SarRast
عشق ممنوعه
قسمت
اول
مترجم: LichKing
اینجا نوشته رسوایی
رابطه جو یونگوو
خواننده معروف
یا یه زن 20 ساله
از عکساش معلومه
چقدر پیره
عزیزم مگه نگفتم
موقع غذا گوشی رو
بزار کنار
آخه تو بیا یلحظه
اینو نگاه کن
خودت میگفتی
این خواننده مورد علاقته
حالا تو سن 60 سالگی
گندش درومده
کو ببینم؟
آره این واقعا خودشه
آخه چرا؟ زن هم که داره
تازه ماجرا اونجا
جالب بشه که بفهمی
درست وقتی ازشون
عکس گرفتن که
از هتل زدن بیرون
خودتم میدونی
تو هتل چه کارایی میکنن
واقعا نمیفهمم
تا وقتی عشقت هست
چرا میرن خیانت میکنن
مگه نه عزیزم؟
ههه
آره
هومم!
ععع!!
نمیشه یه دور
انجامش بدیم؟
نه!
امروز اولین
روز کاریته
نباید روز اولی
رو دیر کنی
آخه هنوز کلی
وقت هست
درعوض امشب رو
زود برگرد
اومم
راستی امروزم
استخر میری؟
آره
ازونورم میرم
یکم خرت و پرت بخرم
سختت نباشه
اگه میخوای لیست بنویس
تا خودم میخرم میارم
نه عزیزم
امیدوارم تو این
کار جدیدت موفق بشی
ممنون عشقم
میخوام بترکونی ها
هه باشه
اسم من پارک سیهوعه
و 38 سالمه
الان شش سالی میشه
که متاهلم
و هنوزم زنمو مثل
روز اول دوست دارم
مراقب خودت باش
هنوز هیچی نشده دلم برات تنگ شده
منم
خیلی
دوست دارم
احساس میکنم
خوشبخت ترین مرد دنیام
ولی قبل اینکه
با زنم آشنا بشم..
دخترای زیادی دورم بودن
از اول حواسم
به تو بوده
میخوای باهم برقصیم؟
اینجوری بگم که بین دخترا
محبوب بودم
مگه
رقصم بلدی؟
عااح
عااح
عااح
عااااح
عااح
عااااح
به عبارتی
تا هرچقدر
دلم میخواست
کص میکردم
اههه بکن
که خوب میکنی
حتی دوره دانشگاه
وقتایی که پاره وقت کارمیکردم
اههه خیلی
خوب میکنی
عااااح
عااح
و همینطور بعد فارغ التحصیلیم
روزایی که کارآموز بودم
هرجا که بودم..
عااح
عااح
حداقل یکبار زنای
اونجارو میگاییدم
بدون هیچ
عشق و علاقه ای
فقط برای لذت بردن
آزادانه زندگی میکردم
بدون اینکه ترس از دست
دادن چیزی رو داشته باشم
تا اینکه چشمم
خورد به یکی
پارک سیهو؟!
خیلی اتفاقی اونو
تویه بلایند دیت دیدم
از آشنایی
باهات خوشبختم
دقیقا همون لحظه ای
که فکرشو نمیکردم..
اسم من چوی سیاعه
یک دل نه صد دل
عاشقش شدم
و بعد چند قرار
ازش خواستگاری کردم
تا الان که درخدمتتونم
هوفف
بالاخره
امروز اولین
روز کاریمه
به عنوان مدیر یه تیم
از شغل قبلیم به یه
شرکت جدید منتقل شدم
هرچند از قبلی
کوچیک تره
بزن بریم
ولی کارش به مراتب آسون تر
و درآمدش بیشتره
این شروع یه زندگی
کاریه جدیدم بود
اونو ببین
چه خوش پوشه!
اون همون
مدیر تیمه نیست؟
آره خودشه
پس این بخش
منابع انسانی کجاست؟
پارک سیهو؟!
بله خودمم
از آشناییت
خوشبختم
و همینطور خوشحالم
که بعد مصاحبه دوباره
با شما ملاقات میکنم
همینطور منم خوشحالم
که منو پذیرفتین
ببخشید یه جلسه فوری داشتم
نتونستم بهتون زنگ بزنم
ولی خوب تونستید راه رو پیدا کنین
قبلا خودشو معرفی کرده بود
اگه اشتباه نکنم اسمش لی میسوک بود
بفرمایید من
راهنماییتون میکنم
و گفت که
همزمان هم
مسئول امور مالیه
و هم مدیر تیم
منابع انسانی
اگه یادت باشه
تو مصاحبه هم گفتم
اینجا زیاد
کارت سخت نیست
آره
تو مصاحبه هم
باهام گرم برخورد کرد
و هم اینجا
درکل میخوره آدم
خونگرمی باشه
از نظر روابط
اجتماعی خیلی خوبه
امیدوارم بتونی
از پس تیم توسعه
به درستی بربیای
حتی نوع ژست گرفتنش
مال یه زن معمولی نیست
با اینکه بهم لبخند میزنه
ولی نمیدونم چرا
حس خوبی ندارم
به خصوص..
فرم کونش
نمیدونم ورزش میکنه
یا خدا دادیه
آرام
بله؟
بهش سلام کن
ایشون مدیر تیم توسعه
پارک سیهو هستن
آهه
سلام از آشناییتون
خوشبختم، من
پارک آرامم
منم همینطور
از اینجا به بعد
آرام راهنماییت میکنه
خیلی از اعضای
دیگر تیم هم امروز نیومدن
میتونی بعدا با اونا آشنا بشی
و وقتیم مدیرعامل اومد
خبرت میکنم که
با اونم حرف بزنی
باشه ممنونم
موفق باشی
حتما!
از این طرف لطفا
بریم!
اینجا محل کارته
آها مرسی
عهه
چرا این کار نمیکنه؟
امم..
چش شده؟
هاها
روشن نمیشه؟
ولی تا همین چندلحظه
پیش که کار میکرد
بزار یه نگاهی بهش بندازم
الان درستش میکنم
شت!!
این چه پوزیشنیه
گرفته؟؟
این سیمش
یکم قطعی داره
کاش بهش بگم
که خودم درستش میکنم
ولی آخه کونش
خیلی بزرگه
با توجه به
جثه کوچیکش
ممه هاشم
همینطور
اونام خیلی بزرگن
آها درست شد!
این..
چرا...
ای وای!
فاک!!
عه وا
ببخشید تروخدا
نه اشکالی نداره
داشت دردسر
میشد ها
ولی بخیر گذشت
فعلا اینطور که بنظر میرسه
دست و پا چلفتیه
هوفف
با بیشتر اعضای
تیم آشنا شدم
چون اولین روزمه
زیاد کار خاصی نداشتم
ولی با محیطش
حال کردم
مهم تر اینکه
اضافه کاری نداره
پس میتونم
زود برم خونه
و میتونم وقت بیشتری
رو پیش سیا بگذرونم
هی خوشتیپ
تو مدیر همین تیم جدیده
پارک سیهویی؟
آره و شما؟
از کی اینجا بوده؟
پس چرا ندیدمش
از آشناییت خوشبختم
منم سئو مینام
از تیم منابع انسانی
منم از آشنایی
باهات خوشبختم
راستی منو
از کجا میشناختی؟
خب..
تورو زودتر تو دفتر
با آرام دیدم
البته قصد نداشتم فضولی کنم
ولی برخورد اولتون خیلی برام جالب بود
آها که اینطور
پس..
معلومه آدم فضولیه!
ازش دل نگیر
دست و پا چلفتیه
ولی قلب مهربونی داره
پس زیاد بهش سخت نگیر
آره خودم فهمیدم
من وقتی به پوچی میرسم
میام اینجا سیگار میکشم
ولی حالا یه دلیلی دارم
از این به بعد بخاطرش
بیام پشت بوم
باشه؟
هه باشه
خب چطور بود؟
چی؟!
کونش!!
دیدی چقدر حجیمه
هاااا؟!
تازه با اون همه حجم
به پای من نمیرسه
عه چیزه..مدیر لی..
داره بهم زنگ میزنه
باید برم
ههه
الو؟ سلام، بله بله
مدیرعامل؟! باشه اومدم
مدیری..
چقدر..
تایپم بود!
از آشنایی
باهاتون خوشبختم
هاهاهاها
پس تویی مدیر جدید
میخوره یه تختش
کم باشه
از وقتی که دیدمش
تا الان داره میخنده
آخ آخ دستم
قراره مدیر
تیم توسعه باشه
هی از همون نگاه اول
فهمیدم قابل اعتماده
زیاد بهش نمیخوره
علاقه ای به مدیریت
داشته باشی
تا اینکه..
اگه هرسوالی داشتی
از مدیرمون
لی میسوک بپرس
عه
اوه!
فهمیدم بله! جنابعالی
شوهر لی میسوک
تشریف دارن
عزیزم مگه قرار نشد
تو محل کار از اینکارا نکنی
ببخشید
ببخشید
چه زوج دیوونه ای
پس این شرکت دونفرس
و اینطور که میخوره
20 سالی فاصله سنی دارن
راستی بعد کار
که کاری نداری؟
برای چی؟
ناسلامتی امروز
اولین روزته ها
اولین روزم؟!
بزارید به همتون
یه سلام رسمی بکنم
من پارک سیهو
مدیر تیم توسعه
لطفا هوامو
داشته باشین
ههه کصنمک
ایولا
و اینجوری شد
مدیرعامل کل شرکت رو
بخاطر من به شام دعوت کرد
خوش بگذرونید
تو خیلی خوش تیپی
جو خیلی صمیمیه
ولی من فقط میخوام
هرچه زودتر برم خونه
بخور
بخور
بخور
بخور
بچه نزارید
دیگه مینا بخوره ها
بد مسته
نباید انقدر
مست میکردم
غلط کرده هرکی گفته
من خیلیم جنبم بالاست
پس تا تهش برو
کاش از اولش
قبول نمیکردم
ولی دیگه چاره ای نیست
یعنی الان سیا داره
چیکار میکنه؟
وقتی بهش گفتم
امشب شام پیش همکارامم
جوابمو نداد
البته سین کردها
ولی چیزی نگفت
امم ببخشید
بابت اون اشتباهم متاسفم
آهه
انگار آرام هنوز
تو فکر اون اتفاقس
حتما خیلی
اذیت نشدی
لازم نیست انقدر
نگرانش باشی
بعد من که میدونم عمدی نبود
پس الکی ذهنتو مشغول نکن
تازه فهمیدم آدم
درونگرایی هم هست
از طرفیم مینا
که جلوم نشسته
خیلی آدم درون بگاییه!
راستی نگفتی
سرگرمی هات چیه؟
مثلا..
از چی خوشت میاد؟
خب..
اینم هی سوال های
چرت و پرت میپرسه
همه تا الان
فهمیدن..
دوس دختر داری؟
که بهم
علاقه منده
آره!
اگه قبل ازداجم بود
هرکی انقدر بهم
علاقه نشون میداد..
قطعا
میکردمش
نه ندارم
باید راستشو بگم
درعوض..
من...
مدیرمون متاهله
مگه نه؟
واقعا؟؟
هاااا؟!
تو از کجا
میدونی؟
تو مصاحبه اطلاعات
شخصیشو پرسیدم دیگ
پس ازونجایی که
خودت خوشتیپی
باید زنم خوشگل باشه
نه بابا کی گفته
من خوشتیپم
خب زنتو به
ماهم نشون بده
نشونش بده!
نشونش بده!
باشه یه عکسشو
بهتون نشون میدم
قطعا ببیننش..
از زیباییش
کف میکنن
پشمامون!!
چقدر خوشگله
زنت مهمانداره؟
آره مهماندار بود
الان خونه داره
مثل فرشته ها میمونه
دیدین درست حدس زدم
گفتم زنش باید خوشگل باشه
هاها لطف دارین
مراقب خودت باش
و همینطور زنت
تو کار بهت
آسون نمیگیرم ها
عزیزم
ولش کن
هاها
شمام مراقب
خودتون باشین
حتما روز اولی
خیلی خسته شدی
روزای بعد
کارت راحت تره
نه اوکی بود
بدرود
تو شرکت میبینمت
هوفف
بالاخره تموم شد
دیگه..
میتونم برم خونه
هاااا؟!
عهه
آرام؟!
توهم مراقب
خودت باش
خیلی خجالتیه
به اینجور شخصیت ها
عادت ندارم
هی مدیری!
کجا میری؟
تو هنوز
نرفتی خونه؟
آخه
کجا برم؟
یعنی چی کجا برم؟
فکرکنم
خیلی مسته
میخواستم یچیزی
بهت بگم
چی بگو
دوست داری..
تنهایی..
خودمون دوتا
یه دور دیگم بخوریم؟
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
ادامه دارد...