عشق ممنوعه قسمت ۳ از ۷۵۶۲ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲
SarRast
عشق ممنوعه
قسمت
03
عه ببخشید
حواسم نبود
پس قیافش
اینشکلیه
کصکشی که
به زنای شوهردارم
رحم نمیکنه
اوکی؟
ایشون شخصیت
بد ماجراست..
و تازه از اینجا به بعد
ماجرا شروع میشه:)
مترجم: LichKing
چه پوست سفیدی
عضله هاش تو حلقم
تازه قدبلندتر از
منم هست
آره من خوبم
خب خوبه
بچه کونی
زنایی که عاشقش میشن
اطلاع دارن که ما تو دوران
مدرسه امثال اینو میکردیم؟
وایسا ببینم!
اگه اونم به
این استخر میاد..
و زنیم که
مخشو زده..
متاهل و سکسیه
پس...
نه بابا
امکان نداره
اینجا قطعا کلی متاهل ریخته
پس سیا
کجاست؟
عه
اوناهاش
سی..
عه!
رنگ لباس شناش...
نگو که
اون زن..
زن من بوده؟!
درواقع سیا!!
عه
عزیزم
اومدی
بزار معرفیتون کنم
ایشون مربی شنای منه
عه
اینو که تو رختکن
دیده بودم
سلام من لی جئونگوو
هستم مربی شنای خانوم
آره
علیک
خب بعدا همو میبینم
باشه
سیا
بله؟
چیزی شد عشقم؟
به من بگو
ممکنه تو...
بیبی
هی دارم دنبالت میگردم
ععع!!
مگه قرار نشد امروز
غذا باهم بخویم؟
فکرکردم فرار کردی
نه بابا فرار چی
پس قرارمون
یادت نره
منتظرم باش
تا جلسم تموم بشه
باشه باشه
عزیزم میخواستی
چیزی بگی؟
هاااا؟!
نه هیچی
خب بخیر
گذشت
الکی مشکوک
شده بودم
انگار زیادی
حساس شده بودم
بریم شنا؟
هاهه
هاهه
عاشقشم!
هاههه
هاهه
کیرت..
هومم
خیلی دلم میخواست
بخورمش
خیخی
خب بخورش
به اندازه چقدر
میخواستی بخوریش؟
هومم
خیلی خیلی زیاد
جونم میره براش
کیر مربی
ولی..
اینجوری
خجالت میکشم
هاهه
هومم
با شوهرت این
پوزیشن روهم میری؟
هومم
من بهترم
یا اون؟
خیلی چیزا درباره
شوهرت برام سواله
هومم
هوممم!
مثلا اینکه الان
نمیترسی؟
هومم
اگه توسط شوهرت
گیر بیفتیم
نه!
برام مهم نیست
چون اون..
عاااااااحح
با کارش
ازدواج کرده
نه من
عااح
عااح
پس به
تخمدانم
نه
هه
هه
هه
هه
هوفف
لعنتی!
چه مرگم شده؟؟
مطمئنم هیچ
اتفاقی نیفتاده
پس هنوزم..
احساس میکنم بهم
خیانت کرده؟
وای اصلا نتونستم
دیشب بخوابم
آهه
همش فکرم
پیش اون گوهه
حتی نمیتونم یلحظه هم
بهش فکرنکنم
خودم با چشمای خودم
یه زن دیگه رو دیدم
پس چرا...
بسه
دیگه بهش
فکرنکن
ولی مطمئنم..
منظور از اون زنه
اون بوده
اگه..
نبوده باشه چی؟!
دینگ!
عه
مدیری
الان از کنارت رد شدم
انقدر تو خودت بودی
که متوجه من نشدی
چیزی شده؟
مینا؟!
اگه امروز حال و حوصلشو داری
تا میخوام اشتباه اون روزمو جبران کنم
هاااا؟!
بعد کار بریم نوشیدنی بخوریم
اون الان..
داره دعوتم
میکنه که باز
بریم مست کنیم؟
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 3 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 4

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی عشق ممنوعه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت