عشق ممنوعه قسمت ۳۸ از ۷۵۷۸ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸
قسمت 38
عااح
عااحح
عااااح
بینظیره!
وقتی تو کافه
دیدمت..
شلپ شلوپ
فهمیدم..
کارت تو تخت
بیسته!
شلپ شلوپ
مترجم: LichKing
هاهه
هاهه
تا ته
میره توم
عااحح
حسشو
دوست دارم
شلپ شلوپ
شلپ شلوپ
فوق العادس
دخترای امروزی..
خیلی ساده
بدست میان
عااااح
عااااح
فقط با یکم لاس
پاهاشونو
برات بازمیکنن
شاید بخاطر همینه..
کسل کنندن
تو هر رابطه ای
یکم هیجان نیازه
اوففف
عااح
شلپ شلوپ
عااح
داره کم کم
ابم میاد
باشه
بزار بیاد
منم چیزی نمونده
ارضا بشم
پس..
میتونم بریزم توت؟
هاااا؟!
شوکه*
چرا یهو شوکه
شدی؟! چیه
نمیخوای؟؟
نه
فقط چیزه..
تا الان کسی
نریخته بود توم
اگه اتفاقی
بیفته چی؟
نگران نباش
بعدش میتونی
قرص مصرف کنی
واقعا؟؟
راستی..
گفتی اسمت
چی بود؟ سوجین؟
آره
سوجین دوس
پسر داری؟
نه ندارم
واقعا؟؟
شرم آوره
چرا؟!
آخه دختر به
این خوشگلی..
عجب
باید تنها باشه؟
پس میریزم توت
شلپ شلوپ
عااحح
عااح
عاااااااحح
عا
اا
حح
اگه بخاطر
مادرم نبود..
تا الان..
خودکشی کرده بودم
نه
نباید به همین
زودیا تسلیم بشم
مطمئنم با گذشت
زمان همه چی
خودش حل میشه
قدم*
قدم*
قدم*
اتاق مناسب رو
پیدا کردم
عه
اتاق چی؟!
مگه نگفتی میخوای
فعلا تویه هتل
اقامت داشته باشی؟
خب اینجا
زندگی کن
ولی..
خانوم لی..!
دوباره! مگه
یادت رفته
چی بهت گفتم؟
گفتم وقتی
فقط ما دوتاییم
منو نونا صدا بزن
باشه؟
ببخشید
نونا
الان..
نگران این بودم
که تنهات بزارم
ناراحت بشی
پس قبلش..
هاهه
هاهه
هرکاری میخوای
باهام بکن
اجازشو
بهت میدم
هاهه
هاههه
هاهه
خیلی خوب میکنی
عااح
شلپ شلوپ
عااح
عااحح
امروز خشن
شدی ها
هاهه
هاهه
خیلی محکم
میکنی
چنین قدرتی..
پشت یه مرد زخم دیده
هوفف
هوفف
یعنی تو
خوشت نمیاد؟
چرا
عاشقشم!
درواقع..
فشار دادن*
اینجوری بیشتر
دوست دارم
درضمن..
داریم بهم
نزدیکتر میشم
از الان کنجکاوم..
که ببینم..
هاهه
هاهه
تو آینده چیکار
میخوای بکنی
میخوام تا جایی
که میشه باهات
سکس داشته باشم
هوفف
هوفف
منم
کصت..
تنگیش خیلی
حس خوبی داره
عااحح
فعلا..
هاهه
هاهه
میخوای اولیو
بریزی توم؟
من که میدونم
با یه عقب جلو
ابت نمیاد
البته!
گفتی
بریزم
توت؟
آره
منو با ابت
پرکن
هرچی که داری
همشو بریز
شت!
عا
اا
حح
هاهه
هاهه
هاهه
خیلی گرمه
میتونم قشنگ
حسش کنم
هاهه
هوفف
هوفف
فکرکنم..
دارم عاشقت میشم
چی؟!
دوست داری با
من ازدواج کنی؟
تا وقتی تورو
داشته باشم..
زندگی واسم قشنگتره
حتی میتونیم
باهم یه
شرکت بزنیم
البته تو رئیس
کل میشی
نظرت چیه؟
عالی نیست؟
خب..
من...
ببین چقدر
ترسیدی
هه
ببخشید
نباید زیاد
شوخی کنم
هی میخوام جدی باشم ها
نمیشه
شوخی بود؟!
ولی..
تصور کردنت
به عنوان شوهرم
خیلی هیجان انگیز بود
اگه چیزی نیاز
داشتی بهم بگو
همیشه میتونی
رو من حساب کنی
میرم دوش بگیرم
اوپا من..
بچتو بدنیا میارم
اونوقت..
لرزیدن*
تو دوباره
مال من میشی
پایان

قسمت 38 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 39

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی عشق ممنوعه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت