آره
حالا واسه چی
میپرسی؟
نه چیزه...
هیچی
بیا سکسمونو
تموم کنیم
باشه
میگن ممکنه
بعدازظهر بارون بیاد
با خودت
چتر نمیبری؟
نه بابا
زود برمیگردم
مراقب خودت باش
امم..
میگم...
جونم؟
چیزی میخواستی بگی؟
نه هیچی
منتظرت میمونم
چطور بودی؟
انگاز زیاد بهت
سخت نگذشته
ولی برا من
این مدت
عذاب بوده
تو چی؟
چطور بودی؟
معلومه
که افتضاح
این چند روز
که خونه نبودی..
چطور میتونم
خوب باشم؟
اوپا
تا وقتی..
مشکلمون
با حرف زدن
حل میشه
پس..
چرا صبحت نکنیم؟
بیا
کار ما دیگه از
حرف زدن گذشته
من آمادم تا هروقت بود
بریم طلاق بگیریم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 30 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 31

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی عشق ممنوعه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت